رذائل اخلاقی، غیبت

کلمه غیبت(1) عبارتست از اینکه در غیاب کسی عیبی از او بگویی که وجدان بیدار، تو را از آن نهی کند و اگر او بشنود، ناراحت شود، به همین جهت بدگویی دنبال سر فردی که تظاهر به فسق و گناه می‎‌کند را، جزو غیبت نشمرده اند، چون اگر بشنود که در غیاب او چنین گفته اند، ناراحت نمی‌شود.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «غیبت آن است که برادر خود را به چیزی یاد کنی که ناخوشایند اوست. پرسیدند: اگر آنچه گفته شده واقعاً در آن شخص باشد، آیا باز غیبت است؟ فرمود: آنچه درباره او می‌گویی اگر در او باشد، غیبت است و اگر در او نباشد، بهتان است».(2) همچنین امام صادق(ع) فرمود: غیبت کسی را مکن که [اگر کردی] غیبت تو را خواهند کرد. برای برادر دینی‌ چاهی حفر نکن که خودت در آن می‌افتی.(3)

مصادیق غیبت

اول ذکر کردن چیزی که نقص شرعی یا عرفی نسبت به حال شخص غیبت شده باشد و آن چیز هم، بر شنونده پوشیده باشد به طوری که راضی به فاش شدنش نباشد و غیبت کننده هم در مقابل کوچک کردن آن شخص و عیب گذاری بر اوست.

نقل عیب پنهان، لیکن نه به قصد مذمت کردن و عیب گذاردن و پست کردن او، بلکه به غرض دیگری مانند سرگرمی یا از روی دلسوزی، عیب پنهان دیگری را نقل کند که شکّی در حرام بودنش نیست.

همچنین گفتن عیب کسی نزد دیگری که آن را می‎‌داند. ظاهر بعضی از روایات آن است که از عنوان غیبت بیرون است، لیکن از تعدادی روایات استفاده می‎‌شود که این مورد نیز غیبت است.

صورت‌های غیبت

گاهی شخصی غیبت کسی را می‎‌کند و اظهار می‎‌دارد که من این عمل را انجام نمی‌دهم و اهل آن نیستم؛ مثلاً اظهار می‎‌دارد: الحمدللّه که من مبتلا به حبّ ریاست نیستم. طریق دیگر آن است که گاهی غیبت کسی را ـ با لباس و پوشش تعریف از او ـ می‎‌کند؛ مثلاً می‎‌گوید: حیف فلانی با وجودی که این همه صفت خوب دارد، امّا صبر ندارد و زود عصبانی می‎‌شود.

گاهی این‌طور اظهار می‎‌دارد که این غیبت نیست، چون به خودش هم گفته‌ام یا این‌که در وسط مطلبی که راجع به شخصی بیان می‎‌کند، می‌گوید: حالا غیبتش نباشد!! در حالی که تمامی این موارد غیبت است.

غیبت از گناهان کبیره است

در سوره نور آیه 19 آمده است: «و کسانی که دوست دارند خصلت ناشایست افراد با ایمان فاش شود برای آن‌ها عذابی دردناک در دنیا و آخرت می‌باشد».(4)

همچنین در سوره حجرات آیه 12 آمده است: «و لایغتَب بَعضُکُم بَعضاً اَیحِبُّ اَحَدَکُم اَن یأکُلَ لَهمَ اَخیه مَیتاً فَکَرِهتُموهُ؛ نباید بعضی از شما غیبت بعضی دیگر را بکنند آیا هیچ یک از شما دوست دارند که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ پس کراهت دارید از آن».(5) و شاهد این احتمال هم روایت شریفی از پیامبر‌(ص) است که می‌فرماید: «در شب معراج گروهی را در آتش دیدم در حالی که مردار می‌خوردند. از جبرئیل پرسیدم، این‌ها چه کسانند؟ گفت:این‌ها کسانی هستند که در دنیا گوشت مردم را می‌خوردند 3 یعنی غیبت مردم می‌کردند».

همچنین از پیامبر‌(ص) روایت شده که روز قیامت شخصی در پیشگاه حق نگه داشته شود و کتابش به او داده شود. پس حسنات خود را در آن نبیند. گوید: خداوندا! این کتاب من نیست، در آن حسنات خود را نمی‌بینم. به او گفته شود: همانا پروردگار تو گمراه نیست و فراموش نمی‌کند، عمل تو به واسطه غیبت کردن از مردم از بین رفت. پس از آن، دیگری آورده شود و کتابش را به او می‌دهند. پس در آن طاعت‌های بسیاری می‌بیند. بگوید: بار الها! این کتاب من نیست، زیرا که من این طاعات را نکردم. به او گفته شود: چون فلانی غیبت تو را کرده،حسنات او را به تو دادیم».

نتایج غیبت از دیگران

1. از بین رفتن روحیه برادری و دوستی

گسترش غیبت در خانواده و اجتماع، روحیه برادری و اتحاد و صمیمیت را از بین می‌برد و خوش‌گمانی و اعتماد به یکدیگر را که نخستین شرط علاقه و الفت خانوادگی است، بر باد می‌دهد.

2. دامن زدن به آتش فتنه و دشمنی

غیبت در بسیاری از موارد، بر آتش فتنه در میان اعضای خانواده دامن می‌زند و بر کینه و دشمنی‌ها می‌افزاید؛ زیرا فاش شدن عیب‌های پنهانی دیگران، دستاویز فرصت طلبانی می‌شود که برای انتقام گرفتن و بر باد دادن حیثیت دیگران، لحظه شماری می‌کرده‌اند.

3. نابودی شخصیت و حرمت افراد

برخی افراد هنگامی‌که بر اثر غیبت، آبروی خود را در محیط خانواده، بربادرفته می‌بینند، دیگر دلیلی نمی‌یابند که از آن گناه دوری کنند. از این رو، بی پروا به آن گناه ادامه می‌دهند.

4. بی اعتمادی اعضای خانواده و فامیل به یکدیگر

با رواج غیبت بین خواهر و برادر، زن و شوهر، فرزندان، اقوام و بستگان، به تدریج روابط آنان تیره می‌شود و گاه به جدایی و قطع رابطه می‌انجامد و اگر چنین هم نشود و افراد به رفت وآمد خود ادامه دهند، روابطشان به صورتی بسیار تصنّعی و اجباری(مثلاً بین مادرشوهر و عروس) ادامه می‌یابد.

بررسی یک ناهنجاری فراگیر در جامعه ما

چه فرقی می‌کند که اسمش غیبت باشد یا حرف‌های خاله زنکی؟ مهم این است که تفریح بسیاری از ما ایرانی ها، این جور حرف‌هاست. مشابه غذا خوردن بعضی از ما که هر وقت بیکار می‌شویم، دل و روده یخچال را می‌ریزیم وسط و... . جالب این‌که در همین کشور ما، درباره این‌که غیبت چیست و چه ضررهایی دارد، بحث‌های بی شماری شده است! برای مثال، مراجع تقلید، غیبت کردن را این گونه تعریف می‌کنند: «غیبت یعنی عیب مستور دیگران را بازگو کردن و باید شخص غیبت کننده را که کار حرام انجام می‌دهد، از آن نهی کرد». در روایات اسلامی‌نیز غیبت کردن را حتی به «خوردن گوشت برادر مرده» همانند کرده‌اند.

اما در تعریفی دیگر، آنچه در بسیاری از جمع‌های زنانه و البته مردانه ما پیوسته اتفاق می‌افتد، این گونه تحلیل شده است: «غیبت را می‌توان انتقالی ظریف و زیرکانه دانست که ریشه در خشم فرو خورده فرد دارد. زمانی که به دلایل گوناگون نمی‌توانیم آشکارا ناراحتی خود را ابراز کنیم، به غیبت متوسل می‌شویم. در واقع غیبت می‌تواند ابراز خشم ما باشد، آنچه بنیان خانواده را بر هم می‌زند. گاه نیز خشم خود را با بیان شوخی‌ها و جوک‌هایی ابراز می‌کنیم که در آن‌ها فرد مورد خشم ما به باد تمسخر گرفته می‌شود. این نوع تظاهرات در وهله اول از دید دیگران، نشان دهنده خشم نیستند، اما در واقع راه‌های متفاوت ابراز عصبانیت محسوب می‌شوند».

در واقع ما با نکوهش و غیبت افراد و توهین به شخصیت آنان، می‌خواهیم به هویتی بالاتر برسیم. بالاتر بودن هم که جزو آرزوهای اولیه همه است و غیبت کردن هم ساده‌ترین راه ایجاد چنین توهمی.

حدیثی از امام باقر(ع) را یادآور فرموده است: «غیبت کردن از سه گروه، گناه شمرده نمی‌شود: یکی، صاحب بدعت؛ دوم، پیشوای ستمکار و سوم، فاسقی که آشکارا مرتکب گناه می‌شود».(6)

اما درخصوص برادر و خواهر مؤمن، هرگونه سخن پراکنی و فاش کردن اسرار یا عیب‌های آن‌ها در جایی که خودشان حضور ندارند، غیبت و گناهی کبیره است که کفاره دارد. امام صادق(ع) درباره کفاره این عمل قبیح فرمود: «از پیامبر گرامی‌اسلام سؤال شد: کفاره غیبت کردن چیست؟ فرمود: هرگاه از کسی یاد کردی که درباره او غیبت کرده یا شنیده‌ای، برایش از خدا طلب بخشش و آمرزش کن».(7) رسول خدا(ص) همچنین فرموده است: «مؤمن بر مؤمن هفت حق واجب الهی دارد: 1. احترام به او در هنگامی‌که حضور ندارد 2. دوستی قلبی با او 3. شریک ساختن او در ثروت 4. حرام دانستن غیبت او 5. عیادت از وی در حال بیماری 6. شرکت در تشییع جنازه‌اش ...».(8) براستی چرا با این همه سخن و حدیث، باز شیرینی گناهی، ما را از عذاب آن غافل می‌کند؟ باز هم از این و آن می‌گوییم، به بهانه دل جویی در کار هم سرک می‌کشیم و با یک لحظه غفلت، زحمت و عذاب یک عمر هیزم کشی جهنم را به تن می‌خریم؟! به نعمت، مال و حتی شادی دیگران حسد می‌ورزیم و به جای اصلاح عیب‌هایمان و یافتن راه‌های پیشرفت و ترقی، با بزرگ جلوه دادن عیب‌های دیگران، شخصیت کاذبی برای خود ترسیم می‌کنیم. به دست آوردن ارزشی پوشالی به قیمت تخریب شخصیت دیگران؟! کاش حتی لحظه‌ای حاصل این عمل زشتمان را تجسم می‌کردیم. خوردن گوشت برادر! اما نه، از این پس نه!

درمان غیبت

یکی از موانع مهم تهذیب نفس غفلت است. اگر از آثار خطرناک اخلاق رذلیه غافل هستیم، اگر درباره کیفر گناهان و عذاب اخروی فکری نمی‌کنیم و بالأخره اگر ایمان به معاد در عمق جانمان نفوذ نکرده و از حدّ یک مفهوم ذهنی بالاتر نرفته، چگونه می‌توانیم درباره تهذیب و پاکسازی نفسمان تصمیم بگیریم و او را در خواسته‌هایش کنترل و مهار کنیم؟ مگر به این سادگی می‌توان با نفس امّاره مبارزه کرد؟ غفلت،یکی از بیماری‌های بزرگ نفسانی و منشأ بسیاری از بیماری‌هاست و دوای این درد، تفکّر، عاقبت اندیشی و تقویت نیروی ایمان می‌باشد. بر انسان لازم است همواره مراقب نفس خویش باشد. حضرت علی‌(ع) فرموده‌اند:«هر کس که قلبش را با تداوم فکر، آباد سازد افعالش در باطن و ظاهر خوب خواهد شد». در این مرحله باید این بیماری و درمانش را خوب بشناسیم و با خود بیندیشیم و حساب کنیم که در روز چند بار این عمل (غیبت) را انجام می‌دهیم.

مرحله دوم، عزم است. عزم، میزان امتیاز انسان است، و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم او است. جرأت بر معاصی کم کم انسان را بی عزم می‌کند، و این جوهر شریف را از انسان می‌رباید. مرحوم شاه آبادی می‌فرمودند:«بیشتر از هر چیز گوش کردن به موسیقی و غنا، از انسان سلب اراده و عزم می‌کند».


1. به طوری که در مجمع البیان آمده.

2. میزان الحکمه، ج 1، ح 44570.

3. بحار الانوار، ج 75، ص 249.

4. سوره نور، آیه 19.

5. سوره حجرات، آیه 12.

6. میزان الحکمه، ج 9، ص 4461، ح 15515.

7. کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 357، ح 4.

8. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 398.

منبع: سايت تبييان

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در شنبه, 25 شهریور 1396 ساعت 14:02
  • اندازه قلم

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما