بررسی تغییر نقش زنان در خانواده

خانواده به‌عنوان اولین گروهی است که فرد در آن عضویت می‌یابد و طی فرایند اجتماعی شدن، ارزش‌ها و هنجار‌های اجتماعی در او درونی می‌شود. در نتیجه رابطه متقابل بین جامعه و خانواده، ویژگی‌ها و آسیب‌های آن‌ها از هم تأثیر می‌پذیرد، بنابراین نهاد خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است و مناسبات درون خانواده و نقش افراد نیز جایگاه ویژه‌ای می‌یابد. علاوه بر این همراه با تغییرات اجتماعی به‌وجود آورنده دنیای مدرن، به تغییر در نهاد خانواده و شکل تازه‌ای از روابط و نقش اعضاء، به‌خصوص نقش زنان پی می‌بریم.

مطالعه و ارزیابی تغییر نقش زنان در خانواده و توجه به عوامل موثر بر این تغییرات و آسیب‌های ناشی از آن و در نهایت اتخاذ رویکردی دموکراتیک و منطبق با شرایط روز و در جهت توسعه، می‌تواند در بهبود شرایط نامساعد خانواده موثر باشد و خود زنان در راستای بهبود شرایط خانواده عامل مهمی هستند.

تغییرات خانواده و نقش زنان و عوامل موثر بر آن

سوالی که در آغاز مطرح می‌شود این است که همراه با تغییرات اجتماعی، ساختار خانواده به‌طور‌کلی و نقش زنان در خانواده به‌طور خاص چه تغییراتی کرده و عوامل موثر بر تغییر نقش زنان چیست؟

قبل از صنعتی شدن، خانواده یک واحد تولیدی با مهارت و بازدهی ناچیز بود، از این رو برای تولید مجبور به استفاده از نیروی کار خانوادگی می‌شد. به استثناء خانواده اشراف و خانواده بورژوازی که زن‌ها و مرد‌های آن‌ها هیچ فعالیت تولیدی نداشتند، در تمام خانواده‌های دوره‌های قبل، زن و مرد مشغول کار بودند و حتی بر حسب ناحیه جغرافیایی، گاه فعالیت شغلی زن‌ها مهم‌تر و مشکل‌تر از مرد‌ها بود. در واحد تولیدی خانواده بعضی فعالیت‌ها زنانه و برخی دیگر مردانه تلقی می‌شد ولی کار هیچ‌یک از افراد قابل سنجش با پول نبود. در نتیجه فعالیت کلیه افراد خانواده در جهت رفاه عمومی خانواده انجام می‌شد (1). در انتخاب الگو‌های ازدواج نیز معمولا عشق یا محبت نقش تعیین‌کننده نداشت و به‌جای آن منافع اجتماعی و اقتصادی مربوط به تداوم نقش اقتصادی خانواده و نگهداری و مراقبت از وابستگان، اهمیت اساسی داشت. گروه خانوادگی معمولا یک واحد تولید یک‌پارچه بود و همه اعضاء آن- زن و شوهر و کودکان- در فرایند تولید همکاری می‌کردند. اگرچه زنان مسئولیت اصلی پرورش کودک را عهده‌دار بودند، نقش اقتصادی مهمی نیز در خانواده داشتند.(2)

از حدود قرن هفدهم در اروپا و کمی دیرتر در آمریکا که کشاورزی تجاری در واحدهای تولیدی بزرگ توسعه یافت، خانواده‌های کشاورز ِکوچک از زمین‌های خود جابه‌جا شدند و این فرایند جابه‌جایی با صنعتی شدن، شتاب بیشتری یافت و تولید کالاها و خدمات در کارگاه‌ها، کارخانه‌ها و اداره‌ها انجام گرفت. یعنی خانواده دیگر یک واحد تولیدی نبود و محل کار از خانه جدا شد.(3)

در پی این تغییرات، نقش زنان، مردان و کودکان نیز تغییر کرد و از نخستین سال‌های صنعتی شدن بسیاری از زنان علاوه بر مراقبت از کودکان در خانه، برای کار به بیرون از خانه می‌رفتند و نیروی کار آن‌ها با پول مبادله می‌شد. در نتیجه کار هر فرد قابل سنجش با پول بود و زنان نیز شخصاً دستمزد خود را دریافت می‌کردند و غیبت در محل کار سبب کاهش دستمزد می‌شد. بنابراین زنان نیمی از روز در محل کار و بقیه اوقات در خانه بودند. همچنین به گفته آنتونی گیدنز بنای تشکیل خانواده و پیوند بین افراد بر اساس ارتباطات عاطفی بود، نه به دلایل اقتصادی. تصمیم بچه‌دار شدن نیز با توجه به هزینه‌های زیاد و صرف وقت، بیشتر تصمیمی عاطفی بود. برخلاف دوران قبل که این تصمیم یک تصمیم اقتصادی و دارای منفعت اقتصادی بود.

اشتغال زنان در دوران جدید موجب استقلال یافتن آنان شد به‌طوری‌که هویت‌شان بیشتر توسط خودشان تعریف می‌شد نه چارچوب‌های سنتی نقش مادر- همسر و در پی آن، عده‌ای نیز بالا رفتن نرخ طلاق را ناشی از همین تغییر در نقش زنان می‌دانند.

علاوه بر این تغییرات، تغییرات قانونی، باعث دگرگونی اساسی در وضع زنان شد و آن‌ها به‌تدریج در حیطه‌های گوناگون دارای حقوق مشابه مردان شدند، امکان آموزش، ورود به دانشگاه و اشتغال در مشاغلی که قبلا خاص مردان بود و حق رأی را به‌دست آوردند و در امور سیاسی حق شرکت یافتند.

می‌توان گفت از عوامل موثر در اکثر این تغییرات، بالا رفتن آگاهی زنان، فعالیت آنان برای خود و شکل‌گیری و حرکت جنبش‌های زنان است که سعی در از میان بردن تقسیم نقش سنتی در خانواده و کسب حقوق برابر زن و مرد را داشت و باعث این دگرگونی ساختاری شد.

نظریه‌های مربوط به تغییر نقش زنان

نظریه‌های مطرح شده از سوی جامعه شناسان در باب تغییرات خانواده و تغییر نقش زنان چیست؟ آیا آن‌ها نسبت به این تغییرات خوش‌بین هستند یا بدبین؟

به‌طور کلی دو تیپ سیاست و نظریه متفاوت در رابطه با خانواده وجود دارد که به تقابل و رویارویی با هم پرداخته‌اند. تیپ اول نظریات با تحولات خانواده در جامعه مدرن از موضعی لیبرال برخورد می‌کند و این تحولات را مثبت ارزیابی می‌کند و آن را پیامد بهبود موقعیت زنان در حوزه اجتماعی می‌داند و به‌طور‌کلی بر این دیدگاه است که هر چند اشکال خانواده بسیار متفاوت از گذشته شده اما باید پذیرای این تغییرات در نهاد خانواده بود. و تیپ دوم نظریات، این تغییرات جدید را از موضع محافظه کارانه نقادی می‌کند، با بدبینی به تحولات خانواده می‌نگرد، آن را در شرایط بحرانی ارزیابی می‌کند و خانواده سنتی را شکل ایده‌آل روابط می‌داند.

شلسکی از جامعه شناسانی است که متأثر از شرایط بحرانی بعد از جنگ جهانی دوم، سعی در ترسیم شکل مطلوب از خانواده دوران خود را داشت و خانواده را به‌عنوان تنها باقی مانده ثبات اجتماعی در نظر گرفته و در تقویت و حفظ آن کوشید. شلسکی سلطه طبیعی مرد بر سایر اعضاء خانواده را به‌عنوان ضامن حفظ کارکردهای خانواده می‌داند و بر خانه‌داری زن نیز تأکید دارد، زیرا تنها در این حالت، کارآیی منحصر به فرد خانواده که سبب تربیت فرزندان در محیطی سرشار از اعتماد و مراقبت می‌شود، تضمین می‌گردد. از دید شلسکی باید این مجموعه، یعنی پدر نان آور قدرتمند و مادر مسئول فرزندان را برای حفظ ثبات اجتماعی به هر قیمتی حفظ کرد.(4)

همچنین رابرت لین در کتاب زندگی سیاسی می‌نویسد: مشارکت زنان در امور سیاسی و هر نوع وابستگی خارج از خانه، به معنی دزدی از فرصت‌های خانوادگی است.

پارسونز در نظریه تفکیک نقش‌ها، با این تصور که اشتغال زنان، نظام خانواده را در معرض خطر قرار می‌دهد، اشتغال زنان را نکوهش می‌کند. او دو نقش متفاوت را در خانواده مطرح می‌کند، از نظر او مرد نقش ابزاری و زن نقش بیانگر دارد. نقش ابزاری بیشتر شامل حالات مردانه و نقش بیانگر شامل حالات زنانه است. به اعتقاد او این تقسیم نقش باعث حفظ وحدت خانوادگی می‌شود. زیرا نقش مرد دادن پایگاه اجتماعی به خانواده از طریق شغل مرد و حفظ امنیت و آسایش خانواده از طریق درآمد شغلی اوست و نقش زن ایجاد روابط عاطفی (بیانگر) در درون خانواده و حفظ روابط عاطفی برای اعضاء که از مشکلات گوناگون جامعه رنج می‌برند ضروری است.

پارسونز این تقسیم نقش را بهترین شکل برای حفظ وحدت خانوادگی می‌داند و تداخل هر نوع نقش دیگر را سبب بر هم خوردن تعادل زندگی به‌حساب می‌آورد. زیرا به‌خصوص در حالت اشتغال زن، او حالت بیانگر را از دست داده و تبدیل به رقیب شغلی شوهر خود می‌شود و رقابت زن و شوهر با یکدیگر سبب ناهماهنگی و نابسامانی خانواده می‌شود.

از صاحب نظران دیگر، دیوید پوپنو، جامعه شناس آمریکایی است که در کتاب بر هم خوردن آشیانه که در 1987 منتشر شد، برداشت سنتی و محافظه کارانه را نمایندگی می‌کند و به نقد تحول خانواده در جامعه مدرن می‌پردازد. تز اصلی او در این کتاب از این قرار است: در پیشرفته‌ترین جوامع مدرن، خانواده سنتی بورژوائی تضعیف شده و رو به اضمحلال است.

پوپنو کاهش اندازه خانواده و افزایش تعداد زنان مزدوجی که به اشتغال اجتماعی و کارمزدی می‌پردازند را یکی از نشانه‌های این تحول می‌داند. او می‌پذیرد که بسیاری از سیاست‌های دولت رفاه نظیر افزایش برابری زنان و مردان و گسترش نهادی شدن امر مراقبت اجتماعی از کودکان و سال‌خوردگان مثبت است، اما او درباره پیامد‌های منفی آن که تضعیف خانواده هسته‌ای را در بر دارد، هشدار می‌دهد. نمونه عالی مورد نظر او از خانواده بر پایه برداشت چند دهه پیش از خانواده استوار است که انعکاسی است از دیدگاه پارسونز که خانواده را سنگ بنای نظم اجتماعی می‌داند. تعریف پوپنو از خانواده چنان بسته و محدود است که به کارمزدی زنان در جامعه به‌عنوان یکی از علل تضعیف زندگی خانوادگی با نظر منفی می‌نگرد.

اما جز این نظرات بدبینانه نسبت به تغییر نقش زنان، از دید جامعه شناسان لیبرال و منتقد پوپنو نظیر دالستروم هیچ نشانه‌ای دال بر این که تنوع اشکال رابطه دو جنس و تضعیف خانواده هسته‌ای به معنای کاهش اهمیت زندگی خانوادگی است، وجود ندارد. 

گیدنز نیز با برشمردن عوامل موثر بر دگرگونی خانواده معتقد است که تأیید یک دیدگاه لیبرالی کاملا باز درست به‌نظر نمی‌رسد و نفی هر‌گونه اخلاقیاتی در خانواده و این‌که در محیط خانواده اجازه هر عملی داده شود نیز دیدگاهی کاملاً معتبر نیست. به اعتقاد او برای فهم تغییرات در حوزه خانواده و درک اختلاف نظر‌ها فقط یک راه وجود دارد و آن ظهور دموکراسی در عواطف است. دموکراسی عاطفی یعنی وجود تساوی بین دو جنس و اعتماد افراد در ارتباطات و تصمیمات. به گفته او برای داشتن یک جامعه مستحکم باید خانواده‌های مستحکم داشته باشیم و امروزه خانواده مستحکم باید بر اساس تساوی بین دو جنس بنا شود.


1. اعزازی، 146.

2. اعزازی، 428-430.

3. گیدنز، 430، 1382.

4. اعزازی، 119.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • اندازه قلم

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما