آموزش پیش از ازدواج و اهداف آن

ازدواج و الگوهای خانواده
ازدواج

خانواده از نهادهای جهان شمول جامعه انسانی است که در طول تاریخ و در مناطق مختلف جهان الگوهای متفاوتی داشته است. مقدمه تشکیل خانواده ازدواج(marriage) است. بیشتر انسان‌ها آن را مرحله مهمی از زندگی می‌دانند که بیش از سایر رویدادهای زندگی انسان در جنبه‌های مختلف فردی، زیستی و  اجتماعی تأثیر‌گذار است. 

تعریف ازدواج

تعریف‌های متعددی برای واژه ازدواج ارائه شده است که در اینجا به چند نمونه از آن‌ها اشاره می کنیم:

ازدواج می تواند به عنوان پیوند جنسی از نظر اجتماعی به رسمیت شناخته شده و پسندیده، بین دو فرد بزرگسال تعریف شود.

ازدواج، واحدی است به لحاظ اجتماعی، شناخته شده و بعضاً به لحاظ قانونی تأیید شده که از یک مرد و یک زن تشکیل می شود. 

برحسب این تعریف‌ها برای تحقق ازدواج، پیوند بین دو جنس مخالف بر پایه روابط پایای جنسی ضرورت دارد؛ بنابراین رابطه دو فرد از یک جنس ازدواج خوانده نمی شود، افزون بر این ازدواج مستلزم انعقاد قراردادی اجتماعی است که مشروعیت روابط جسمانی را موجب گردد؛ یعنی در راه تحقق ازدواج باید شاهد تصویب جامعه نیز باشیم. 

به نظر می رسد ارائه تعریفی جامع از واژه ازدواج بسیار دشوار باشد. نمونه‌هایی از قبیل مشروعیت چند همسری در بسیاری از جوامع، مشروعیت ازدواج موقت در اسلام، تأیید ازدواج دو هم جنس از سوی برخی نحله‌های جدید و غیره، جامعیت تعریف فوق را نقض می کند. بنابراین تأثیر فرهنگ‌ها و دیدگاه‌های ارزشی گوناگون در تعریف ازدواج اجتناب ناپذیر می نماید و بدین لحاظ مفهوم این واژه با نوعی سببیّت توأم خواهد شد. با توجه به مطالب یاد شده، در مقام ارائه تعریفی منطبق با شریعت اسلام(از منظر شیعه) می توان گفت: (ازدواج قراردادی مشروع است که دو فرد ناهمجنس و معمولا بالغ را به هم پیوند می دهد و برقراری ارتباط جنسی دائم یا موقت میان آنان را مجاز می گرداند).

اهداف ازدواج

چرا مردم علی رغم آگاهی از وظایف سنگینی که ازدواج برای آن‌ها به بار می آورد، باز به ازدواج روی می آورند؟ هدف و انگیزه افراد از ازدواج چیست؟

به طور کلی می توان گفت در همه زمآن‌ها و مکآن‌ها شکلی از ازدواج دیده می شود و همین جهان شمولی ازدواج از نقش بسیار مهم آن در حیات فردی و اجتماعی انسآن‌ها حکایت دارد. ازدواج نیاز جنسی افراد را در قالب مشروع و مقبول آن تأمین می کند. زن و مردی که با هم ازدواج می کنند، به یکدیگر محبت می ورزند و یکدیگر را محرم اسرار و پناهگاه عاطفی خود می دانند. تولید نسل و تربیت آن‌ها از اهداف دیگر ازدواج است. اغلب توقع می رود که ازدواج به بچه‌دار شدن بینجامد و از این رو است که در بسیاری از جوامع اگر زن بارور نشود، مرد به ازدواج مجدد اقدام کرده، چه بسا زن عقیم را طلاق دهد. در برخی جوامع قبیله‌ای، زن لازم است پیش از ازدواج، توانایی فرزندزایی خود را دست کم یکبار به اثبات برساند و در برخی دیگر از این جوامع ابتدایی اگر زن بارور نگردد، عقد ازدواج به خودی خود فسخ می شود و حتی نیازی به طلاق نیز وجود ندارد. ازدواج از یک بعد اقتصادی نیرومند نیز برخوردار است. مرد و زنی که با هم ازدواج می کنند، می خواهند با برقراری یک همکاری طولانی و همه جانبه، زمینه تأمین معیشت گروه خانوادگی خود را فراهم سازند. آن‌ها به سبب ازدواج، به نظامی از تقسیم کار وارد می شوند که سنت و فرهنگ زندگیشان، از پیش تعیین کرده است. گذشته از این در اغلب جوامع، فرزندانی که از طریق ازدواج متولد می شوند نیز در آینده به اقتصاد خانواده کمک می کنند. در جوامع سنتی فرزند نوعی سرمایه‌گذاری به حساب می آید و می تواند در زمان پیری و افتادگی والدین عصای دست آنان باشد. اینها گوشه‌ای از مهم ترین آثار و کارکردهای ازدواج است که بیشترین تاثیر را در سوق دادن افراد به سوی این پیوند دارد، هرچند عوامل دیگری نیز ممکن است در تقویت انگیزه برای ازدواج دخالت داشته باشند که از جمله آن‌ها می توان به انگیزه‌های دینی اشاره کرد. در اسلام نیز مجموعه اهداف یاد شده، به ویژه ارضای نیازهای جنسی و عاطفی همسران، تولید مثل، تربیت فرزند، جلوگیری از انحرافات اجتماعی و آثار معنوی ازدواج مورد تاکید قرار گرفته‌اند. 

سن ازدواج

معمولا در همه جوامع برای ازدواج، یک پایه سنی حداقلی وجود دارد که قوانین مدوّن یا غیر مدوّن در نظر گرفته می شود و افراد تا قبل از رسیدن به آن، به برقراری پیوند زناشویی مجاز نیستند. این پایه سنی معمولا هم زمان با سن بلوغ جنسی یا اندکی پیش یا پس از آن تعیین می گردد. به‌طورکلی می توان گفت هر جوانی که بلوغ جنسی را پشت سر گذاشته و از رشد مطلوب جسمانی برخوردار است، همچنین از هوشمندی و کفایت‌های عقلانی و تعادل عاطفی و روانی بهره‌مند می باشد و دارای تعهد و قدرت مسئولیت پذیری و قابلیت همسر بودن است، می تواند در اندیشه زوجیت باشد. البته با توجه به شرایط اجتماعی، خانوادگی و تربیتی ویژه هر فرد، این سن متفاوت است. برخی این شرایط را در حدود 18 تا 20 سالگی می یابند.  در بعضی شرایط محیطی، فرهنگی و اجتماعی خاص و مناطق روستایی برخی از جوانان، به ویژه دختران ممکن است با بهره‌مندی از تربیت جامع و مؤثر و مفید خانوادگی و تعهد و قدرت مسئولیت‌پذیری اندکی زودتر از سنین 18 و 19 سالگی آمادگی‌های لازم برای ازدواج و قابلیت همسر بودن را کسب کنند. بعضی کمی زودتر و جمعی نیز تا حدود 25 سالگی و یا بالاتر نمی توانند شایستگی لازم، بلوغ فکری و تعهد مسئولیت پذیری اجتماعی را احراز نمایند. بنابراین با توجه به متغیرهای گوناگون نمی توان عدد مشخصی را به عنوان سن ازدواج مطلوب تعیین کرد. 

در نظام حقوقی اسلام، ازدواج کودکان نیز با رعایت مصلحت آنان مجاز شمرده شده؛ اولیایشان می توانند آنان را به ازدواج یکدیگر درآورند؛ بدیهی است تجویز ازدواج کودکان در اسلام به معنای تجویز ارضای نیاز جنسی در دوران کودکی نیست و صرفا به جهت فراهم نمودن امکان تأمین پاره‌ای از کارکردهای دیگر ازدواج، مانند حمایت و مراقبت، انتقال میراث و ایجاد همبستگی بین خانواده‌ها و قبایل که به ویژه در جوامع سنتی از اهمیت برخوردار بوده‌اند، صورت گرفته است. با این همه به دلیل فقدان جاذبه‌های نیرومند جنسی و عاطفی بین کودکان و کم بودن احتمال الفت‌گیری آنان با یکدیگر، در اسلام نگرش چندان مثبتی به ازدواج کودکان دیده نمی شود.(1)

مقتضای طبیعت انسان این است که هرگاه به بلوغ جنسی رسید، به ارضای نیاز جنسی اقدام کند، ولی از آنجا که ازدواج به عنوان شیوه بهنجار ارضای این نیاز تنها بُعد زیستی ندارد و مانند دیگر امور انسانی با فرهنگ شکل گرفته و جهت می یابد، معمولا افزون بر بلوغ جنسی، بلوغ اجتماعی و اقتصادی نیز ضرورت می یابد. بلوغ اقتصادی زمانی حاصل می شود که شخص به دیگران وابسته نباشد، به گونه‌ای که بتواند مخارج خود و خانواده‌اش را تأمین کند. بلوغ اجتماعی نیز به معنای کسب شناخت کافی از قواعد و هنجارهای اجتماعی و داشتن قدرت لازم برای تشخیص امور، و توانایی برای تصمیم‌گیری در مواقع لزوم باشد. از آنجا که با پیچیده‌تر شدن جوامع، انتقال از دوره کودکی به دوره بزرگسالی دشوارتر و مستلزم کسب آموزش‌ها و مهارت‌های بیشتری گردیده است، فاصله میان بلوغ جنسی و بلوغ اجتماعی-اقتصادی در جوامع جدید محسوس‌تر گشته، خود را در طولانی شدن دوره نوجوانی و افزایش سنّ ازدواج نشان داده است. سنّ ازدواج نه تنها در جوامع مختلف متفاوت است، بلکه در جامعه‌های واحد نیز در طول زمان ثابت نمی ماند و بر طبق شرایط یاد شده کم و زیاد می شود. 

عوامل افزایش سن ازدواج
الف) مشکلات اقتصادی

در بسیاری از جوامع، پذیرش نقش شوهری بدین معناست که شوهر متعهد می شود هزینه‌های خانواده تازه تأسیس را تأمین کند. در واقع، این گونه الزامات از پیش توسط عرف، شرع و یا قانون تعیین می شوند. روشن است که تأمین کامل هزینه‌های مالی یک خانواده تنها در صورتی امکان پذیر است که افراد به مشاغلی با درآمد کافی دسترسی داشته باشند. معمولا افراد ترجیح می دهند تا زمانی که شغلی مناسب بدست نیاورده‌اند، ازدواج نکنند. 

ب) تحصیلات

در جوامع سنتی بیشتر فنون و مهارت‌ها در خانواده به صورت غیر رسمی به نسل جدید آموخته می شد و کودکان غالبا وقتی به سنّ نوجوانی می رسیدند، مهارت شغلی خود را فراگرفته بودند و نیازی وجود نداشت که پس از بلوغ نیز سالیانی را صرف یادگیری فنون و مهارت‌های مورد نیاز کنند؛ اما جوامع جدید چنان پیچیده‌اند که داشتن یک زندگی قابل قبول و متناسب با توقعات جامعه در این گونه جوامع، اغلب مستلزم گذراندن یک دوره طولانی تحصیلی است. کسب مدارک تحصیلی موجب اعتبار اجتماعی و اقتصادی افراد می گردد و زمینه استخدام آسان‌تر آن‌ها را در مراکز اداری، کارخانه و غیره فراهم می کند. اشتغال به تحصیل امکان ازدواج بسیاری از جوانان را از بین می برد؛ زیرا جوانانی که از امکانات مالی خوبی برخوردار نیستند، نمی توانند همراه با تحصیل، هزینه یک خانواده را نیز تأمین کنند. تحصیلات عالی برای زنان بیشتر از این جهت اهمیت دارد که موقعیت اجتماعی آنان را افزایش می دهد. زنانی که تحصیلات بالاتری دارند، معمولا می توانند با مردانی ازدواج کنند که از موقعیت اجتماعی و اقتصادی بالاتری برخوردارند. 

ج) خدمت سربازی

در بسیاری از کشور‌ها، مانند ایران، به منظور تأمین نیروی دفاعی، همه مردان جوان ملزم می شوند که مدت معینی را -حدود دو سال- به نیروی نظامی کشور پیوسته و به وطن خود خدمت کنند. در این گونه کشور‌ها مردان جوان اغلب پس از گذراندن دوره سربازی ازدواج می کنند؛ زیرا در دوره سربازی ضمن آنکه قادر نیستند مخارج خانواده خود را تأمین کنند نمی توانند نقش خود را به عنوان همسر یا پدر ایفا کنند. درست است که جوانان در هجده سالگی به خدمت سربازی فرا خوانده می شوند و این دوره فقط تا بیست سالگی طول می کشد، ولی از آنجا که سربازی دو فرصت تحصیلی و شغلی را از آنان می گیرد، معمولا برای جبران فرصت‌های از دست رفته دست کم به همین مقدار وقت نیاز دارند. 

د) آزادی روابط جنسی

از مهم‌ترین انگیزه‌های ازدواج، نیاز جنسی انسآن‌های بالغ به جنس مخالف خود می باشد. با توجه به این واقعیت، اگر جامعه‌ای به اعضای خود اجازه دهد که بدون ازدواج و پذیرش مسئولیت‌هایی که از جهت ازدواج متوجه آنان می گردد، بتوانند با یکدیگر روابط جنسی برقرار کنند، طبیعی است که دیگر دست‌یابی به شریک جنسی، نمی تواند انگیزه اولیه ازدواج باشد و در نتیجه، شمار زیادی از جوانان ترجیح می دهند نیاز جنسی خویش را به شیوه‌های کم هزینه‌تر برآورده سازند؛ از این رو، بالا رفتن سنّ ازدواج در کشورهای غربی، با رشد همخانگی یا زندگی مشترک زنان و مردان ازدواج نکرده، همراه بوده است. 

ه) ارزش‌ها و آداب و رسوم

بدون شک، فرهنگ یک جامعه از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده سنّ ازدواج در آن جامعه است و عوامل پیشین نیز بی‌ارتباط با عامل فرهنگ نیستند. در این راستا لازم است به آداب و رسوم و تشریفات دست و پاگیری اشاره کرد که گاه در میان مردم رایج می یابند؛ برای مثال در جامعه‌ای مانند ایران، مهریه سنگین، شیربهای زیاد، جهیزیه کمر شکن، مراسم عروسی پرهزینه، توقعات زیاد از داماد در مورد شغل و مانند این‌ها معمولا موجب می شود زوج‌های جوان نتوانند در زمان مناسب به ازدواج اقدام نمایند؛ زیرا خود آن‌ها و چه بسا والدین آن‌ها ناگزیرند مدت زیادی را صرف کار و تلاش کنند تا بتوانند از عهده این مخارج برآیند. 

در یک ارزیابی کلی چنین به نظر می آید که بسیاری از صاحب نظران مسائل خانواده، بالا رفتن سنّ ازدواج را به عنوان یکی از نیاز‌های ضروری زندگی شهری در جوامع توسعه یافته یا در حال توسعه، امری اجتناب ناپذیر قلمداد کنند. طبیعی است نظام ارزشی اسلام که مبتنی بر دین می باشد، چنین رویکرد منفعلآن‌های را برنتابد و با توجه به پیامدهای منفی تأخیر ازدواج برای جوانان و برای کل جامعه، در جهت کاهش معقولانه سنّ ازدواج کوشش کند. به نظر میرسد در مقام ارائه راه حلی مناسب با دیدگاه اسلام برای این مسئله باید بر دو محور اساسی سازماندهی اقتصادی و فرهنگی تأکید کرد. همان‌گونه که شواهد مربوط به دیگر کشور‌ها نشان می دهد، می توان پیش‌بینی کرد که با بهبود اوضاع معیشتی مردم، کاهش محسوسی در سنّ ازدواج به وقوع خواهد پیوست. در این جهت افزون بر حمایت‌های دولت و دیگر ارگان‌های مسئول حکومتی، کمک‌های مادّی والدین و دیگر خویشاوندان و آشنایان می تواند برای جوانان بسیار راه‌گشا باشد. بدون شک فرهنگ هر جامعه‌ای تا حدود زیادی در تعریف واژه‌هایی مانند رفاه اقتصادی، سطح معیشت و خط فقر دخالت دارد و با تغییر ذهنیت‌ها و نگرش‌های عمومی و ترویج ساده زیستی، تعریف‌های جدیدی از این واژه‌ها در سطح جامعه مورد پذیرش قرار می گیرد؛ که این امر می تواند در کاهش سنّ ازدواج موثر باشد. همچنین با کار فرهنگی حساب شده می توان در جهت تغییر یا تعدیل آداب و رسوم مشکل ساز، مانند تعیین مهریه بالا، توقع جهیزیه سنگین و درخواست شیربها-علی رغم نامشروع بودن آن-گام برداشت. در اسلام سنّ مشخصی برای ازدواج مقرّر نگردیده است؛ اما احادیث منقول از پیامبر اکرم و امامان معصوم(ع) وسیره عملی آن بزرگواران، شواهد گویایی بر اهتمام ایشان در تعجیل در امر ازدواج به دست می دهد. 

بر طبق برخی روایات روزی پیامبر اکرم(ص) در مسجد فرمود: ای مردم! جبرئیل از سوی خداوند برای من این پیام را آوردکه دوشیزگان همانند میوه‌های روی درختند؛ اگر زمانی که وقت چیدن میوه می رسد، میوه‌ها چیده نشوند آفتاب آن‌ها را فاسد خواهد کرد و باد‌ها آن‌ها را پراکنده می سازد. به همین سان زمانی که دوشیزه‌ای ویژگی‌های زنانه پیدا کرد، هیچ دارویی جز ازدواج و شوهر کردن برای آنان وجود ندارد. در غیر این صورت، به دلیل بشر بودن آنان هیچ اطمینانی در کار نیست که دچار فساد و انحراف نشوند.(2)

در روایتی دیگر می خوانیم: یکی از حقوق فرزند بر پدر آن است که پس از بالغ شدن، او را به ازدواج در آورد.(3) بنابراین، می توان نتیجه گرفت که اسلام در الگوی مطلوب خود، پایین بودن سنّ ازدواج را اصل می داند. در عین حال، مشکلات ناشی از ازدواج‌های زود‌هنگام را نادیده نمی گیرد و در جهت رفع آن‌ها کوشش می نماید. 

فاصله سنی همسران

هرچند در بیشتر جوامع از جهت قانونی هر مرد بالغی می تواند با هر زنی-غیر از محارم- که به سن بلوغ رسیده باشد ازدواج کند؛ ولی هر جامعه‌ای هنجارهای سنی خاصی دارد که افراد تا حدی زیاد خود را به رعایت آن‌ها ملزم می دانند. در بسیاری از کشورها یک مرد سالمند به طور قانونی می تواند با یک دختر تازه بالغ ازدواج کند، ولی چنین کاری عملا به ندرت اتفاق می افتد؛ زیرا عرف امروزی آن را نمی پسندد. یکی از هنجارهای مهمی که به سن دو زوج مربوط می شود و در بیشتر جوامع وجود دارد، این است که شوهر باید کمی(حدود یک تا ده سال) از زن خود بزرگتر باشد. عمومیت این هنجار در اغلب جوامع شرقی وغربی دیده می شود، ولی در میزان این تفاوت جوامع با هم متفاوتند. رعایت فاصله سنی بین همسران در ازدواج از دو نظر دارای اهمیت است: یكی از نظر روانی و دیگری از نظر فیزیولوژیكی .زیرا انسان در فرایند رشد از نظر روانی در سنین مختلف دارای ویژگی‌های متفاوت است. به طور قطع خصوصیات روانی یك نوجوان با ویژگی‌های روانی یك فرد سالخورده در اكثر زمینه‌ها قابل مقایسه نیست. از نظر فیزیولوژیكی نیز، ارضای غرایز جنسی در سنین مختلف متفاوت است و زوجین در صورت فاصله نامناسب نمی‌توانند پاسخگوی تمایلات طرف مقابل باشند که خود مسئله مهمی است و تا حدودی به تفاوت سن زن و مرد در مورد بلوغ جنسی برمی‌گردد. 

هنجار تفاوت سنی در بین زن و شوهر، در عوامل متعددی ریشه داشته است که به دو مورد مهم آن اشاره می کنیم: 1. دختران از لحاظ زیستی چند سال زودتر از پسران به بلوغ جنسی می رسند، همانگونه که زنان زودتر از مردان قابلیت باروری را از دست می دهند و تمایلات جنسی در مردان دیرتر از زنان فروکش می کند. 2. تقریبا در همه جوامع، مردان مسئول اصلی تأمین مخارج مالی خانواده‌اند؛ بنابراین از آنجا که هنجارهای زناشویی نیز معمولا برحسب مقتضیات زیستی، اقتصادی و اجتماعی پا گرفته‌اند؛ احتمالا از این رو دختران باید چند سالی زودتر از پسران ازدواج می کرده‌اند تا از اوایل دوره‌ای که هیجانات جنسی و قابلیت باروری در آن‌ها بروز می کند، شوهردار باشند و در آخر دوره نیز تقریبا همزمان با شوهران خود از فعالیت‌های جنسی فاصله گیرند؛ همچنین مسئولیت اقتصادی مردان باعث می شده که آنان تا زمانی که از جهت اقتصادی آمادگی تأمین و اداره خانواده را نداشته‌اند، نتوانند ازدواج کنند، مگر در موارد خاصی که والدین تأمین مالی خانواده نو پای فرزند خود را برعهده می گرفته‌اند. در سیره پیامبر اکرم و ائمه اطهار(س) نیز مشاهده می کنیم که تناسب سنی میان آنان و همسرانشان به عنوان یک اصل مهم غیر‌قابل تغییر، جایگاه مهمی ندارد، و نمونه گویای آن را در ازدواج پیامبر اکرم(ص) و حضرت خدیجه(س) می توان دید که در هنگام ازدواج حضرت خدیجه، حدود 15 سال بزرگتر از پیامبر اکرم بوده، در عین حال هماهنگی و تناسب فکری و اعتقادی کاملی با یکدیگر داشته و حضرت خدیجه در عرصه‌ها و حوادث تلخ و شیرین زندگی پیامبر، پا به پای پیامبر در جهت رسیدن پیامبر اکرم به اهداف مورد نظر خود در جهت نشر و ترویج دین مبین اسلام، تلاش می نمود. همچنین می توان به ازدواج حضرت علی(ع) با فاطمه زهرا(سلام الله علیها) اشاره نمود. البته ذکر این مصادیق به معنای تجویز فاصله سنی فاحش میان همسران نیست تا اینطور قلمداد شود که فاصله سنی زیاد نقشی در ایجاد مشکل در زندگی ندارد، بلکه هدف این است که در صورت همسانی زن و مرد در بسیاری از شاخص‌ها، این امر نمی‌تواند مانع از اصل ازدواج گردد.

قواعد همسرگزینی

در هیچ جامعه‌ای آزادی کامل برای انتخاب همسر وجود ندارد و از این رو کمتر کسی می تواند با هر فردی که می خواهد ازدواج کند. از سوی دیگر در هیچ جامعه و فرهنگی، محدوده انتخاب همسر آن چنان تنگ و محدود نیست که همسر هر شخصی به صورت عینی و فردی مشخص شده باشد. در همه جوامع قواعد گوناگونی وجود دارد که به طور صریح و یا ضمنی، محدوده همسرگزینی را مشخص می کنند. در برخی جوامع، افراد یک گروه تنها از گروه خاصی می توانند همسر خود را انتخاب کنند، درحالی که در جوامع دیگر این قلمرو بسیار وسیع است و هیچ گروه خاصی مشخص نمی شود که فرد ملزم به گزینش همسر از میان آن‌ها باشد. در جوامع غربی نیز قواعدی(هرچند به صورت غیر مکتوب) وجود دارد که ازدواج مردی را از طبقه پایین با زنی از طبقه بالا پذیرفته نمی داند ولی در شرایطی تخلف از این قواعد امکان پذیر بوده و گاهی نیز اتفاق می افتد. 

در اینجا برخی از مهمترین قواعدی را که قلمرو انتخاب همسر را مشخص می‌کند، بررسی می کنیم. 

1. محرمیت

تقریبا در همه فرهنگ‌ها و جامعه‌ها برقراری ارتباط زناشویی میان تعدادی از خویشان نزدیک ممنوع است. نه تنها ازدواج میان این افراد مجاز نیست، بلکه هرگونه رابطه جنسی میان آن‌ها تابو(taboo) به شمار می رود. گستره محرومیت در جوامع مختلف متفاوت است، ولی در غالب فرهنگ‌ها پدر و دختر، مادر و پسر و برادر و خواهر یا یکدیگر محرم به حساب آمده، ازدواج آنان نامشروع تلقی می شود. در برخی جوامع قبیله‌ای همه زنان ومردان قبیله به این دلیل که همگی از نسل واحد و دارای خون مشترک تلقی می شوند، با هم محرم دانسته، و نمی توانند با یکدیگر ازدواج کنند. در مواردی، خویشاوندی و هم‌خونی به کسانی که به جهت طبیعی در دایره خویشاوندان هم خون قرار ندارند، تعمیم داده می شود؛ برای مثال پدر یا مادر‌خوانده و برادر یا خواهر‌خوانده نیز از آن جهت که به نحوی در جایگاه پدر، مادر، برادر و خواهر واقعی قرار می گیرند، در بسیاری از فرهنگ‌ها از محارم به شمار می آیند. 

محرمیت، به داشتن والدین و یا اجداد مشترک نیز محدود نمی شود؛ در برخی جوامع، میان دو یا چند نفری که در طفولیت از یک زن شیر خورده باشند، محرمیت رضاعی پدید می آید و از این رو در آینده نمی توانند با هم ازدواج کنند. قلمرو محرمیت خونی در ادیان بزرگی چون اسلام، مسیحیت و یهودیت نیز با هم تفاوت دارد. درمیان این ادیان محدود‌ترین  قلمرو محرومیت به یهودیت و وسیع‌ترین آن‌ها به مسیحیت اختصاص دارد. 

2. همسان همسری

عموم صاحب نظران بر اصل همسان همسری به عنوان معیار عامّ گزینش همسر در جوامع گوناگون، توافق دارند. براساس این اصل افرادی که در صدد ازدواج برمی آیند، معمولا کسانی را برای همسری برمی گزینند که از بیشترین سطح همسانی و مشابهت با آنان برخوردار باشند. از سوی دیگر، هرچه وجوه اختلاف و تمایز بارزتر باشد، تمایل افراد به ازدواج کاهش می یابد. حتی نظریه معروف روبرت وینچ موسوم به نظریه نیازهای مکمّل که گاه به عنوان رقیبی برای نظریه همسان همسری مطرح می شود، درحقیقت اصل همسانی در ابعاد اجتماعی را انکار نمی کند و تنها در مورد ویژگی‌های روان شناختی، این ادّعا را مطرح می سازد که فرد در مرحله همسرگزینی ازمیان افرادی که در محدوده انتخاب او قرار دارند، کسی را بر می گزیند که بالاترین درجه ارضای نیازهایش را به وی نوید دهد؛ برای مثال کسی که به کمک دیگران نیاز دارد، به احتمال زیاد مجذوب کسی خواهد شدکه در او نیاز (کمک به دیگران) وجود دارد. به همین سان، افراد بیرون گرا و درون گرا و افراد سلطه پذیر و سلطه جو احتمال بیشتری دارد که جذب یکدیگر شوند. 

معیارهای همسانی میان زن و شوهر در جوامع گوناگون ممکن است تا حدی متفاوت باشد، در اینجا به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می کنیم. 

1-2. همسانی در سنّ

درگذشته والدین، دختر جوان و یا حتی نابالغ خود را به دلیل مصالح خانوادگی به ازدواج مردی در می آوردند که فاصله سنیّ زیادی با دختر داشت و این امر در بسیاری از فرهنگ‌ها امری عادی تلقی می گردید؛ اما امروزه در بیشتر جوامع، ازدواج‌ها اغلب میان افرادی انجام می گیرد که تفاوت سنیّ قابل توجهی ندارند. 

2-2. همسانی درمحل سکونت

عامل جغرافیایی نیز نقش مهمی در انتخاب همسر دارد؛ یعنی هرچه محل سکونت پسر و دختر به هم نزدیک‌تر باشد، احتمال ازدواج میان آن‌ها در شرایط مساوی بیشتر خواهد بود و برعکس. مطالعه‌ای که در فرانسه انجام گرفته، نشان داده است که 75% همسران پیش از ازدواج هم محل بوده و 81% از این 75% اهل یک ولایت بوده‌اند. در تبیین عامل جغرافیایی می توان گفت که اولاً نزدیکی جغرافیایی باعث افزایش تماس‌ها و روابط میان جوانان شده، زمینه آشنایی آن‌ها را فراهم می سازد وثانیاً، افرادی که در یک منطقه جغرافیایی زندگی می کنند، معمولا از فرهنگ همگون‌تری برخوردار می باشند و به طبقه واحدی تعلق دارند. در یک نگاه وسیع‌تر می توان عامل همسانی در محل سکونت را به همسانی در محیط‌های آموزشی، شغلی و مانند این‌ها تعمیم داد. 

3-2. همسانی در دین

بسیاری از ادیان، ازدواج پیروان خود را به ویژه زنان را با پیروان ادیان دیگر مجاز نمی دانند. از آنجا که دین به عنوان یک عامل مهم تمایز فرهنگی موجب ناهمسانی افراد متعلق به ادیان مختلف می گردد، حتی کسانی که نسبت به دستور‌های دینی پایبندی ندارند نیز بیشتر با هم‌دینان خود ازدواج می کنند. 

4-2. همسانی در نژاد و قومیت 

هرچند در جهان امروز نژاد پرستی به طور رسمی کمتر تأکید می شود ولی نژاد همچنان از عوامل ایجاد تمایز است و از این بالاتر، نگرش‌های قوم مدارانه هنوز از تأثیر زیادی برخوردار است. 

5-2. همسانی در طبقه اجتماعی 

ماکس وبر طبقه اجتماعی را بر پایه سه عامل ثروت، قدرت و منزلت تعریف کرد. از این رو مشاهده می کنیم که هریک از طبقات مختلف اجتماعی ، سبک زندگی خاص خود را دارد و هنجارهای طبقاتی فراوانی درکارند که برقراری روابط صمیمی میان افراد متعلق به دو طبقه اجتماعی را دشوار می سازند. همین تمایزهای طبقاتی و فرهنگی که معمولا با تمایزهای جغرافیایی نیز همراهند، برهمسرگزینی تأثیر می گذارند و احتمال ازدواج میان جوانان ناهمسان را به شدّت کاهش می دهند. 

6-2. همسانی در تحصیلات 

افراد دارای تحصیلات عالی نسبت به بقیه مردم هستند، بینش‌ها و نگرش‌های متفاوتی دارند و در نتیجه، ترجیح می دهند بیشتر با کسانی رابطه برقرار کنند که در سطح تحصیلی مشابهی قرار دارند. بنابر مطالعه‌ای که در فرانسه انجام گرفته، 66% ازدواج‌ها زن و شوهر از تحصیلات یکسانی برخوردار بوده‌اند. 

شایان ذکر است که در هر جامعه‌ای،  همسانی براساس معیار‌های فرهنگی آن جامعه ارزیابی و تعریف می شود. اسلام به عنوان دین فرهنگ ساز، به طور کلّی اصل همسان همسری را می پذیرد، اما می کوشد الگوی جدیدی از آن ارائه دهد. بر طبق این الگو،  همسانی اصولی زن و شوهر، در ایمان و اخلاق است. وقتی از حضرت پیامبر(ص) درباره افراد کفو و همسان پرسش می شود، ایشان می فرماید: «مؤمنان کفو و همسان یکدیگرند».(4) بنابراین هرگاه این معیار فراهم بود، می توان معیارهای دیگر را نادیده گرفت؛ از این رو، رسول اکرم(ص) در حدیث دیگری می فرماید: «هرگاه کسی به خواستگاری آمد که دین و اخلاقش مورد پسند بود، او را رد نکنید». وقتی از ایشان پرسیدند که آیا حتی اگر از حیث نسب، دون پایه باشد باز هم به او دختر بدهیم؟ حضرت بار دیگر فرمایش بالا را تکرار می نماید.(5)

دیدگاه اسلام

از نگاه اسلام نیز یکی از مهم‌ترین عوامل پایداری زندگی زناشویی همسانی زن و مرد در ویژگی‌های رفتاری و شخصیتی است. اصل همانندی زن و شوهر که در متون اسلامی تحت عنوان«کفویت» مطرح شده، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. کفویت و همسانی در امور مختلفی است از جمله: همتایی ایمانی، فکری و فرهنگی، همتایی در تحصیلات و علم، تناسب سنی، مالی و اجتماعی. اما نکته مهم این است که مفهوم کفو امری نسبی است؛ بدین معنا که دارای مراتب متعدد است؛ مثلا ممکن است فردی نسبت به همسرش در جنبه‌هایی بالاتر باشد، در حالی که همسرش در جنبه‌های دیگری از او بالا برتر است. 

اما به طور‌کلی از دیدگاه اسلام، اساسی‌ترین رکن همانندی زن و مرد، تشابه ایمانی و اعتقادی آن‌هاست، از این رو در روایات آمده است: «المؤمن کفو المؤمنة»؛ مرد مؤمن کفو زن مؤمن است.

در روایت دیگری آمده که اگر حضرت علی(ع) نبود، برای حضرت زهرا(س) در میان انسآن‌ها همانندی یافت نمی‌شد. این مسأله نشان می‌دهد که در همانندی بیش از هر چیز باید به مراتب ایمان افراد توجه شود. در زمان پیامبر اکرم(ص) ازدواج‌های موفقی بین افراد متعلق به دو طبقه اجتماعی یا دو گروه نژادی متفاوت صورت می‌گرفت که به علت سنخیت  و همانندی آن‌ها در ایمان و اعتقادات، زندگی خانوادگی سعادتمندآن‌های را برای زن و مرد به همراه داشت. مانند داستان جوان سیاه‌پوست، زشت قیافه، غریب و تهی‌دستی به نام جویبر که با سفارش و وساطت پیامبر گرامی اسلام(ص) با دلفاء دختر زیباروی زیاد بن لبید- یکی از اشراف برجسته مدینه- ازدواج کرد؛ ازدواج مقداد- غلام آزاد شده- با ضباعة ، دختر عموی پیامبر(ص) که به خواست و تأکید خود حضرت صورت گرفت و ازدواج امام سجاد(ع) با کنیز آزاد شده خود که نامه سرزنش‌آمیز خلیفه وقت و واکنش تند حضرت نسبت به آن نامه را در پی داشت، نمونه‌هایی از اهتمام اسلام به معرفی و جایگزینی یک الگوی معین برای همسان همسری را نشان می‌دهد.


1. وسائل شیعه؛ ج14، 72.

2. وسائل الشیعه؛ ج14، 39.

3. همان؛ ج15، 200.

4. وسائل الشیعه؛ ج14، 39.

5. همان؛ ج14، 52.

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
  • اندازه قلم

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما