کارکردهای خانواده

1. تنظیم رفتار جنسی
1-1. دیدگاه جامعه شناسی

محرک جنسی یکی از محرکات نیرومند مشترک بین انسان و جانوران است که همواره نقشی حیاتی در بقای نسل ایفا کرده است. فعالیت سایق یا همان محرک جنسی باعث بروز رفتارهایی می‌شود که آن‌ها را رفتارهای جنسی می‌نامند؛ اما این بدین معنا نیست که رفتار جنسی به‌طور کامل تحت تأثیر عوامل غریزی است؛ زیرا جنبه‌های اجتماعی و فراگرفتنی رفتار جنسی نیز نقش بسیار مهمی را در کمّ و کیف آن ایفا می‌کنند، تا آنجا که عدّه‌ای منشأ زیستی و غریزی رفتار جنسی را اساساً منکر شده و پدیده‌هایی مثل همجنس گرایی را شاهدی بر بنا شدن رفتار جنسی بر جنبه‌های اجتماعی-تاریخی دانسته‌اند.  به هر تقدیر، تنظیم رفتار جنسی که یکی از کارکردهای اساسی خانواده است، از سوی بسیاری از روان‌شناسان و جامعه‌شناسان مورد تأکید است. در بسیاری جوامع معاصر، به‌ویژه در جوامع غربی، علی رغم تحولات بنیادینی که در دهه‌های اخیر در زمینه آزادی روابط جنسی به وقوع پیوسته است، خانواده همچنان کارکرد تنظیم رفتار جنسی را ایفا می‌کند، گرچه نقش انحصاری خود در تأمین نیاز‌های جنسی را از دست داده است. پر واضح است که ایفای این کارکرد از سوی خانواده نیازمند شرایطی زاید بر اصل وجود خانواده قانونی است و از این رو مشاهده کجروی‌های جنسی چندان دور از انتظار نیست. پدیده‌هایی همچون زنای با محارم، تجاوز جنسی به کودکان و انواع دیگر روابط جنسی نامشروع، آن هم توسط افراد متأهل تا حدودی ریشه در اختلالاتی دارند که خانواده را از ایفای نقش خود در زمینه ارضای مشروع غریزه جنسی باز می‌دارد. 

1-2. دیدگاه اسلام 

از دیدگاه اسلامی لازم است نکته‌ای را در رابطه با این کارکرد یادآور شویم؛ نکته نخست آن است که برخلاف مسیحیت سنتی که همواره از میل جنسی به‌عنوان امری منفی تبلیغ کرده و بر سرکوب تمایلات جنسی در خارج از چهارچوب خانواده تک همسر تأکید نموده است، اسلام(در بینش شیعی) اساسا ارضای مشروع نیازهای جنسی را کارکرد انحصاری نهاد خانواده نمی‌داند. پیامد اجتماعی این دو جهت‌گیری دینی مختلف این بوده که گسترش آزادی‌های جنسی در غرب مسیحی در قرن اخیر، قهرا با برچسب ضدّیت با دین و در قالب کج‌روی و تخلف جنسی بروز یافته است، در حالی که انعطاف پذیری نسبی احکام و ارزش‌های اسلامی، این قابلیت را به اسلام بخشیده است که بر تغییرات اجتماعی مربوط به مناسبات جنسی، به گونه شایسته‌ای چیره گردد. 

2. تولید مثل 
2-1. دیدگاه جامعه شناسی 

کارکرد تولید مثل که گاهی از آن با عنوان جایگزینی یاد می‌شود، یکی دیگر از کارکرد‌های اساسا زیست شناختی خانواده است که همواره بقای جوامع و به‌طور کلی بقای نسل بشر را تضمین کرده است. از آنجا که در طول تاریخ تولید مثل ارتباط تنگاتنگی با ارضای غریزه جنسی داشته روند نسبتا ثابتی را طی کرده است؛ اما به سبب تغییرات عمیق ناشی از انقلاب علمی و صنعتی در مغرب زمین و همراه با گسترش وسایل و فنون کنترل بارداری که به تفکیک این دو کارکرد از یکدیگر انجامید، کارکرد تولید مثل طی دو قرن گذشته دچار نوساناتی گردید؛ برای مثال در انگلستان ازدواج‌هایی که عقدشان در حدود سال 1860 بسته شده بود، هر یک به‌طور متوسط شش فرزند به بار می‌آوردند، درحالی که تنها دو نسل بعد، این رقم به دو کاهش یافت. سیاست‌های کنترل جمعیت در کشورهای جهان سوم نیز در دهه‌های اخیر مورد توجه جدّی قرار گرفته و این امر موجب کاهش چشمگیر رشد جمعیت در بسیاری از کشورها گردیده است. عوامل دیگری مانند بالا بودن هزینه‌های تشکیل و اداره خانواده که به افزایش سن ازدواج و تأخیر زمان باروری انجامیده است، گسترش وسایل و فنون جدید ضد بارداری، بی ثباتی خانواده‌ها، ایدئولوژی‌های جدید راجع به خانواده و حیات زنان و تلاش برای دست‌یابی به استقلال و آزادی بیشتر نیز در وقوع این امر دخیل است. موضوع اشتغال زنان از اموری است که پیوند نزدیکی با کاهش تولید مثل دارد. پژوهش‌های انجام شده حکایت دارد که زنان شاغل و زنانی که برای ورود به نیروی کار برنامه‌ریزی می‌کنند، انتظار فرزندان کمتری دارند و در واقع فرزند کمتری نیز می‌آورند؛ دیرتر ازدواج می‌کنند و احتمال اینکه بدون فرزند بمانند بیشتر است. 

2-2. دیدگاه اسلامی 

با توجه به دیدگاه اسلام درباره تولید مثل و با الهام از تجربه‌هایی که در این کشور‌ها صورت گرفته، ضرورت بازنگری در برخی مؤلفه‌های سیاست کنترل جمعیت که از چند سال پیش در کشور‌های مانند جمهوری اسلامی ایران اتخاذ گردیده، احساس می‌شود. کانون اصلی این بازنگری تفکیکی است که باید بین همان دو دسته از عوامل یادشده، یعنی ضرورت‌های اجتماعی-اقتصادی از یک سو و ایدئولوژی‌ها و ارزش‌های نوظهور از سوی دیگر، صورت گیرد.  پیش از هر چیز لازم است موضع اسلام نسبت به این دو دسته از عوامل مشخص شود. نمی‌توان تردید کرد که تعبیرهای متون دینی درباره تولید مثل و تکثیر نسل، ارزش گذاری کاملا مثبتی ارائه کرده است؛ برای نمونه، بر طبق حدیث معروفی که از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل گردیده، ایشان تعداد هرچه بیشتر امت مسلمان را وسیله مباهات خود به دیگر امت‌ها در روز رستاخیز معرفی کرده‌اند.(1) همچنین در روایتی از امام صادق(ع) آمده است:

ام سلمه (یکی از زنان پیامبر) به پیامبر(ص) عرض کرد:‌ای رسول خدا! مردها همه خیرات را به چنگ آوردند، پس برای زنان بیچاره چه سهمی است؟ حضرت در پاسخ فرمود: چنین نیست؛ زن در هنگام بارداری به منزله کسی است که روزها روزه‌دار و شب‌ها در حال عبادت است و با مال و جانش در راه خدا جهاد می‌کند، پس زمانی که وضع حمل می‌کند مستحق پاداشی می‌گردد که به سبب بزرگی آن هیچ کس توان درکش را ندارد و آنگاه که کودکش را شیر می‌دهد، در ازای هر مکیدنی که معادل آزاد کردن یکی از فرزندان اسماعیل که وقف عبادت خدا شده، به وی پاداش تعلق می‌گیرد. پس هنگامی که از شیر دادن فارغ گردد، فرشته بزرگواری بر پهلوی او زده و می‌گوید: اعمال خود را از سر بگیر؛ به درستی که تمامی گناهانت آمرزیده شد.(2)

3. حمایت و مراقبت 
3-1. دیدگاه جامعه شناسی 

عجز و ناتوانی نوزاد انسان در محافظت از خود برخلاف بسیاری از گونه‌های حیوانی که تا چند سال پس از تولد ادامه دارد، موضوع حمایت و مراقبت فیزیکی از کودک را به یک ضرورت تبدیل می‌کند. افزون بر آن عجز و ناتوانی انسان در دوران سالخوردگی که بسیاری از افراد در چرخه حیاتی خود با آن روبرو می‌شوند و نیز ناتوانی‌های ناشی از نقص عضو و بیماری، ضرورت اهمیت موضوع مراقبت را دو چندان می‌سازد. مسئولیت قانونی و اخلاقی ایفای این مهم در طول تاریخ بر عهده خانواده‌ها بوده است؛ حتی در جوامع صنعتی معاصر که برای حمایت از افراد ناتوان، برنامه‌های رفاهی متنوعی به اجرا در آمده است، قانون از والدین می‌خواهد که از اولادشان به گونه‌ای مناسب حمایت کنند و دولت تنها زمانی این مسئولیت را برعهده می‌گیرد که والدین ناتوانی خود را از ایفای آن به اثبات رسانند، یا اینکه اصلا والدین موجود یا در دسترس نباشند. با این همه نمی‌توان تغییرات فراوان مرتبط با این کارکرد از جمله گسترش روزافزون شیرخوارگاه ها، مهد کودک‌ها، خانه‌های سالمندان و آسایشگاه‌های معلولان را نادیده گرفت. به نظر می‌رسد در اینجا نیز اشتغال مادران از مهم‌ترین عواملی می‌باشد که در بروز تغییرات مؤثر بوده است. در مورد آثار اشتغال زنان بر فرزندان، دیدگاه‌های گوناگونی ابراز شده است. براساس یک دیدگاه افراطی اهمیت ارتباط مادر با فرزند به حدی است که حتی جدایی موقت کودک از مادر مثلا در زمانی که مادر سرکار خود حاضر می‌شود، آثار ناگوار و جبران ناپذیری بر زندگی کودک بر جا می‌گذارد. با چشم پوشی از جنبه اغراق آمیز این دیدگاه، اصل این اندیشه که بر نیاز عاطفی فرزندان به مادر تأکید دارد، افزون بر پشتوانه‌های فرهنگی از پیشینه‌های نظری برخوردار است که از جمله آن‌ها می‌توان به آرای جان بولبی اشاره کرد. وی معتقد بود که جدایی کودک از مادر در دوران کودکی در صورتی که طولانی مدت باشد، باعث اضطرتب در کودک خواهد شد و نتایجی مشابه غم از دست دادن یک عزیز را به بار خواهد آورد. این تجربه می‌تواند بر ساخت عاطفی آینده کودک تأثیر بگذارد و توانایی وی در ایجاد روابط عاطفی با ثبات را کاهش دهد.  در مقابل دیدگاهی وجود دارد که با استناد به تحقیقات جدیدتر، تأثیرهای منفی اشتغال مادران بر کودکان را انکار می‌کند. طرفداران این دیدگاه اظهار می‌کنند که بین کودکان متعلق به مادران شاغل و کودکان دیگر تفاوت عمده‌ای دیده نشده است و در مواردی خاص نیز که تفاوت‌هایی وجود داشته، ریشه آن‌ها را باید در عامل دیگری مانند کیفیت مراقبت جایگزین(مانند نسبت تعداد مربیان به تعداد کودکان یک پرورشگاه) جستجو کرد، نه در اشتغال مادران 

دیدگاه سومی نیز مدعی وجود تفاوت بین اشتغال تمام وقت و اشتغال پاره وقت است. براساس این دیدگاه ساعات طولانی اشتغال مادر و گذراندن زمان اندکی با فرزندان، به ویژه در دوره دبستان به پیامد‌های نامطلوب شناختی و اجتماعی منجر می‌گردد؛ اما اشتغال پاره وقت ظاهرا برای کودکان در تمام سنین مزیت بخش است، احتمالا به این دلیل که به مادر این امکان را می‌دهد که نیاز‌های آنان را برآورده سازد. 

3-2. دیدگاه اسلام 

الف) اشتغال زنان 

در مورد اشتغال زنان در بازار کار که برکارکرد مراقبتی خانواده تأثیرهایی بر جا گذاشته است، چند نکته قابل توجه وجود دارد: 

یک نکته این است که اسلام با چشم پوشی از  برخی محدودیت‌های شغلی که به جهت تفاوت‌های طبیعی زن و مرد و حفظ عفّت عمومی قائل شده، با اصل(اشتغال زنان) هیچ‌گونه مخالفتی ندارد، بلکه اگر شرایطی پیش آید که زن ناگزیر شود از بین اشتغال و خانه‌نشینی بی ثمر یکی را برگزیند، به‌طور قطع اشتغال ارجحیت خواهد داشت. 

نکته دیگر آن است که اسلام به دلیل اهمیت ویژه‌ای که برای پرورش نسل آینده قائل است، اشتغال مادران را در صورت تعارض با ایفای نقش مادری، تأیید نمی‌کند. تأکید صاحب نظران مسلمان بر اهمیت نقش مادری و اولویت آن نسبت به اشتغال، از همین دیدگاه برخاسته است؛ برای نمونه حضرت امام خمینی -قدس سره- علی رغم تأکید فراوانی که بر مشارکت اجتماعی-سیاسی زنان داشتند، اشتغال زنان را تا آنجا تأیید می‌کردند که به خانواده لطمه نخورد؛ چرا که زن را مربی جامعه می‌دانستند. 

ب) مراقبت از سالمندان 

در مورد مراقبت از سالمندان و بیماران، به نظر می‌رسد کاهش نقش خانواده در این زمینه و ایفای این نقش توسط نهادهای جایگزین که از نیازهای زندگی شهری جدید است، احیانا به شیوه‌هایی صورت می‌گیرد که با ارزش‌های اسلامی مانند لزوم احسان به والدین و خودداری از هر رفتار یا سخنی که باعث رنجش هرچند اندک آنان گردد، ناسازگارند. تأثیر‌های منفی این شیوه‌ها بر شخصیت سالمندان و بیماران در درجه نخست و سست شدن انگیزه‌های فردی برای مراقبت و پرورش فرزندان در درجه بعد، می‌تواند تا حدودی مخالفت اسلام با شیوه‌هایی از این دست را مدلّل سازد. 

ج) کارکرد حمایتی خانواده 

در خصوص کارکرد حمایتی خانواده، اسلام با ارائه مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های وجوبی و استحبابی، زمینه تحقق این کارکرد را فراهم کرده است. از یک سو والدین و فرزندان متقابلا به‌عنوان افراد واجب النفقه معرفی گردیده‌اند، بدین معنی که تأمین هزینه‌های زندگی فرزندان در صورت نیازمندی بر عهده پدر(یا جدّ پدری) و با فقدان پدر بر عهده مادر، و تأمین هزینه‌های زندگی والدین در صورت نیازمندی بر عهده فرزندان است و حتی اجبار و الزام قانونی در این باره پیش بینی شده است.(3) از سوی دیگر، تأکید فراوان بر ارزش‌هایی مانند احسان، تعاون بر کارهای نیک و صله ارحام در معنای وسیع آنکه شامل کمک‌های مالی نیز می‌شود و تدبیرهای ویژه‌ای مانند قرار دادن دیه جنایات غیرعمدی بر عهده خویشاوندان پدری(4) ابعاد دیگر عنایت اسلام به کارکرد حمایتی خانواده را به نمایش می‌گذارد. تحکیم هنجارهای اسلامی یاد شده می‌تواند آثار منفی زندگی شهری جدید بر کارکرد حمایتی خانواده را تا حدودی خنثی سازد. 

4. جامعه پذیری  
4-1. دیدگاه جامعه شناسی 

جامعه‌پذیری فرایندی است که از راه آن افراد نگرش‌ها، ارزش‌ها و کنش‌های مناسب هر فرد به‌عنوان عضوی از یک فرهنگ خاص را می‌آموزد. در اینکه خانواده نقشی اساسی در این فرایند ایفا می‌کند، تردیدی نیست، ولی با توجه به اینکه افزون برخانواده عوامل دیگری نیز در جامعه پذیری کودکان سهیم‌اند، بسته به میزان دخالت هر یک از این عوامل، نقش خانواده در جامعه پذیری در فرهنگ‌های متفاوت و در دوره‌های تاریخی متفاوت، تغییر می‌پذیرد. 

آنچه مسلّم است این است که خانواده نسبت به دیگر عوامل جامعه پذیری از تقدم زمانی برخوردار است. جامعه پذیری کودک از اولین روزهای زندگی آغاز می‌گردد و حتی برنامه شیردهی به کودک -شیر دهی منظم و طبق زمان بندی، یا شیردهی در موقع درخواست کودک- بر روی شخصیت مطمئن یا غیرمطمئن او تأثیر می‌گذارد. 

4-2. دیدگاه اسلام 

در مجموع می‌توان از آیات و روایات اسلامی چنین برداشت کرد که تربیت در محیط خانواده به لحاظ استعداد‌های طبیعی و روانی والدین و احساس تعهد آنان در قبال فرزندان و نیز به لحاظ دیگر کارکردهای مثبت فردی و اجتماعی خانواده که مورد عنایت اسلام‌اند، بر شیوه‌های دیگر جامعه پذیری کودکان، اولویت انکار ناپذیری دارد، ولی این به معنای نفی مطلق آن شیوه‌ها نیست؛ چرا که دست کم شیوه‌هایی مانند فرزند خواندگی یا تربیت در خانواده‌های گسترده، در پاره‌ای از موارد مورد تأیید اسلام قرار گرفته‌اند. به همین‌سان، نظر اسلام در مورد جامعه پذیری نقش‌های جنسیتی نیز در راستای ارزش‌های اسلامی قابل فهم است. عدم پذیرش ارزش‌هایی مانند آزادی جنسی مطلق و مشابهت جنسی مطلق از سوی اسلام به ویژه با توجه به تفاوت‌های طبیعی جنسی که در دیدگاه اسلامی مفروض گرفته شده‌اند، نمی‌تواند با جامعه پذیری یکسان دختر و پسر سازگاری داشته باشد، هرچند این به معنای تفکیک کامل نقش‌های زن و مرد و نفی قلمرو‌های مشترک نیست؛ زیرا اسلام جنسیت را در بسیاری از فعالیت‌های خانوادگی و اجتماعی شرط ندانسته است. کارکرد آموزش و تربیت دینی که در بعضی متون جامعه شناسی یکی از کارکردهای خانواده به شمار آمده، می‌تواند در ذیل عنوان جامعه‌پذیری گنجانده شود. این کارکرد، به ویژه از منظر اسلامی از اهمیت به‌سزایی برخوردار است و تأکیدی که در روایات اسلامی بر آموزش قرآن کریم، اعتقادات دینی و احکام شرعی، به ویژه نماز، به کودکان و نوجوانان دیده می‌شود(5) گوشه‌ای از اهتمام اسلام به این موضوع سرنوشت‌ساز را نشان می‌دهد، البته با توجه به تداخل کارکردی خانواده، دین و آموزش و پرورش در جوامع معاصر، از نقش خانواده در آموزش دینی تا حدودی کاسته شده است و برای نمونه در ایران شاهد سرمایه گذاری فزاینده نهادهای دین و آموزش و پرورش در این زمینه و گسترش سریع مؤسسه‌های مذهبی و نشریه‌های دینی پس از انقلاب اسلامی بوده‌ایم. 

5. عاطفه و همراهی 
5-1. دیدگاه جامعه شناسی 

به اعتقاد بسیاری از جامعه‌شناسان، ارضای نیازهای عاطفی مهم‌ترین کارکردی است که می‌تواند بقای خانواده را در جوامع صنعتی جدید تبیین کند. ارضای عاطفی در محیط‌های دیگری مانند محیط‌های شغلی یا آموزشی نیز کم و بیش یافت می‌شود، اما بیشتر افراد رضایت بخش ترین روابط شخصی خود را با همسران، والدین، فرزندان یا دیگر بستگان می‌یابند. معمولا افراد امنیت جسمی و روحی را در خانواده جستجو می‌کنند و خانه را پناهگاهی از کشمکش‌ها و زد و خوردهای دنیای بیرون می‌دانند. حال باید دید چرا این کارکرد‌های خانواده، در جوامع صنعتی اهمیتی منحصر به فرد به‌دست آورده است. جامعه‌شناسان در تبیین این امر معمولا به دو دسته از عوامل، یعنی ساختاری و فرهنگی، استناد می‌کنند. برخلاف جوامعی که در آن‌ها خانواده زن و شوهری درون شبکه وسیع تری از روابط خویشاوندی و همسایگی قرار می‌گیرد، در جوامع صنعتی، خانواده تقریبا تنها منبعی است که بیشترین درگیری عاطفی را برای بسیاری از بزرگسالان فراهم می‌آورد. به سبب سست شدن شبکه‌های خویشاوندی و همسایگی، همسر شخص علی القاعده به صورت تنها دوست و همدم او و تنها کسی که می‌تواند بیشترین وقت را با او سپری کند، در می‌آید. عوامل فرهنگی نیز به تغییر نگرش عمومی نسبت به ازدواج اشاره دارد. در جوامعی مانند جامعه آمریکا، نگرش غالب این است که ازدواج باید بر پایه کشش عاطفی و عشق متقابل بین دو زوج استوار باشد و میزان بالای طلاق در این جوامع دلیل بر اهمیت این کارکرد به‌عنوان مبنای ازدواج است؛ یعنی از آنجا که اساس ازدواج، عشق و محبت است، با زوال آن می‌توان در انتظار از هم گسیختگی ازدواج بود. این در حالی است که در جوامع دیگری که کارکرد‌های دیگر خانواده از اهمیت بیشتری برخوردارند، حتی در صورتی که زوجین سطح بالایی از رضایت خاطر را تجربه نکنند، احتمال تداوم پیوند ازدواج زیاد است. موضوع خشونت خانگی جنبه تاریکی از حیات خانوادگی است. خشونت خانگی به معنای بدرفتاری فیزیکی، کلامی یا عاطفی یک عضو از خانواده علیه عضوی دیگر، پدیده جدیدی نیست و در گذشته نیز وجود داشته است. حتی در کشورهای پیشرفته نیز این مشکل همچنان در بسیاری از خانواده‌ها پابرجاست. گزارش‌ها حکایت از آن دارد که سالمندان را در بر می‌گیرد. بر حسب یک سرشماری عمومی در آمریکا، تقریبا یک چهارم از بزرگسالان گزارش کرده‌اند که در کودکی مورد بدرفتاری فیزیکی قرار گرفته‌اند. گستردگی این پدیده در برخی کشورهای صنعتی بسیاری از خانواده‌ها را در وضعیتی قرار داده که نه تنها کارکرد عاطفی مورد انتظار را تأمین نمی‌کنند، بلکه به کانون اضطراب، ناامنی و حتی جنایت مبدّل شده‌اند. 

5-2. دیدگاه اسلام 

از دیدگاه اسلام، آرامش روانی حاصل از ازدواج و مهر و مودّت بین زن و شوهر از نشانه‌های الهی به شمار می‌آید(6) و ممکن است به این حقیقت اشاره داشته باشد که رابطه زناشویی برخلاف دیگر روابط اجتماعی در بردارنده عاملی وحدت بخش و انسجام دهنده است که تداوم رابطه را علی رغم تضادها و اختلاف منافع و علقه‌های زن و شوهر، تضمین می‌کند. یکی از موانع مهم در تجلی این نشانه الهی، آزادی‌های جنسی است. در واقع یکی از علل اصلی ممنوعیت روابط جنسی با غیر همسر و نیز مسئله حجاب و کاهش اختلال زن و مرد در اسلام، ایجاد خانواده‌های مبتنی بر محبت و صمیمیت است. استاد شهید مطهری در این باره اظهار می‌دارد:

فلسفه پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع از نظر اجتماعی خانوادگی این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روان، عامل خوشبخت کردن او به شمار برود، در حالی که در سیستم آزادی کامیابی، همسر قانونی از لحاظ روانی یک رقیب و مزاحم و زندان‌بان به شمار می‌رود و در نتیجه کانون خانوادگی بر اساس دشمنی و نفرت پایه گذاری می‌شود، موجب می‌شود که پسران تا جایی که ممکن است از ازدواج و تشکیل خانواده سر باز زنند و فقط هنگامی که نیروهای جوانی و شور و نشاط آن‌ها رو به ضعف و سستی می‌نهد، اقدام به ازدواج کنند و در این موقع زن را فقط برای فرزند زادن و احیانا برای خدمت کاری بخواهند. 

مانع دوم که شاید بتوان آن را مهم ترین مانع دست‌یابی به محبت و رضایت عاطفی در خانه دانست، (بحران معنا) است؛ بحرانی که غرب به دلیل فاصله گرفتن از باورها و ارزش‌های دینی گرفتار گردیده است. تناقض بین آزادی شخصی و امنیت عاطفی، بین استقلال و مسئولیت، بین تنها برای خود بودن و برای دیگران بودن که برای زنان و مردان متجدد امروزی پیش آمده و در بسیاری موارد، آنان را به رویارویی و خصومت با یکدیگر کشانده است، جز با تعریف مجدد اهداف و آرمآن‌های زندگی با تکیه بر تعالیم دینی، قابل رفع نخواهد بود. اسلام بر اساس جهان بینی خود اصولا ارزش‌های برتر را ارزش‌های اخلاقی و معنوی می‌داند و می‌کوشد افراد، خانواده‌ها و جامعه را در مسیر این ارزش‌ها قرار دهد. ضعف ایمان و اخلاق، مانع دیگری است که کارکرد عاطفی خانواده را با مشکل روبه رو می‌سازد. از منظر انسان شناسی دینی و عرفانی به دلیل آنکه انسان در فطرت خود شیفته کمال و جمال مطلق است، بالطبع نسبت به تمامی کمال‌ها و زیبایی‌ها به ویژه اعمال و اخلاق نیک، عشق می‌ورزد. بدین جهت خلق و خوی نیکو به‌طور طبیعی باعث جلب محبت دیگران می‌شود و قرآن کریم به همین حقیقت اشاره دارد، آنجا که می‌فرماید:(همانا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام می‌دهند، خداوند رحمان محبتی در دل‌ها نسبت به آنان قرار می‌دهد).(7) این در حالی است که برحسب بعضی روایات معتبر ایمان و کردار نیک باعث افزایش محبت خود شخص مؤمن و نیکوکار نسبت به دیگران می‌گردد. امام صادق(ع) در روایتی که از ایشان نقل گردیده به‌طور خاص به این نکته اشاره دارند که افزایش ایمان و باور مذهبی مرد باعث ازدیاد محبت او نسبت به زن می‌گردد.(8)

واضح است که دست کم بعضی از این نکته ها، به ارضای عاطفی همسران اختصاصی ندارند و در مورد روابط والدین با فرزندان، روابط با سالمندان و روابط خواهر و برادرها نیز می‌توان بر آن‌ها تأکید کرد؛ برای نمونه این توصیه قرآنی را در مورد روابط با والدین سالمند در نظر بگیریم:

پروردگارت فرمان قطعی داده که جز او را نپرستید و به پدر و مادر خود نیکی کنید. هر گاه یکی از آن دو یا هردوی آن‌ها در نزد تو به پیری رسیدند، پس سخنی به آنان مگو که حاکی از دلتنگی‌ات از ایشان باشد و بر سر آن‌ها فریاد مزن و با گفتار بزرگوارانه با آنان سخن بگو و خاکساری خویش را از روی لطف و رحمت در پیش آنان فرود آر و بگو: پروردگارا! همان گونه که مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده.(9)

6. تأمین پایگاه اجتماعی 

جامعه‌شناسان چندین عامل انتسابی را در تعیین پایگاه اجتماعی افراد یا گروه‌ها، یعنی موقعیتی که در سلسله مراتب اجتماعی احراز می‌کنند، دخیل دانسته‌اند که عبارتند از: طبقه، نژاد، قوم، جنس، سن و تا حدودی دین و مذهب. خانواده‌ای که شخص در آن متولد می‌شود شماری از این ویژگی‌های منتسب را به وی منتقل می‌سازد و از این طریق پایگاه اجتماعی او را مشخص می‌کند. در جامعه‌ای که در آن، تبعیض نژادی قومی یا مذهبی اعمال می‌شود، خانواده بسته به اینکه به کدام نژاد یا قوم یا مذهب تعلق دارد، نقشی تعیین کننده در انتساب پایگاه اجتماعی بالاتر یا پایین تر به اعضای خود ایفا می‌کند. البته هرکس می‌تواند پایگاه اجتماعی خود را با تلاش و پشتکار در جهت احراز عوامل اکتسابی آن از قبیل ثروت و تحصیلات ارتقا بخشد. 

7. مشروعیت 
7-1. دیدگاه جامعه شناسی 

تأمین پدر شرعی برای فرزندان کارکرد دیگری است که خانواده زن و شوهری ایفا می‌کند. در واقع اهمیت این کارکرد به جهت نتایج و آثار اجتماعی آن است که انتقال منظم ارث و تداوم نظام خویشاوندی از جمله مهم ترین آن‌ها به شمار می‌آیند؛ به همین دلیل، مالینوفسکی مشروعیت را به جای گرفتن کودک در درون شبکه خویشاوندی ربط داده است. به گفته وی، همین شبکه خویشاوندی است که حقوق نوزاد در زمینه مراقبت، ارث و آموزش را تعریف می‌کند. 

7-2. دیدگاه اسلام 

در متون دینی اسلام، کارکرد مشروعیت فرزند و پیامدهای آن از قبیل پذیرش مسئولیت تربیت فرزند از سوی پدر و مادر، انتقال نظام مند میراث و تداوم شبکه‌های خویشاوندی، مورد تأکید قرار گرفته است؛ برای نمونه در روایتی آمده است:

شخصی از امام جعفر صادق(ع) پرسید: چرا خداوند زنا را حرام کرد؟ حضرت در پاسخ فرمود: به سبب مفاسدی که در آن است؛ از جمله زوال نظام ارث و قطع شدن سلسله نسب اشخاص. (چه بسا) زنی که مرتکب زنا شده نمی‌داند بارداری او مستند به رابطه جنسی با کدام مرد است و فرزندی که متولد شده، پدرش را نمی‌شناسد و (در نتیجه) از نعمت پیوند خویشاوندی و آشنایی با نزدیکان بی بهره خواهد بود.(10)

در بعضی روایات نیز ارتکاب قتل نفس را (از طریق سقط جنین) و خودداری والدین از تربیت فرزندان جزء نتایج منفی فرزند به شمار آمده است.(11) بدون شک، عدم مشروعیت از عوامل اصلی افزایش سقط جنین در دوران معاصر است و بخش عمده‌ای از کودکان پرورشگاهی را فرزندان نامشروع تشکیل می‌دهند. 

8. کنترل اجتماعی 
8-1. دیدگاه جامعه شناسی 

کنترل اجتماعی یکی از کارکردهای مهم نهاد خانواده است که یا از راه کنترل مستقیم خانواده بر رفتار اعضا و یا به‌طور غیرمستقیم و به‌عنوان پیامد کارکردهایی چون ارضای نیازهای جنسی و عاطفی، حمایت، مراقبت و جامعه پذیری تحقق می‌یابد. البته با توجه به رواج بینش‌های فردگرایانه و آزادی خواهانه در جوامع غربی، از نقش خانواده در کنترل مستقیم رفتار همسران و فرزندان به شدت کاسته شده است. به اعتقاد برخی جامعه‌شناسان، خانواده حتی در جوامع جدید نیز عامل اولیه کنترل اجتماعی و به ویژه کنترل جنسی بزرگسالان و کودکان است. 

کنترل همسران 

کنترل مستقیم هر یک از دو زوج بر رفتارهای طرف مقابل به ویژه رفتارهای جنسی خارج از چهارچوب ازدواج، امری است که در بسیاری از فرهنگ‌های گذشته و حال به چشم می‌خورد، هرچند به دلیل عواملی مانند قدرت بیشتر مردان و نقش‌های جنسیتی متفاوت زن و شوهر، این کنترل بیشتر از سوی مردان نسبت به زنان اعمال شده است. کنترل جنسی زنان توسط شوهران از گذشته‌های بسیار دور وجود داشته و همواره از پشتوانه‌های نیرومند فرهنگی، دینی و فلسفی برخوردار است. 

همانگونه که اشاره شد، خانواده گذشته از کنترل مستقیم به‌طور غیرمستقیم و از راه ایجاد فضایی همراه با آرامش و امنیت و ارضای نیازهای جنسی و عاطفی همسران نیز آنان را از گرایش به کجروی باز می‌دارد؛ برای مثال امیل دورکیم در بررسی پدیده خودکشی در چندین کشور اروپایی دریافت که ازدواج افراد را از خودکشی باز می‌دارد و افراد دارای فرزند کمتر از افراد متأهل بی فرزند خود را به قتل می‌رسانند. دورکیم بر پایه مشاهده‌هایی از این دست بود که نظریه همبستگی اجتماعی را مطرح کرد وضعف پیوندهای اجتماعی اشخاص را عامل خودکشی آنان دانست. واضح است که آرامش روانی حاصل از ازدواج، انسان را برای پذیرش مسئولیت‌ها یاری می‌رساند و به او در برابر دشواری‌های زندگی شکیبایی می‌بخشد و شور و نشاط او را در فعالیتش افزایش می‌دهد؛ زیرا احساس می‌کند از نتیجه زندگی و کار و تلاش او هم خودش و هم عزیزترین کسانش، یعنی همسر و فرزندانش، بهره مند می‌شوند. در مقابل، احساس تنهایی، امید وشور و نشاط شخص را کاهش می‌دهد و از او فردی بی مسئولیت می‌سازد که در برابر مشکلات به آسانی تسلیم می‌گردد و به دلیل نداشتن یک پناهگاه مطمئن عاطفی و روانی، به خودکشی پناه می‌آورد و این در صورتی است که برای جبران شکست‌ها و ناکامی‌های خود به جرم و جنایت متوسل نشود. 

کنترل فرزندان

کنترل رفتار فرزندان از سوی اعضای بزرگتر خانواده به ویژه والدین نیز دارای دو جنبه مستقیم و غیرمستقیم است. جامعه‌شناسان در بین عوامل متعددی که بر کجروی فرزندان تأثیر می‌گذارد، چند عامل خانوادگی را شناسایی کرده‌اند. گذشته از ضعف نظارت مستقیم بررفتار فرزندان که در خانواده‌های تک سرپرست احتمال بیشتری دارد، عوامل دیگری مانند ستیز و ناسازگاری پدر و مادر، نبود روابط گرم، محبت آمیز و حمایتگرانه بین والدین و فرزندان به کجروی و ارتکاب جرم مؤثر شناخته شده‌اند. 

8-2. دیدگاه اسلام 

به نظر می‌رسد مکتب اسلام با تأکید بر پاره‌ای نکات اساسی که در ذیل به آن‌ها اشاره می‌شود، دست یابی به اهداف مهمی را که کاهش انحرافات جنسی و غیرجنسی همسران  و فرزندان از جمله آن‌هاست، منظور داشته است. این نکات عبارتند از:

1. تشویق فراوان نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده. اسلام در تأکید بر این موضوع تا آنجا پیش می‌رود که پیامبر اکرم(ص) ازدواج را سنت خویش  و رویگردانی از آن را موجب قطع ارتباط معنوی شخص با مقام رسالت معرفی می‌کند.(12) همچنین سیره عملی آن بزرگوار و ائمه اطهار(ع) به دست می‌دهد که کوشش فراوانی از سوی آنان در جهت آسان نمودن امر ازدواج، به ویژه از نظر رفع موانع فرهنگی موجود در این زمینه، صورت گرفته است.(13) بدیهی است اولین قدم در جهت فعلیت بخشیدن به قابلیت‌های خانواده در خصوص کاهش انحرافات اجتماعی، اصل تشکیل خانواده است. 

2. اهمیت ارضای نیازهای جنسی و عاطفی در خانواده. نقش ارضای جنسی و عاطفی زن و شوهر در کاهش کجروی‌های اجتماعی، به ویژه تخلفات جنسی، امری است که به استدلال چندانی نیاز ندارد و نمونه‌ای از اعتراف‌های جامعه‌شناسان غربی در این باره را در سخنان گیدنز می‌توان ملاحظه نمود.(14) از این رو در اسلام تأکید ویژه‌ای بر این موضوع شده و فلسفه ازدواج موقت در اسلام تا حدود زیادی به همین مسئله مرتبط است.

3. تقویت روحیه غیرت ورزی جنسی. غیرت ورزی جنسی از اخلاق جنسی است که بروز و رشد آن بیش از هرجای دیگری در محیط خانواده به چشم می‌خورد. برخلاف دیدگاهی که غیرت را از مقوله حسادت و صرفا محصول عوامل فرهنگی و ناشی از گرایش مردان به تملک زنان می‌داند، روایات اسلامی ضمن ارزش گذاری مثبت در مورد این صفت، به‌عنوان امری مؤثر در کاهش کجروی‌های جنسی، غیرت و حسد را در دو حوزه متباین ایمان و کفر طبقه بندی نموده و به این ترتیب، تمایز و تقابل آشکاری بین این دو صفت برقرار می‌کنند. 

4. ضرورت تربیت دینی و اخلاقی فرزندان. تربیت دینی و اخلاقی فرزندان به معنی آشنا ساختن آنان با ارزش‌های دینی و فضایل اخلاقی، چه از حیث نظری و چه از حیث عملی، از وظایفی است که بیش از سایر عوامل جامعه پذیری برعهده والدین نهاده شده است. 

5. نظارت والدین بر رفتار فرزندان. کنترل صحیح رفتار فرزندان از سوی والدین، افزون بر جنبه عام آنکه شامل تمامی زمینه‌ها می‌شود، از جنبه خاص یعنی امور جنسی نیز مورد توجه ویژه قرار گرفته است. بر حسب روایات اسلامی، والدین باید کودکان خود را از مشاهده صحنه‌های جنسی مطلقا باز دارند؛ چرا که این امر تأثیر فوق العاده‌ای بر گرایش کودکان به انحرافات جنسی می‌گذارد. تأکید بر آموزش آداب ورود به اتاق خواب والدین و سایر بزرگسالان به کودکان و نوجوانان، شدّت اهتمام اسلام به این موضوع را بیش از پیش آشکار می‌سازد. از اینها گذشته والدین مسلمان موظّف‌اند بستر کودکان خود به ویژه دختر و پسر را از دوره پیش از بلوغ که در برخی روایات، حد ده سالگی برای آن معین شده، از یکدیگر جدا کنند. 

6. کمک به فرزندان درجهت تشکیل خانواده. اسلام بر کمک والدین و دیگر اعضای خانواده به فرزندان در انتخاب همسر و تشکیل خانواده، تأکید کرده است. تشویق والدین به فراهم نمودن زمینه ازدواج فرزند به‌عنوان یکی از حقوق وی به ویژه نسبت به پدر، سفارش اکید به والدین در خصوص آسان نمودن امر ازدواج و خودداری از دشوار نمودن شرایط و الزام پدران به انفاق بر فرزندان نیازمند از نکات شایان توجهی است که در روایات اسلامی به آن‌ها بر می‌خوریم. 

7. اظهار محبت و ایجاد روابط گرم و دوستانه با فرزندان، ملایمت و میانه روی در امر تربیت و خودداری از بدرفتاری و برخورد‌های اهانت آمیز با آنان نیز از توصیه‌های تربیتی مهمی هستند که در روایات اسلامی مورد توجه قرار گرفته‌اند. پیروی از آن‌ها می‌تواند کاهش میزان کجروی فرزندان را در پی داشته باشد. 

9. کارکردهای اقتصادی 
9-1. دیدگاه جامعه شناسی 

در یک نگاه خانواده در پهنه تاریخ، واحدی اقتصادی بوده که اعضای آن برای تأمین نیازهای معیشتی مشترک با یکدیگر همکاری می‌کرده‌اند. در جوامع صنعتی پیشرفته خانواده کارکرد اقتصادی خود در بعد تولید را تا حدود زیادی از دست داده، به صورت واحد مصرف کالاها و خدمات درآمده است و افزون بر آن، در این جوامع بسیاری از افراد ضرورتی احساس نمی‌کنند که برای تأمین نیاز‌های اقتصادی خود با اعضای دیگر خانواده همکاری داشته باشند، بلکه اصلا ضرورتی نمی‌بینند که در خانواده‌ای زندگی کنند. انتقال اموال و کالاهای مادّی از نسلی به نسل دیگر، چه در قالب کمک‌های مادّی والدین به فرزندان در زمان حیات و چه درقالب ارث، کارکرد اقتصادی دیگری بوده که همواره توسط خانواده انجام می‌گرفته است و خانواده‌های جدید نیز به رغم حصول تغییراتی در این زمینه، همچنان به ایفای نقش می‌پردازند. 

9-2. دیدگاه اسلامی 

در دیدگاه اسلام، خدمات رسانی متقابل زن و مرد از حیث معیشتی، به‌عنوان یکی از کارکردهای خانواده مفروض گرفته شده است.  اسلام زنان شایسته را زنانی می‌داند که در رفع نیازهای معیشتی خانواده به شوهران خود، به ویژه با انجام دادن کارهای خانگی، یاری برسانند و با پاداش‌های معنوی فراوانی که برای این امر مقرر کرده، زنان را به خدمات خانگی تشویق کرده است؛ در عین حال از نظر حقوقی زنان را از انجام دادن کار خانگی معاف و شوهران را حتی در شرایط بی نیازی مالی زنان، به پرداخت نفقه آنان ملزم کرده است و به این ترتیب، مردان عملا در خدمت زنان قرار گرفته‌اند. به گفته استاد شهید مطهری:

اسلام هرگز نخواسته مرد از زن بهره کشی اقتصادی کند، بلکه سخت با آن مبارزه کرده است. این مسئله که زن استقلال اقتصادی دارد از مسلمات قطعی اسلام است. کار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مایل باشد کاری که در خانه به وی واگذار می‌شود مجّانا و تبرّعا انجام می‌دهد و اگر نخواهد مرد حق ندارد او را مجبور کند. 

10. تداوم نابرابری‌های جنسی 

از دیدگاه فمنیستی تداوم نابرابری جنسی یا تحکیم روابط پدرسالارانه یکی از کارکردهای مهم نهاد خانواده می‌باشد که کمتر مورد توجه دیدگاه‌های محافظه کار قرار گرفته است. به اعتقاد فمنیست‌ها، کارهای بدون مزد خانگی و حمایت از همسران و فرزندان که به‌طور مرسوم توسط زنان صورت می‌گیرد، باعث تداوم ساختارهای پدرسالارانه و سلطه مردان بر زنان می‌شود. 

1. تقسیم کار جنسی بین زن وشوهر؛ 
2. انتقال نقش‌های جنسیتی به کودکان از راه جامعه پذیری 

ساختار نخست به سیستمی اشاره دارد که کارهای خانگی را که از نظر فرهنگی کم ارزش‌تر تلقی می‌شوند، بر عهده زنان و کارهای بیرون از خانه را که به سبب درآمد زا بودن، ارزش و پرستیژ بیشتری به همراه دارند، بر دوش مردان قرار می‌دهد. ساختار دوم نیز به فرایندی اشاره دارد که طی آن کودکان از طریق همانند سازی با والدین(پسر با پدر و دختر با مادر) و به واسطه پاداش و تنبیهی که دریافت می‌کنند، نگرش‌های مردانه و زنانه را درونی می‌سازند و نقش‌های جنسیتی را فرا می‌گیرند. هرچند نمی‌توان مشارکت زن و مرد در کارهای خانه را به دلیل نوع و اهمیت متفاوت آن‌ها مساوی دانست لیکن می‌توان گفت مشارکت آن‌ها در کارهای خانگی منصفانه است؛ زیرا نقش‌های متفاوت آن‌ها معادل و مکمل یکدیگرند. به همین سان(مکمل بودن برابر یعنی اینکه وظایف متفاوت و متمایز زن و مرد چه در نقش‌های خانوادگی و چه درنقش‌های اجتماعی وزن‌های یکسانی دارد)، مورد تأکید برخی طرفداران حقوق زن در ایران قرار گرفته است. 

علل تغییر کارکردهای خانواده 

چه چیزی باعث می‌شود که نهادهای اجتماعی کارکردهای خود را از دست بدهند؟

1. حصول تغییراتی در اهداف و ارزش‌های اجتماعی که جامعه را از آن کارکردها -کلا یا بعضا- بی‌نیاز می‌سازند. 2. پیدایش نهادهای جایگزین و در مواردی شیوه‌های نهادینه نشده که همان کارکردها را ایفا می‌کنند. 

به‌طور قطع، تغییرات اقتصادی و فنّی در جوامع صنعتی، تأثیرهای قابل توجهی بر نهاد خانواده برجای گذاشته‌اند. با این همه حضور دسته اول از علل یاد شده، یعنی تغییرات ارزشی نیز کاملا آشکار است. در این قسمت بر علل اساسی تغییرات کارکردی در خانواده معاصر مروری خواهیم داشت. 

تغییرات ارزشی 

بدون شک فلسفه‌های جدید و اندیشه‌های فراگیر ناشی از آن‌ها اساسی‌ترین نقش را در تحولات فرهنگی جهان غرب ایفا کرده‌اند.  لیبرالیسم و بینش فردگرایانه به‌عنوان یکی از شالوده‌های فرهنگ معاصر غربی در کنار تأثیرهای عمیقی که در ابعاد مختلف حیات اجتماعی به جای گذارده، نهاد خانواده را نیز به شدّت تحت تأثیر قرار داده است. به تعبیر دکتر شریعتی:

اساسا نوع تکیه‌ای که غرب بر آزادی و کمال و ارزش‌های انسانی زن می‌کند، در مسیر اصالت فردی زن است؛ یعنی زن را از خانواده بیرون می‌آورد و او را به‌عنوان یک موجود انسانی مطرح می‌کند و برایش حقوق اختصاصی و اصیل قائل است. این مسئله خود به خود به اصالت فرد و فردگرایانه منجر می‌شود. اصالت فرد و فردگرایانه در غرب نه تنها جامعه را به‌عنوان یک بنای کامل و پیوسته و پیگیر متزلزل کرده، بلکه خانواده را همچنین متزلزل کرده است، به این شکل که(دادن) اصالت فرد به زن، او را به‌عنوان عضوی در خانواده از میان برده و به‌عنوان یک فرد تمام در جامعه مطرحش کرده است.

گرچه این‌گونه تعبیرها تا حدّی اغراق آمیز به نظر می‌رسند، ولی از واقعیتی مهم و انکارناپذیر در جوامع غربی حکایت می‌کنند؛ واقعیتی که تغییرهای کارکردی خانواده در زمینه‌های رفتار جنسی، تولید مثل، حمایت و مراقبت، جامعه پذیری وغیره تا حدودی ریشه در آن دارد. در ارتباط با واقعیت یاد شده همچنین لازم است به مسئله سقوط ارزش‌های اخلاقی در غرب اشاره کنیم که ارتباط بسیار نزدیکی با سقوط خانواده یا کم بها شدن آن دارد. فعالیت‌های نهضت آزادی زنان یا فمنیسم، به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم، نتایج گسترده و انکارناپذیری را در باب مسائل زنان به ویژه مسائل و مشکلات خانواده در پی داشته است. طرفداران فمنیسم با محکوم کردن استثمار زنان در خانه، ارزش‌های سنتی خانوادگی را با چالش جدّی روبرو ساختند. برخی فعالان فمنیسم مانند، اتکینسون، ازدواج را بردگی، تجاوز قانونی و کار بدون دستمزد نامیدند. با توجه به مطالب یاد شده و همچنین نفوذ اندیشه‌ها و ارزش‌های یاد شده در جوامع اسلامی، می‌توان پیش بینی کرد که بینش‌ها و ارزش‌های اصیل اسلامی تنها زمانی امکان ادامه حیات اجتماعی را خواهند داشت که در قالب‌های جدید و قابل فهم برای نسل‌های امروزی و با تکیه بر استدلال‌های عقلانی و با بهره گیری از تکنولوژی ارتباطی نوین ارائه گردند. در غیر این صورت به احتمال قوی شاهد تغییرات ارزشی در زمینه‌های مختلف و از جمله در زمینه مسائل خانواده، به نوعی که در غرب اتفاق افتاد، خواهیم بود. 

پیدایش نهادهای جایگزین 

آگبرن اظهار عقیده کرد که دو فرایند صنعتی شدن و شهری شدن، خانواده را از نهادی نسبتا خودکفا به نهادی که کارکرد اصلی‌اش توزیع عاطفه و شکل دهی به شخصیت می‌باشد، تبدیل کرده است. برخلاف گذشته که خانواده واحد اصلی اقتصادی بود، اکنون زندگی شغلی مردم در جوامع پیشرفته صنعتی تقریبا به‌طور کامل در خارج از خانه صورت می‌گیرد؛ زنان در بازار کار در شرایطی نسبتا برابر با مردان پذیرفته شده‌اند و روز به روز به استقلال اقتصادی بیشتری نایل می‌شوند؛ دولت از راه گسترش شیرخوارگاه‌ها و کودکستآن‌ها از کودکان پرستاری می‌کند؛ تحصیل کودکان و جوانان برعهده دولت است. در گذشته مردن یا زنده ماندن اطفال عمدتا بستگی به والدین آن‌ها و برعکس، مردن وزنده ماندن افراد کهنسال عمدتا بستگی به فرزندانشان داشت؛ امروزه در سایه خدماتی که دولت‌های رفاهی فراهم کرده‌اند، نسل جدید می‌تواند به حیات خود ادامه دهد، حتی اگر خانواده متلاشی شود یا حتی اگر هیچ یک از والدین وجود نداشته باشد. عوامل مذکور به مدد پیشرفت‌های تکنولوژیک در عرصه‌های مختلف، به ویژه در عرصه پزشکی زنان و زایمان، زمینه تغییر کارکرد خانواده در بخش‌های تنظیم رفتار جنسی، تولید مثل، حمایت و مراقبت، جامعه پذیری و کارکردهای اقتصادی را فراهم آورده‌اند. 

آینده خانواده 

سخن آخر این است که این دو دسته عوامل یاد شده، یعنی تغییرات ارزشی و پیدایش نهادهای بدیل خانواده، افزون بر آنکه خانواده هسته‌ای غربی را دچار تغییرات کارکردی چشمگیری کرده‌اند، پدیده‌های دیگری مانند افزایش بی سابقه میزان طلاق و رشد فزاینده الگوهای جدید روابط جنسی از قبیل ازدواج اشتراکی، ازدواج آزاد، زندگی مشترک بدون ازدواج و زندگی مشترک دو همجنس را در پی داشته اند؛ در نتیجه، محققان این بحث را مطرح می‌کنند که آیا نهاد خانواده در حال زوال و فروپاشی است یا اینکه همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد؟ گروهی که نگاه خوش بینانه تری به مسئله دارند، معتقدند وقوع تغییرات ضروری در نهاد خانواده به معنی آن نیست که خانواده اهمیت گذشته خود را از دست داده یا اینکه در وضعیت سقوط قرار دارد، بلکه خانواده در حال جرح و تعدیل خود و سازگار شدن با جامعه در حال تغییری است که خود جزئی از آن می‌باشد. به هر تقدیر همین واقعیت که در جوامع غربی هیچ یک از الگوهای جدید ازدواج و روابط جنسی در خارج از چهارچوب خانواده از اقبال و پذیرش عمومی برخوردار نگردیده است، شاهدی است براینکه تشکیل خانواده درنظر بسیاری از مردم جذابیت و ارزش خود را همچنان حفظ خواهد کرد. آمارهای ازدواج نیز این مدّعا را کاملا تأیید می‌کنند. گذشته از پاره‌ای تغییرات کارکردی ضرورتی در نهاد خانواده، مانند تغییر در کارکردهای حمایتی، آموزشی و اقتصادی که در تغییرات کلان اقتصادی-اجتماعی ریشه دارند، به نظر نمی‌رسد فرایند صنعتی شدن این جوامع دست کم در آینده نزدیک بتواند تداوم نهاد خانواده را با مشکل رو به رو سازد؛ زیرا نفوذ و رسوخ ارزش‌های اسلامی در ذهن‌های اکثریت آحاد جوامع اسلامی، زمینه گسترش ارزش‌های متضاد با تداوم حیات خانواده را از بین می‌برد، ولی نباید فراموش کرد که در دراز مدت، عوامل نفوذ فرهنگی و چگونگی مقابله با آن می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در این رابطه ایفا کند.


1. ر.ک، وسائل الشیعه، ج3، 14.

2. وسائل الشیعه، ج15، 175.

3. ر.ک: وسائل الشیعه، ج15، 237 همچنین ر.ک، الخویی، ج2، 323.

4. ر.ک: وسائل الشیعه، ج19، 301 همچنین ر.ک: امام خمینی، تحریر الوسیله، ج2، 727.

5. ر.ک، وسائل الشیعه، ج15، 182 و 194- 196.

6. سوره روم، آیه 21.

7. سوره مریم، آیه 96.

8. وسائل الشیعه، ج 9، 14.

9. سوره اسراء، آیات 23و24.

10. وسائل الشیعه، ج 14، 252.

11. همان، 234 و ج 18، 431.

12. بحارالانوار، ج 103، 220، ح 23.

13. وسائل الشیعه، ج 14، 43-50.

14. بستان، حسین؛ (1383). اسلام و جامعه شناسی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ اول، ص 99.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 08 خرداد 1396 ساعت 19:31
  • اندازه قلم

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما