تغییر کارکردهای خانواده

چه چیزی باعث می‌شود که نهادهای اجتماعی کارکردهای خود را از دست بدهند؟

خلاصه جوابی بر سوال فوق را می‌توان در دو مورد بیان کرد:

1. حصول تغییراتی در اهداف و ارزش‌های اجتماعی که جامعه را از آن کارکردها -کلا یا بعضا- بی‌نیاز می‌سازند. 2. پیدایش نهادهای جایگزین و در مواردی شیوه‌های نهادینه نشده که همان کارکردها را ایفا می‌کنند. 

به‌طور قطع، تغییرات اقتصادی و فنّی در جوامع صنعتی، تأثیرهای قابل توجهی بر نهاد خانواده برجای گذاشته‌اند. با این همه حضور دسته اول از علل یاد شده، یعنی تغییرات ارزشی نیز کاملا آشکار است. در این قسمت بر علل اساسی تغییرات کارکردی در خانواده معاصر مروری خواهیم داشت. 

تغییرات ارزشی 

بدون شک فلسفه‌های جدید و اندیشه‌های فراگیر ناشی از آن‌ها اساسی‌ترین نقش را در تحولات فرهنگی جهان غرب ایفا کرده‌اند.  لیبرالیسم و بینش فردگرایانه به‌عنوان یکی از شالوده‌های فرهنگ معاصر غربی در کنار تأثیرهای عمیقی که در ابعاد مختلف حیات اجتماعی به جای گذارده، نهاد خانواده را نیز به شدّت تحت تأثیر قرار داده است. به تعبیر دکتر شریعتی:

اساسا نوع تکیه‌ای که غرب بر آزادی و کمال و ارزش‌های انسانی زن می‌کند، در مسیر اصالت فردی زن است؛ یعنی زن را از خانواده بیرون می‌آورد و او را به‌عنوان یک موجود انسانی مطرح می‌کند و برایش حقوق اختصاصی و اصیل قائل است. این مسئله خود به خود به اصالت فرد و فردگرایانه منجر می‌شود. اصالت فرد و فردگرایانه در غرب نه تنها جامعه را به‌عنوان یک بنای کامل و پیوسته و پیگیر متزلزل کرده، بلکه خانواده را همچنین متزلزل کرده است، به این شکل که(دادن) اصالت فرد به زن، او را به‌عنوان عضوی در خانواده از میان برده و به‌عنوان یک فرد تمام در جامعه مطرحش کرده است.

گرچه این‌گونه تعبیرها تا حدّی اغراق آمیز به نظر می‌رسند، ولی از واقعیتی مهم و انکارناپذیر در جوامع غربی حکایت می‌کنند؛ واقعیتی که تغییرهای کارکردی خانواده در زمینه‌های رفتار جنسی، تولید مثل، حمایت و مراقبت، جامعه پذیری وغیره تا حدودی ریشه در آن دارد. در ارتباط با واقعیت یاد شده همچنین لازم است به مسئله سقوط ارزش‌های اخلاقی در غرب اشاره کنیم که ارتباط بسیار نزدیکی با سقوط خانواده یا کم بها شدن آن دارد. فعالیت‌های نهضت آزادی زنان یا فمنیسم، به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم، نتایج گسترده و انکارناپذیری را در باب مسائل زنان به ویژه مسائل و مشکلات خانواده در پی داشته است. طرفداران فمنیسم با محکوم کردن استثمار زنان در خانه، ارزش‌های سنتی خانوادگی را با چالش جدّی روبرو ساختند. برخی فعالان فمنیسم مانند، اتکینسون، ازدواج را بردگی، تجاوز قانونی و کار بدون دستمزد نامیدند. با توجه به مطالب یاد شده و همچنین نفوذ اندیشه‌ها و ارزش‌های یاد شده در جوامع اسلامی، می‌توان پیش بینی کرد که بینش‌ها و ارزش‌های اصیل اسلامی تنها زمانی امکان ادامه حیات اجتماعی را خواهند داشت که در قالب‌های جدید و قابل فهم برای نسل‌های امروزی و با تکیه بر استدلال‌های عقلانی و با بهره گیری از تکنولوژی ارتباطی نوین ارائه گردند. در غیر این صورت به احتمال قوی شاهد تغییرات ارزشی در زمینه‌های مختلف و از جمله در زمینه مسائل خانواده، به نوعی که در غرب اتفاق افتاد، خواهیم بود. 

پیدایش نهادهای جایگزین 

آگبرن اظهار عقیده کرد که دو فرایند صنعتی شدن و شهری شدن، خانواده را از نهادی نسبتا خودکفا به نهادی که کارکرد اصلی‌اش توزیع عاطفه و شکل دهی به شخصیت می‌باشد، تبدیل کرده است. برخلاف گذشته که خانواده واحد اصلی اقتصادی بود، اکنون زندگی شغلی مردم در جوامع پیشرفته صنعتی تقریبا به‌طور کامل در خارج از خانه صورت می‌گیرد؛ زنان در بازار کار در شرایطی نسبتا برابر با مردان پذیرفته شده‌اند و روز به روز به استقلال اقتصادی بیشتری نایل می‌شوند؛ دولت از راه گسترش شیرخوارگاه‌ها و کودکستآن‌ها از کودکان پرستاری می‌کند؛ تحصیل کودکان و جوانان برعهده دولت است. در گذشته مردن یا زنده ماندن اطفال عمدتا بستگی به والدین آن‌ها و برعکس، مردن وزنده ماندن افراد کهنسال عمدتا بستگی به فرزندانشان داشت؛ امروزه در سایه خدماتی که دولت‌های رفاهی فراهم کرده‌اند، نسل جدید می‌تواند به حیات خود ادامه دهد، حتی اگر خانواده متلاشی شود یا حتی اگر هیچ یک از والدین وجود نداشته باشد. عوامل مذکور به مدد پیشرفت‌های تکنولوژیک در عرصه‌های مختلف، به ویژه در عرصه پزشکی زنان و زایمان، زمینه تغییر کارکرد خانواده در بخش‌های تنظیم رفتار جنسی، تولید مثل، حمایت و مراقبت، جامعه پذیری و کارکردهای اقتصادی را فراهم آورده‌اند. 

آینده خانواده 

سخن آخر این است که این دو دسته عوامل یاد شده، یعنی تغییرات ارزشی و پیدایش نهادهای بدیل خانواده، افزون بر آنکه خانواده هسته‌ای غربی را دچار تغییرات کارکردی چشمگیری کرده‌اند، پدیده‌های دیگری مانند افزایش بی سابقه میزان طلاق و رشد فزاینده الگوهای جدید روابط جنسی از قبیل ازدواج اشتراکی، ازدواج آزاد، زندگی مشترک بدون ازدواج و زندگی مشترک دو همجنس را در پی داشته اند؛ در نتیجه، محققان این بحث را مطرح می‌کنند که آیا نهاد خانواده در حال زوال و فروپاشی است یا اینکه همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد؟ گروهی که نگاه خوش بینانه تری به مسئله دارند، معتقدند وقوع تغییرات ضروری در نهاد خانواده به معنی آن نیست که خانواده اهمیت گذشته خود را از دست داده یا اینکه در وضعیت سقوط قرار دارد، بلکه خانواده در حال جرح و تعدیل خود و سازگار شدن با جامعه در حال تغییری است که خود جزئی از آن می‌باشد. به هر تقدیر همین واقعیت که در جوامع غربی هیچ یک از الگوهای جدید ازدواج و روابط جنسی در خارج از چهارچوب خانواده از اقبال و پذیرش عمومی برخوردار نگردیده است، شاهدی است براینکه تشکیل خانواده درنظر بسیاری از مردم جذابیت و ارزش خود را همچنان حفظ خواهد کرد. آمارهای ازدواج نیز این مدّعا را کاملا تأیید می‌کنند. گذشته از پاره‌ای تغییرات کارکردی ضرورتی در نهاد خانواده، مانند تغییر در کارکردهای حمایتی، آموزشی و اقتصادی که در تغییرات کلان اقتصادی-اجتماعی ریشه دارند، به نظر نمی‌رسد فرایند صنعتی شدن این جوامع دست کم در آینده نزدیک بتواند تداوم نهاد خانواده را با مشکل رو به رو سازد؛ زیرا نفوذ و رسوخ ارزش‌های اسلامی در ذهن‌های اکثریت آحاد جوامع اسلامی، زمینه گسترش ارزش‌های متضاد با تداوم حیات خانواده را از بین می‌برد، ولی نباید فراموش کرد که در دراز مدت، عوامل نفوذ فرهنگی و چگونگی مقابله با آن می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در این رابطه ایفا کند.

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 21 اسفند 1396 ساعت 16:51
  • اندازه قلم

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما