انواع خانواده

انواع خانواده

خانواده در جوامع بشری، در اشکال متنوعی وجود داشته که برخی از آن‌ها در بیشتر جوامع وجود داشته‌اند و برخی محدود به مکان یا زمان خاصی می‌شدند. اما مهمترین الگوهای خانواده که توسط جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان شناسایی و طبقه‌بندی شده‌اند عبارتند از:

1- خانواده هسته‌ای-گسترده: خانواده هسته‌ای شامل دو بزرگسال است که با هم در خانواده‌ای با فرزندان خود یا کودکانی که به فرزندی پذیرفته‌اند زندگی می‌کنند، اما خانواده گسترده را می‌توان گروهی مرکب از سه نسل یا بیشتر دانست که یا در یک مسکن و یا در نزدیکی یکدیگر زندگی می‌کنند. این خانواده ممکن است شامل پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، برادران و همسرانشان، خواهران و شوهرانشان، عمه‌ها و خاله‌ها، عموها و دایی‌ها، خواهر زاده‌ها و برادرزاده‌ها باشد.

در دوران معاصر الگوی خانواده گسترده به سبب تغییرات اجتماعی و اقتصادی مانند گسترش شهرنشینی و رشد ارزش‌های فردگرایانه، اهمیت و رواج گذشته را در بسیاری از جوامع از دست داده و الگوی خانواده هسته‌ای جایگزین آن شده است، هر چند نمی‌توان کارکردهای مثبت خانواده گسترده در زمینه حمایت و مراقبت را نادیده انگاشت.

2- خانواده مادرسالار-پدرسالار: در بیشتر جوامع قدرت در خانواده به‌طور مساوی بین زن و شوهر تقسیم نمی‌شود و اغلب مرد قدرت بیشتری را در خانواده در اختیار می‌گیرد، با این حال گاهی نیز زنان قدرت برتر در خانواده هستند. خانواده‌ای که پدر در آن از قدرت بیشتری برخوردار باشد، پدرسالار نامیده می‌شود. خانواده پدر سالار به‌طور معمول مستلزم این ویژگی‌هاست:

زن پس از ازدواج به محل اقامت شوهر که معمولا همان مسکن والدین شوهر و یا نزدیکی آن است عزیمت می‌کند (پدر مکانی)؛

پدر محور نسب است؛ یعنی افراد خود را فرزند پدر می‌دانند و نسل خود را از راه پدر ردیابی می‌کنند (پدر نسبی)؛

فرزندان نام خانوادگی خود را از پدر می‌گیرند (پدرنامی)؛

عمده میراث و یا همه آن به فرزند ذکور منتقل می‌شود؛

بعد از مرگ پدر پسر ارشدش جانشین او می‌شود.

خانواده مادرسالار نیز خانواده‌ای است که مادر خانواده در آن از قدرت بیشتری برخوردار است و احتمالاً ویژگی‌هایی مانند مادر مکانی، مادرنسبی، مادر نامی و تقدم دختران در ارث و جانشینی را نیزه به همراه دارد. البته، در اینکه در واقعیت چنین خانواده‌ای در تاریخ بشر وجود داشته یا اینکه این یک فرض ذهنی است، میان دانشمندان علوم اجتماعی اختلاف نظر وجود دارد.

در بررسی دیدگاه اسلام باید گفت؛ تعالیم اسلام، علاوه بر تأکید بر اقتدار والدین در مقابل فرزندان، در روابط زن و شوهر، به مرد اقتدار بیشتری می‌دهد. این امر در قوانین مدنی سوییس و ایتالیا و بسیاری از کشورهای دیگر، نیز دیده می‌شود و خانواده به صورت گروهی منظم به ریاست مرد اداره می‌شود.

حال با نادیده انگاشتن وظایف خاص مرد در اداره خانواده مانند تأمین مخارج اقتصادی، این سؤال مطرح می‌شود که آیا می‌توان مدیریت تنظیم امور خانواده را به گونه‌ای مساوی میان زن و مرد تقسیم نمود؟ در پاسخ به این سؤال، پرسش‌های متعددی مطرح می‌شود: اول اینکه در این صورت اختلاف سلیقه‌ها در کجا باید حل شود و آیا می‌توان برای حل هر مشکلی هر چند کوچک راهی دادگاه شد؟ فرزندان در این شرایط چه وضعیتی پیدا می‌کنند و در صورت کشمکش مداوم والدین برای حل اختلافات تربیت فرزندان به کجا خواهد انجامید؟

از سوی دیگر اگر خانواده دارای ریاست واحدی نباشد، زن و مرد ناگزیر باید برای حل اختلافات در هر مورد جزئی به مراجع بالاتر رجوع کنند و این امر به خودی خود به انسجام و روابط مطلوب در خانواده آسیب می‌رساند.

قوام بودن و ریاست شوهر بر خانواده اگر چه نوعی تکلیف و مسئولیت و راهکاری عملی برای حفظ بنیان خانواده است، با این‌حال قلمرو و محدوده خاصی نیز برای آن تعیین شده است. نکته اساسی آن است که قوامیت و ریاست شوهر بر زن تنها مربوط به حوزه مسائل خانواده و همسرداری است و فراتر از آن نمی‌رود، زیرا ریاست او بر خانواده ثمره ایجاد رابطه زوجیت در راستای حفظ و رعایت مصالح خانواده است.

علامه سید محمد حسین فضل الله در این باره نوشته است: «برخی در مصداق ریاست مرد بر زن توسعه می‌دهند تا شامل هر چیزی بشود، به‌طوری که مرد قائم به کارها و امور مختلف زن گردد و زن هیچ ولایت و ریاستی بر امور خویش نداشته باشد، ولی ریاست در مفهوم ما شامل هر چیزی نمی شود، بلکه مختص به دایره زوجیت و رابطه همسری است».

همچنین زنان می‌توانند در سایه حمایت مردان که با بر عهده گرفتن نقش قوام در خانواده، تکالیف بسیاری را بر عهده می‌گیرند، زندگی آسوده‌تری را تجربه نمایند. این امر در تمام نقاط دنیا نمونه‌های فراوانی دارد و «پدرها در صف اول دفاع از خانواده‌ها هستند و زن و فرزندان خود را از خطر متجاوزان حفظ می‌کنند... خانواده بدون پدر، خانواده آسیب‌پذیرتری است و خیابان برای کودکان چنین خانواده‌هایی تهدید کننده‌تر است». 

زنان با قبول قوامیت و تمکین بزرگترین خدمت را به سلامت جامعه بشری می‌کنند؛ چرا که آنان علایق جنسی مردان را در چهارچوب عشق و سیستم زادآوری ایمن خود قرار می‌دهند. مقام معظم رهبری در یکی از بیانات خود به خوبی به این واقعیت اجتماعی اشاره نموده و فرموده‌اند: «یکی از چیزهایی که انسان را، زن و مرد را به محیط خانواده علاقه‌مند و وابسته می‌کند، این است که غریزه جنسی او، شهوات او که یکی از ارکان وجودی انسان است، در خانواده برآورده می‌شود. اگر مرد و زن در غیر محیط خانواده، در محیط اجتماع، در محیط تحصیل، در محیط کار، در محیط‌های غیرقانونی به لذات جنسی و تمتعات جنسی سرگرم و مشغول بشوند، بزرگترین ضایعه‌ای که به‌وجود می‌آید، این است که پیوند قوی میان زن و مرد و میان خانواده پاره می‌شود و از بین می‌رود».

3- خانواده پدرمکان-مادرمکان-نومکان: خانواده‌ها بر اساس محل سکونت به سه دسته تقسیم می‌شوند؛ اگر خانواده جدید یا تازه تأسیس که از ازدواج زن و مرد به‌وجود می‌آید همراه یا در نزدیکی خانواده مرد زندگی کنند، این خانواده را پدر مکان می‌نامند و اگر زوج جوان همراه یا در نزدیکی والدین یا خویشان زن زندگی کنند، آن را مادر مکان می‌گویند. نوع دیگر خانواده بر حسب مکان سکونت، آن است که زوج جوان بنا بر ترجیحات شخصی یا شرایط شغلی یا تحصیلی در مکان دیگری غیر از محل اقامت خانواده-های خود زندگی می‌کنند که این نوع خانواده را نومکان می‌نامند.

امروزه در برخی کشورها مانند آمریکا الگوی دیگری از خانواده وجود دارد که بر اساس آن زن و شوهر بدون آنکه مسائلی مانند ناسازگاری یا متارکه در میان باشد در سکونتگاه‌هایی جداگانه به سر می‌برند که برخی جامعه‌شناسان آن را ازدواج دواقامتگاهی نامیده‌اند. گویا کسانی که به این الگو روآورده‌اند، دو هدف را دنبال می‌کنند؛ از سویی خواهان تداوم زندگی مشترک هستند و از سوی دیگر نمی‌خواهند ازدواج مانعی در برابر اهداف فردی‌شان باشد.

4- خانواده تک سرپرست یا تک والد: این نوع خانواده متشکل از پدر یا مادر منفرد، به ضمیمه فرزندان تحت تکفل‌شان می‌باشد. در این خانواده یکی از دو همسر در اثر مرگ یا طلاق و یا به دلایل دیگر حضور ندارد و سرپرستی خانواده بر عهده فرد حاضر است. این نوع خانواده در همه جوامع و در همه دوره‌های تاریخی وجود داشته است، ولی میزان و علل شیوع آن در جوامع گوناگون متفاوت است. در نیمه دوم قرن بیستم همراه با افزایش سریع میزان طلاق، گسترش روابط جنسی نامشروع در جوامع غربی، میزان این نوع خانواده‌ها در غرب همواره رو به رشد بوده است.

حضور زن و شوهر به جهت ایفای نقش پدر و مادری در خانواده و تأثیر آن بر رشد سالم شخصیت فرزندان از اهمیت بسیاری برخوردار است و فقدان یکی از والدین ممکن است آسیب‌های جدی به خانواده و اعضای آن وارد کند که کودکان و زنان بیشتر در معرض این آسیب‌ها قرار می‌گیرند. از این رو اسلام همواره با قوانین پیشگیرانه طلاق تلاش دارد تا از فروپاشی خانواده‌ها جلوگیری نماید، در مرحله بعد نیز با تشویق مسلمانان به حمایت از زنان و کودکان آسیب دیده و سرپرستی از آن‌ها و فرزندانشان و محبت به کودکان بی‌سرپرست تلاش دارد تا از آسیب‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در مورد این افراد کاسته شود.

5- خانواده تک همسر-چند همسر: یکی دیگر از تقسیمات خانواده بر اساس تعداد همسران است. الگویی از خانواده که در آن تنها یک زن و یک شوهر با هم زندگی می‌کنند «تک همسری» و الگویی از خانواده که در آن یک مرد یا یک زن با دو یا چند همسر زندگی می‌کنند «چند همسری» نامیده می‌شود.

در جوامع مختلف به دلیل برابری نسبی تعداد زنان و مردان، بیشتر مردان تنها یک همسر دارند و تقریباً همه زنان تنها با یک مرد ازدواج می‌کنند. در جوامع بسیاری مردان اجازه دارند که بیش از یک زن داشته باشند. اما چند شوهری بسیار نادر و محدود بوده است. یکی از جامعه‌شناسان در بررسی 565 جامعه، دریافت که تنها در 4 مورد از آن‌ها چند شوهری وجود داشته است، یعنی کمتر از یک درصد، به نظر می‌رسد چند شوهری تنها در جوامعی وجود دارد که در فقر شدید به سر می‌برند و در آن‌ها کشتن نوزادان دختر رواج دارد. اما چند زنی در بیشتر جوامع مورد مطالعه وجود داشته و در این جوامع بیشتر مردان تنها یک همسر داشتند. بدیهی است که جوامعی وجود ندارند که در آن‌ها تعداد زنان آن قدر بیشتر از مردان باشد که اکثریت مردان بتوانند بیش از یک همسر داشته باشند.

دیدگاه اسلام: اسلام ضمن رد الگوی چند شوهری، الگوی چند زنی که از زمآن‌های دور در جوامع بشری وجود داشته است را با برخی تعدیل‌ها پذیرفته است که عبارتند از: محدود کردن تعداد زنان به حداکثر چهار مورد، موظف کردن شوهر به رعایت عدالت بین همسران و اعطای حق قسم یا همخوابگی به آنان. با این وجود، این مسأله و تفاوت جنسیتی آشکاری که در آن دیده می‌شود نیازمند یک تحلیل اجتماعی و تاریخی است. شهید مطهری بیان کرده است که عامل اساسی پیدایش چند زنی و مبنای اصلی تجویز آن در اسلام، ضرورت¬های اجتماعی به ویژه فزونی تعداد زنان بر تعداد مردان در بیشتر جوامع و دوره‌های تاریخی بوده است، از این رو ارزیابی این مسأله با معیارهای فردگرایانه مانند کاهش محبت شوهر به زن و خرد شدن شخصیت زن، ارزیابی ناقصی است و این گونه اشکال‌ها نمی‌تواند مبنای ممنوعیت چند زنی قرار بگیرد، از سوی دیگر نقش تبلیغات رسان‌های و بزرگ‌نمایی معایب و قبح چند همسری که از نظر اخلاقی و فرهنگی وجود آن را در جامعه قبیح جلوه می‌دهد، نمی‌توان نادیده گرفت.

6- خانواده ناتنی: خانواده‌ای که در آن پدر یا مادر یا هر دو ناتنی هستند. این نوع خانواده امروزه به سبب افزایش طلاق و نیز افزایش ازدواج مجدد مخصوصا در کشورهای غربی رو به گسترش است. بر حسب یکی از آمارهای موجود، خانواده‌های دارای پدر ناتنی که در آن‌ها زن حضانت فرزندان خود را از یک ازدواج پیشین بر عهده دارد70% و خانواده‌های دارای مادر ناتنی در حدود20% از خانواده‌های ناتنی را تشکیل می‌دهند. برخی از این خانواده‌ها نیز فرزندانی را به فرزند خواندگی پذیرفته‌اند، فرزندخواندگی روشی است که به‌وسیله آن پدر یا مادر ناتنی با اعلام آشکار نسبت فرزندی به کودک، به گونه‌ای فقدان ارتباط ژنتیکی را جبران می‌کند.

وجود خانواده‌های ناتنی پیوندهای خویشاوندی‌ای به‌وجود می‌آورد که شبیه پیوندهای خویشاوندی در بعضی جوامع سنتی است. کودکان در این خانواده‌ها ممکن است دو پدر و دو مادر داشته باشند. (پدر و مادر طبیعی آنان و پدر و مادر ناتنی‌شان) بعضی خانواده‌های ناتنی همه فرزندان و خویشان نزدیک در ازدواج‌های قبلی را به‌عنوان جزئی از خانواده تلقی می‌کنند. این نوع خانواده‌ها مشکلات خاص خود را دارند که جامعه‌شناسان و روان‌شناسان در بحث پیامدهای طلاق به بررسی آن می‌پردازند.

ثبات و تحکیم خانواده: امروزه یکی از مباحث مهم جامعه‌شناسی توجه به دوام یا فروپاشی خانواده است. با وجود دگرگونی‌های فراوان در عصر صنعتی شدن و اصالت یافتن فردگرایی و لذت‌گرایی اولین و مهمترین نهادی که تحت تأثیر قرار گرفته، خانواده است چراکه در روند توسعه و جهانی شدن دچار تحولات جدی گردیده است. در بعضی جوامع نه تنها کارکردهای خانواده بلکه اصل و تمامیت آن با جایگزین‌های احتمالی و انحرافی مانند زندگی مشترک بدون ازدواج، و یا همزیستی دو همجنس و خانواده تک والدی به چالش کشیده شده است. به گونه‌ای که نشانه¬های جدی از هم پاشیدگی این کانون دیرپای اجتماعات بشری در بسیاری از جوامع صنعتی ظاهر شده است. این امر نگرانی‌هایی را در میان پژوهشگران و جامعه‌شناسان به‌وجود آورده و آنان همواره در پی یافتن پاسخی برای این پرسش هستند که کودکان فردا در نبود خانواده‌ها چگونه و در کجا زندگی را آغاز کرده و به آن ادامه خواهند داد؟

نظریات فمینیست‌های افراطی در این زمینه آینده‌ای بسیار نگران‌کننده و ضدبشری ترسیم می‌کند، مانند فروپاشی کامل نهاد خانواده به‌عنوان تنها راه نجات زنان از مردسالاری و سپردن کودکان به مهد کودک‌ها و حتی در مرحله بالاتر تولید کودکان آزمایشگاهی و پرورش آن‌ها بدون دخالت نقش مادری.

به‌طور کلی عواملی که باعث استحکام بنیان خانواده و سلامت روابط اعضای آن می‌شود، به دو بخش فردی و اجتماعی تقسیم می‌شود. اما قبل از آن لازم است تا برای ایجاد یک خانواده باثبات، زمینه و بستر مناسبی وجود داشته باشد. به‌طور مثال انگیزه کافی و آموزش‌های لازم برای این کار در زوجین موجود باشد. 

برخی از عوامل فردی عبارتند از: بینش و آگاهی افراد جامعه به جایگاه خانواده و ارزشمندی آن، ارضای نیازهای عاطفی و جنسی، داشتن مهارت‌های رفتاری از قبیل مدارا، درک متقابل و تفاهم؛ و عوامل اجتماعی که مهمترین آن‌ها عبارتند از: وجود ازدواج اختیاری، محدودیت طلاق و محدودیت روابط اجتماعی زنان و مردان و حمایت دولت از خانواده مانند وضع قوانین مناسب، بالا بردن قدرت اقتصادی، فرهنگ سازی از طریق رسانه‌ها و ارائه آموزش‌های مستقیم و غیر مستقیم.

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 21 اسفند 1396 ساعت 16:52
  • اندازه قلم

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما