اثر انحلال ازدواج در انواع مهر

اثر انحلال ازدواج در مهر المسمی
مهر المسمی در مورد فوت

فوت شوهر هیچ‌گونه تأثیری در مهر المسمی ندارد و چنانچه در زمان حیات شوهر تسلیم نشده باشد زن می‌تواند پس از فوت شوهر مهر آن را مطالبه کند، خواه فوت قبل از نزدیکی یا بعد از آن باشد.

فوت زوجه نیز قبل از نزدیکی موجب استقرار حق او نسبت به نصف متزلزل مهر است.

مهر المسمی در مورد طلاق

مطابق ماده 1092 قانون مدنی «هرگاه شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را قبلا داده باشد، حق دارد مازاد از نصف را عینا یا مثلا یا قیما استرداد کند».

اگر مهر دین بوده باشد و هنوز پرداخت نشده باشد نصف آن از ذمه شوهر ساقط می‌شود و اگر پرداخت شده باشد حق دارد نصف آن را استرداد کند.

هرگاه مهر عین باشد و هنگام طلاق در مالکیت زن باقی بماند با وقوع طلاق قبل از نزدیکی، نصف مشاع آن به شوهر تعلق می‌گیرد و مالکیت زن نسبت به آن زایل می‌شود.

اگر مهر قبل از طلاق از مالکیت زن خارج شده و سپس به علتی مجددا به زن انتقال یافته باشد اگر قبل از دادن مثل یا قیمت، مهر به مالکیت زن برگردد، شوهر مالک نصف مال خواهد شد و به مثل یا قیمت رجوع نمی‌شود.

هرگاه در زمان وقوع طلاق فقط نصف مشاع مهر در مالکیت زن باقی باشد در اثر طلاق همین نصف به شوهر تعلق می‌گیرد، اعم از اینکه نصف واگذار شده به شوهر یا شخص ثالث منتقل شده باشد یا نه.

نمائات مهر

نماء از ریشه نمو است و در اصطلاح حقوقی افزایشی مادی یا معنوی است که در مال حاصل می‌شود. در خصوص نمائات مهر باید قائل به تفکیک شد.

نمائات متصل

نمائات متصل مثل نمو درختان از اصل مهر جدا نیست، بنابراین شوهر نسبت به نصف آن ذی حق خواهد بود.

و نمائات منفصل مثل اینکه جدا از اصل مال است و زن به مجرد عقد، مالک مهر می‌شود و این نمائات در ملک او پدید آمده است و شوهر هیچ حقی نسبت به این نمائات ندارد.

نظر دیگری نیز در این خصوص وجود دارد که با ظاهر ماده 1092 ق.م سازگارتر است، این است که مرد می‌تواند نصف مهر را تملک کند و نیمی از ارزش افزوده ناشی از نمائات متصل را به زن پرداخت کند.

اگر بهای مهر بین عقد و طلاق افزایش یابد صور مختلف را می‌توان فرض و احکام متفاوتی را باز کرد:

حالت اول افزایش قیمت مهر بدین جهت است که زن مال معینی بدان افزوده است؛ مثلا در زمین درختی کاشته است در این صورت مالی که به‌وسیله زن افزوده شده است متعلق به او خواهد بود و شوهر نمی‌تواند مالکیت نصف آن را ادعا کند.

حالت دوم افزایش بهای مهر نتیجه تغییر وضع و شکل مهر در اثر تصرفات زن است؛ مثلا مهرطلا بوده و زن آنها را به زیورآلات تبدیل کرده است در این صورت زن مستحق نصف افزایش قیمتی است که در نتیجه عمل او حاصل شده است.

حالت سوم افزایش قیمت مهر در اثر ترقی سطح قیمت در بازار حاصل شده و ناشی از عمل زن نیست در این صورت زن هیچ حقی نسبت به افزایش قیمت نصف مهر ندارد.

اگر مهر در زمان مالکیت زن معیوب شده باشد در این صورت نصف عین با ارزش به شوهر تعلق می‌گیرد.

اگر شخص ثالثی مهر را معیوب کرده باشد زن باید نسبت به شوهر ارش بدهد سپس می‌تواند برای تفاوت قیمت، سالم با معیوب به ثالث رجوع کند.

اگر در زمان طلاق عین مهر در مالکیت زن نباشد و تلف شده باشد شوهر مستحق مثل یا قیمت نصف مشاع آن خواهد بود.

هرگاه عین مهر قبل از طلاق به دیگری منتقل شود دو حالت متصور است:

حالت اول انتقال به موجب قرارداد لازم باشد در این صورت در حکم تلف است و مثل یا قیمت نصف مشاع باید به شوهر داده شود.

حالت دوم انتقال به موجب قرارداد قابل منع باشد که زن مخیر خواهد بود قرارداد را فسخ و نصف عین را بازگرداند یا اینکه مثل یا قیمت نصف را به شوهر بپردازد.

هرگاه مهر عین بوده و زن آن را به شوهر خود هبه یا صلح بلاعوض کرده باشد در صورت وقوع طلاق قبل از نزدیکی، شوهر حق مطالبه مثل یا قیمت نصف را خواهد داشت و می‌تواند به نصف مهر رجوع کند.

هرگاه مهر دینی بر ذمه شوهر بوده و زن پس از عقد شوهر را ابراء نموده باشد قول مشهور فقهای امامیه بر این است که شوهر حق رجوع به نصف مهر را دارد؛ زیرا زن از طریق ابراء در مهر خود تصرف کرده و آن را از ملک خود خارج ساخته است.

هرگاه شوهر قبل از نزدیکی زن را در ازاء بذل مهر، طلاق خلع دهد شوهر حق مطالبه چیزی از زن را نخواهد داشت.

هرگاه مهر عین معین بوده و شوهر پس از عقد با موافقت زن مال دیگری به جای آن داده باشد در صورت وقوع طلاق قبل از نزدیکی باید مثل یا قیمت نصف مهر تعیین شده به شوهر داده شود نه نصف عوضی که زن دریافت کرده است. زیرا عوض به موجب قرارداد مستقلی به دست آمده و مهر محسوب نمی‌شود.

هرگاه مهر را شخصی بجز شوهر تبرعا (بلاعوض) داده باشد، در صورت وقوع طلاق نصف مهر به شوهر برمی‌گردد نه به شخص دیگری که مال خود را مهر قرار داده است.

هرگاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد و اگر مهر را دریافت کرده باشد باید آن را به شوهر سابق مسترد نماید. براین قاعده یک استثناء وارد است: در صورتی که زن به علت عنن (ناتوانی جنسی شوهر) نکاح را فسخ کند مستحق نصف مهر است.

اگر عقد نکاح بعد از نزدیکی فسخ شود زن مستحق تمام مهر خواهد بود.

در صورت وقوع طلاق قبل از نزدیکی و تعیین مهر، زن مستحق مهرالمتعه خواهد بود.

مهر المتعه یا متعه در اصطلاح حقوقی مالی است که شوهر در صورت وقوع طلاق قبل از نزدیکی و تعیین مهر به تناسب وضع اقتصادی خود، به زن می‌دهد.

فقهای امامیه

مطابق ماده 1094 ق.م برای تعیین مهرالمتعه، حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می‌شود.

هرگاه قبل از نزدیکی و تعیین مهر، نکاح به علت فسخ یا فوت یکی از زوجین منحل شود، زن مستحق هیچ‌گونه مهری نخواهد بود؛ زیرا نه درخصوص عقد مهری معین شده و نه پس از آن و استحقاق مهرالمثل هم منوط به نزدیکی است که انجام نگردیده است.

مهرالمتعه نیز که یک امر استثنائی و مخصوص برای مورد طلاق است و قابل تعمیم به مورد فسخ و فوت نمی‌باشد.

استحقاق مهر

اگر مهر در عقد ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد و قبل از تعیین مهر نزدیکی واقع شود، زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و اگر قبل از تأدیه مهر نکاح منحل شود لطمه‌ای به حق زن وارد نخواهد شد و او می‌تواند حتی بعد از انحلال نکاح حق خود را مطالبه کند؛ چنانچه انحلال نکاح به علت فوت زن باشد حق زن به ورثه او انتقال می‌یابد زیرا با وقوع نزدیکی زن استحقاق مهرالمثل پیدا کرده و موجبی برای سقوط حق او نیست و اصل بقاء حق است(ماده 1093 ق.م).

تلخیص از مختصر حقوق خانواده دکتر اسدالله امامی و دکتر سیدحسن صفایی

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
  • آخرین ویرایش در شنبه, 24 تیر 1396 ساعت 21:17
  • اندازه قلم

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما