Mr. Hadi Hakim

Mr. Hadi Hakim

یکشنبه, 07 آبان 1396 ساعت 10:18
علل بیماری عروق کرونر قلب

از سن ۶۰ سالگی به بعد احتمال ابتلای خانم‌ها و آقایان به بیماری عروق کرونر قلب یکسان می‌شود. برخی از بیماری عروق کرونر قلب شایع مانند دیابت (مرض قند) با بالا بودن میزان کلسترول خون بدون توجه به رژیم غذایی ارتباط دارند. انجام ندادن تمرینات منظم ورزشی، پرفشاری خون و داشتن اضافه وزن و به‌ویژه چاقی شکمی احتمال ایجاد سختی سرخرگی و بیماری عروق کرونر قلب را افزایش می‌دهند. مصرف داروهای دارای استروژن در سنین بعد از یائسگی موجب کاهش احتمال ایجاد تصلّب شرایین در خانم‌ها می‌شود. توصیه می‌شود پس از ۲۰ سالگی هر ۵ سال یک‌بار مقدار کلسترول خون برای پیشگیری از بیماری عروق کرونر قلب اندازه‌گیری شود.

تشخیص بیماری عروق کرونر قلب

میزان جریان خون در رگ‌های مبتلا به تصلّب شرایین و بیماری عروق کرونر قلب را با سونوگرافی داپلر یا آنژیوگرافی بررسی می‌کنند. آنژیوگرافی یا اسکن رادیونوکلئید می‌توانند میزان خون‌رسانی به قلب را تعیین کنند. با انجام تست ورزش می‌توان چگونگی عملکرد قلب و خون‌رسانی به آن را در هنگام فعالیت بدنی تعیین کرد.

پیشگیری از بیماری عروق کرونر قلب

برای پیشگیری از بیماری عروق کرونر قلب و تصلّب شرایین باید به وسیله رعایت غذایی و انجام ورزش منظم، نکشیدن سیگار و کاهش کلسترول خون مبادرت به این کار کرد. ممکن است پزشک با تجویز آسپیرین احتمال ایجاد لخته خون در سرخرگ آسیب دیده را کاهش دهد. در صورت وجود عوارض شدید بیماری عروق کرونر قلب‌، سرخرگ کرونر ممکن است آنژیوپلاستی کرونر و بای پَس عروق مزبور (قرار دادن رگ قسمت دیگری از بدن به جای عروق دچار انسداد) انجام شود. احتمال آسیب‌دیدگی سرخرگ‌ها، قلب و کلیه‌ها با پرفشاری خون (فشار خون بالا) و مدت زمان این پرفشاری بیشتر می‌شود. در سرخرگ‌های آسیب دیده، احتمال تنگ شدن در اثر سختی سرخرگ افزایش می‌یابد. رسوب چربی در دیواره رگ‌های مبتلا به سختی، موجب تنگ شدن آن‌ها و در نتیجه کاهش جریان خون در آن‌ها می‌شود. بیماری عروق کرونر قلب و تصلّب شرایین در رگ‌های کرونر قلب می‌تواند سرانجام منجر به آنژین صدری (درد قفسه سینه) یا سکته قلبی شود. تعداد موارد مرگ‌های ناشی از بیماری عروق کرونر قلب از اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی به‌تدریج کاهش یافت و به نصف رسید. علت این امر آموزش بهداشت و معرفی عوامل خطر و روی کار آمدن داروهای جدید بوده است. با این حال هنوز در برخی نقاط جهان، به‌ویژه کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه، مرگ و میر ناشی از بیماری عروق کرونر قلب افزایش پیدا کرده است.

منبع: iranheart.ir - دکتر حسین نوید

یکشنبه, 07 آبان 1396 ساعت 10:12
تشخیص

عکس‌برداری از قفسه سینه: می‌تواند نشانگر کاردیومگالی (بزرگی قلب) و نیز احتقان ریوی باشد. در تشخیص افتراقی علل تنگی نفس کمک‌کننده است.

نوار قلب: ECG می‌تواند کاردیومگالی (بزرگی) یا هیپرتروفی قلب (افزایش ضخامت دیواره)، اختلالات ریتم قلب (آریتمی‌ها) و… را نشان دهد. همچنین در صورت انسداد عروقی شدید یا سکته‌های قلبی که یکی از علل کاردیومیوپاتی‌ها است را نشان دهد ولی می‌تواند نرمال نیز باشد.

اکو کاردیو گرافی: با نمایش ساختمان قلب از جمله اندازه حفرات و نیز عملکرد قلب مانند برون ده قلبی EF روش اصلی تشخیص الیه کاردیومیوپاتی‌ها است.

تست ورزش: برای یافتن علل ایسکمیک کاردیومیوپاتی‌ها استفاده می‌شود. گاهی برای تعیین فانکشن کلاس بیمار انجام می‌شود.

کاتتراسیون و بیوپسی (نمونه برداری): گاهی برای تشخیص دقیق علت بیماری نیاز به نمونه بیوپسی بافت دیواره قلب داریم یا برای تعیین دقیق عوارض بیماری کاردیومیوپاتی نیاز به تعیین فشار‌های درون حفرات قلبی هست. در این روش، یک کاتتر را از طریق رگ فمورال در کشاله ران یا رادیال در مچ دست به قلب می رسانند و در آن‌جا یک نمونه کوچک از قلب بیمار را برای بررسی پاتولوژی می‌گیرند، یا فشار داخل حفره‌های قلب اندازه‌گیری می‌شود، و یا آنژیو گرافی قلب انجام می‌دهند تا مطمئن شوند انسدادی عروق کرونر قلب عامل کاردیومیوپاتی‌ها نیست.

درمان

درمان این بیماری بسته به نوع کاردیومیوپاتی و نیز علت اولیه آن متفاوت است. اصول کلی درمان شامل انواع داروهای مورد استفاده در نارسایی قلب، کاشت وسایل کمکی قلب مثل CRT یا تعبیه قلب مصنوعی و نهایتاً در موارد انتهایی بیماری، پیوند قلب است.

اهداف درمان در کاردیومیوپاتی عبارتند از:

- کاهش علائم بیماری

- کاهش سرعت پیشرفت بیماری

- کنترل و کاهش عوارض بیماری

- افزایش طول عمر

تمامی انواع کاردیو‌میوپاتی باید رژیم غذایی با محدودیت نمک و مایعات داشته باشند. حتما وزن خود را در محدوده نرمال حفظ و اضافه وزن خود را کنترل کنند. برنامه ورزشی منظم و سبکی توصیه می شود.

سایر بیماری‌ها و عوامل خطر بیماری‌های قلبی عروقی مثل فشار خون، دیابت (بیماری قند خون) و هیپرلیپیدمی (کلسترول بالا) را کنترل کنند.

درمان‌های اختصاصی و پیش آگهی بیماری براساس این‌که هر فرد به کدام نوع از کاردیو‌میوپاتی مبتلا است، متفاوت است.

از انواع داروهای مورد استفاده در نارسایی قلب، به‌طور خلاصه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

مهار‌کننده‌های آنزیم تبدیل‌کننده آنژیوتانسین مانند کاپتو پریل یا انلاپریل یا داروهای بلوک کننده گیرنده آنژیوتانسین مثل لوزارتان یا والزارتان و…: می‌توانند عملکرد قلب را بهبود بخشیده از پیشرفت بیماری جلوگیری کنند (کاهش علائم کاردیومیوپاتی، کاهش پیشرفت کاردیومیوپاتی و کاهش عوارض کاردیومیوپاتی).

داروهای رده بتا‌بلوکرها مانند کارودیلول یا متورال که می‌توانند عملکرد قلب را بهبود بخشیده از پیشرفت بیماری جلوگیری کرده و نیز خطر مرگ ناگهانی به‌علت آریتمی را در بیماران کاردیو‌میوپاتی کاهش دهند (کاهش علائم کاردیومیوپاتی، کاهش پیشرفت کاردیومیوپاتی، کاهش عوارض کاردیومیوپاتی).

دیورتیک‌ها (مدرها=ادرار آورها) مانند فورزاماید (لازیکس) می‌تواند از تجمع مایع جلوگیری کند (کاهش علائم احتقانی کاردیومیوپاتی).

دیگوکسین: موجب افزایش قدرت انقباضی میوکارد قلبی می‌شود و فقط در برخی انواع و برخی بیماران کاربرد دارد (کاهش علائم نارسایی در کاردیومیوپاتی).

اسپیرونولاکتون: موجب کاهش سرعت پیشرفت بیماری و فیبروز قلبی می‌شود (کاهش پیشرفت کاردیومیوپاتی).

یکی دیگر از راه‌های درمان برای بعضی افراد، با تاخیر انقباض بین دو بطن راست و چپ که به درمان‌های دارویی جواب نمی‌دهند گذاشتن دستگاه مخصوص ضربان سازسه حفره‌ای (CRT) می‌باشد که انقباضات بین بطن‌های چپ و راست را همزمان و هماهنگ می‌کند.

در افرادی که ممکن است در خطر آریتمی‌های خطرناک بطنی باشند، دارو درمانی یا دستگاه قابل کاشت دیفیبریلاتور قلب (ICD) می‌تواند از انتخاب‌ها باشد. ICD‌ها که به اندازه یک قوطی کبریت هستند که در زیر کتف کاشته می‌شود و برای مانیتور کردن دائمی ضربان قلب و دادن شوک‌های الکتریکی در زمان بروز آریتمی‌های بطنی کشنده کاربرد دارند. تلفیق ICD با CRT یا پیس میکر می‌توانند همزمان به عنوان ضربان ساز یا هماهنگ کننده انفباض دو بطن کارآیی دوگانه داشته باشند.

در برخی موارد پیشرفته نوع کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک که ضخامت دیواره قلب افزایش شدید یافته است، احتمال دارد پزشک روش درمان تزریق الکل را برای بیمار پیشنهاد کند که در این روش غیر جراحی، با استفاده از تزریق الکل برای نکروز ماهیچه‌های هیپرتروفیه قلب رخ داده و به کاهش ضخامت دیواره قلب و بهبود جریان خون آئورت کمک می‌کند یا ممکن است با روش جراحی بخشی از دیواره کلفت شده ماهیچه‌ای قلب را که با جریان خون طبیعی تداخل دارد، بردارد. به این روش عمل جراحی میوتومی گفته می‌شود که این درمان باعث کاهش علائم و نیز کاهش احتمال آریتمی و مرگ ناگهانی در بیشتر بیماران می‌شود.

پیوند قلب

زمانی‌که کاردیومیوپاتی پیشرفت کرد به‌طوری که نتوان از طریق دارو علائم را کنترل و کاهش داد شاید پیوند قلب تنها راهکار باقی مانده باشد. به‌خاطر این‌که تعداد اهداکننده‌های قلب بسیار کم است، بیماران کاردیومیوپاتی باید مدت زمان طولانی در انتظار باشند تا در صورت یافتن دهنده پیوند، پیوند قلب شوند. در بعضی موارد، می‌توان با یک دستگاه مکانیکی قلب مصنوعی، تا زمان انتظار برای یافتن دهنده قلب حمایت کرد. این ابزار، به‌عنوان وسیله کمکی بطن شناخته شده و قادر خواهد بود از جریان خون برای مدت طولانی حمایت کند و ممکن است حتی زندگی در محیط خارج از بیمارستان را ممکن باشد. در برخی از افراد که کاندید مناسب پیوند قلب نیستند، این قلب مصنوعی ممکن است حمایت طولانی مدت ایجاد کند.

پیشگیری

در بیشتر موارد ایدئوپاتیک یا ژنتیکی، روش پیشگیری خاصی در دسترس نمی‌باشد. باید در صورت داشتن سابقه خانوادگی حتماً به پزشک متخصص قلب مراجعه کنید. در صورت اثبات کاردیومیوپاتی بدون علت (ائدیوپاتیک) باید سایر اعضای درجه اول (مثل برادر و خواهرها) نیز مورد بررسی قرار گیرند. زمانی که این بیماری به موقع تشخیص داده شود می‌توان از پیشرفت آن جلوگیری کرد. در بعضی موارد می‌توان با پیشگیری از مصرف مواد کاردیوتوکسیک (مانند سوء مصرف الکل یا کوکائین) که باعث نارسایی قلبی می‌شود پیشگیری به عمل آورد. کنترل کردن فشار خون بالا و نیز دیابت اهمیت بسیاری دارد که باعث عدم ابتلا به بسیاری از بیماری‌های قلبی از جمله نارسایی قلبی می‌شود.

منبع: سایت قلب

چهارشنبه, 03 آبان 1396 ساعت 08:57

صبحانه شروع سوخت و ساز بدن است و در طول روز در سوختن کالری بدن موثر است. همچنین صبحانه سالم انرژی شما را برای انجام کارها فراهم می‌کند و به تمرکز شما در محل کار و یا مدرسه کمک می‌کند. این فقط چند دلیل است که ثابت می‌کند مهمترین وعده غذایی روز بدون شک صبحانه سالم است.

بسیاری از مطالعات نشان می‌دهد که خوردن صبحانه برای سلامتی بدن، از جمله قدرت حافظه و تمرکز بهتر، میزان پایین LDL مضر کلسترول؛ و البته احتمال خطر ابتلا به دیابت، بیماری قلبی و اضافه وزن را کاهش می‌دهد.

بنابرین باید گفت که صبحانه سالم برای افرادی که به آن عادت کرده‌اند، سبک زندگی سالم را به دنبال خواهد داشت.

صبحانه سالم می‌تواند ریتم بدن شما را از حالت نخوردن به حالت آماده باش جهت دریافت مواد مغذی تنظیم کند. هنگامی که شما از خواب بیدار می‌شوید، بدن شما نیاز دارد تا قند خون را به عضلات و مغز جهت انجام کارها تامین نماید و صبحانه این کار را برای شما انجام خواهد داد.

اگر بدن شما این مواد را از غذا دریافت نكند، ممكن است انرژی شما از بین برود و احتمالا در طول روز بیشتر دچار مشكل خواهید شد.

صبحانه به شما این امکان را می‌دهد تا برخی از ویتامین‌ها و مواد مغذی از غذاهای سالم مانند لبنیات، دانه‌ها و میوه‌ها را دریافت کنید. در واقع در صورتی که صبحانه را حذف کنید به احتمال زیاد تمام مواد مغذی مورد نیاز بدن شما تامین نخواهد شد.

برخی مردم به بهانه اینکه عجله دارند، از وعده غذایی پیش از ظهر غافل می‌شوند که این اشتباه بزرگی است. زیرا اگر شما مواد مغذی مورد نیاز پیش از ظهر را دریافت نکنید، گرسنگی باعث می‌شود تا در وعده بعدی به جای مواد مغذی مرد نیاز، مواد چربی و قندی را دریافت کنید. بنابرین حتی اگر دیر از خواب برمی‌خیزید باز هم از خوردن صبحانه سالم و هرچند سبک، غافل نشوید.

صبحانه و وزن بدن 

بسیاری از تحقیقات نشان می‌دهند که افرادی که مرتب صبحانه می‌خورند دارای وزن متعادل‌تر و البته اندام بهتری هستند.

این مساله احتمالا به این دلیل است که خوردن غذاهای حاوی پروتئین و فیبر در صبح، به نحوی اشتهای شما را در انتخاب دیگر وعده‌های غذایی روز بررسی می‌کند. البته بایید توجه داشت که میزان و نوع صبحانه برای افرادی که رژیم غذایی دارند مهم است و نباید دقت داشت تا اثر عکس ندهد.

چرا کودکان به صبحانه نیاز دارند

گاهی اوقات کودکان نسبت به خوردن صبحانه مقاومت نشان می‌دهند که والدین باید مراقب این مساله باشند. زیرا برای کودکان خوردن این وعده غذایی جهت دریافت مواد مغذی ضروریست. کودکانی که صبحانه نمی‌خورند و در طول روز مخصوصا در مدرسه نیاز به تمرکز دارند، خیلی زودتر خسته می‌شوند. یکی از مطالعات اخیر نشان داده است که کودکانی که صبحانه می‌خورند نمرات و موفقیت‌های بیشتری در آزمون‌ها و امور درسی خود کسب می‌کنند؛ زیرا اکثر کودکان نمی‌توانند مواد مغذی و ویتامین مورد نیاز را از سایر وعده‌های غذایی دریافت کنند. همچنین این کودکان دارای شاخص bmi کمتری نسبت به سایر کودکانی هستند که به وعده صبح اعتنایی نمی‌کنند.

اهمیت سالم بودن صبحانه

در ارتباط با اهمیت صبحانه مطالب مختلفی بیان شد. اما یکی از مهمترین نکات این است که صبحانه علاوه بر جایگاهی که دارد، خود نیز باید سالم باشد.

صبحانه خوب و سالم باید ترکیبی از کربوهیدرات، پروتئین، چربی‌های سالم و فیبر را دارا باشد.

با توجه به این مواد مغذی پیشنهاد می‌شود که:

دانه غلات کامل، شیرهای کم چرب، میوه و یا به طور کلی ترکیبی که دارای مواد لبنی کم چرب، میوه و سبوس باشد می‌تواند برای وعده غذایی صبح بسیار ایده آل باشد.


منبع:

WebMD Medical Reference Reviewed by Kathleen M. Zelman, MPH, RD, LD on 3/, 016

ترجمه و برگردان: سید محمد حسین حکیم

شنبه, 15 مهر 1396 ساعت 10:15
تقدّس پیوند زناشویی 

از جمله عواملی که در ترغیب به ازدواج، دوری گزیدن از جایگزین‌های احتمالی، پذیرش راغبانه لوازم آن و در نتیجه، حفظ و تثبیت خانواده، نقشی تعیین کننده دارد، تلقی ارزشی از پیوند زناشویی و به تعبیری، قداست داشتن آن است. به اعتقاد صاحب نظران، یکی از عوامل مهم سقوط جایگاه خانواده در غرب، فرایند عمومی دنیوی شدن یا تقدّس زدایی(secularization) بوده است که افزون بر دیگر حوزه‌های حیات اجتماعی، نهاد خانواده را نیز به شدّت تحت تأثیر قرار داده است. اسلام به شهادت آیات و روایات متعدد کوشیده است نگاه قدسی به ازدواج را درمیان مردم گسترش دهد. نمونه‌های زیر تا حدودی رویکرد ارزشی و قدسی اسلام به خانواده را منعکس می‌سازند. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: «ازدواج سنت من است؛ پس هرکس از سنت من روی گرداند، از من نیست».(1) همچنین فرمودند: «نزد خداوند هیچ چیز از خانه‌ای که به واسطه ازدواج آباد می‌شود محبوب‌تر نیست و در نزد خداوند هیچ چیز از خانه‌ای که به واسطه طلاق از هم می‌پاشد، مبغوض‌تر نیست».(2)

حضرت یعقوب(ع) در تشویق فرزندش به ازدواج فرمود: کوشش کن از تو نسلی به جای ماند که زمین را با یاد و تسبیح خداوند سنگین نمایند.(3)

امام صادق(ع) نیز فرموده است: «دو رکعت نماز شخص متأهل بیش از هفتاد رکعت نماز شخص مجرّد فضیلت و ارزش دارد».(4)

همچنین، تعلیم ادعیه فراوان در مقاطع مختلف عقد و عروسی، طلب آمرزش برای والدین توسط فرزندانی که در دوران کودکی از دنیا می‌روند، معرفی کوشش مرد برای نان‌آوری به عنوان عبادت و جهادی باارزش(5)، اشاره به پاداش‌های اخروی کار خانگی زن و بیان اینکه خوب شوهرداری کردن، پاداش بزرگ جهاد با دشمن را برای زن در پی‌خواهد داشت(6) و تأکید بر ارزشمندی و استحباب ارضای جنسی مشروع در مجموع، نشان دهنده جهت‌گیری ویژه اسلام به منظور ساختن یک چهارچوب مقدس از ازدواج و اجزاء و لوازم آن است.

انتخاب آگاهانه 

یکی از مهم‌ترین مراحلی که نقش بسیار تعیین کننده‌ای در سرنوشت خانواده دارد، مرحله انتخاب همسر است. در هر جامعه‌ای شیوه‌های کم و بیش مرسومی متناسب با شرایط فرهنگی و حساسیت‌های محیطی برای عبور از این مرحله وجود دارد که افراد آن جامعه به فراخور حال در فرایند انتخاب همسر از آن‌ها سود می‌جویند؛ برای مثال، بسیاری از جوانان امروزی در غرب به شیوه هم‌خانگی رو آورده‌اند و آن را یک دوره آزمایشی و مقدماتی برای ورود به ازدواج تلقی می‌کنند. فرض این است که این رابطه آزمایشی جوانان را با واقعیت‌های زندگی زناشویی آشنا می‌سازد و آنان می‌توانند با کسب شناخت کافی از نگرش‌ها، رفتارها و خلق و خوی یکدیگر در خلال این دوره، ازدواج آتی خود را برپایه انتخابی آگاهانه و کاملا حساب شده رقم زنند و به این ترتیب، ثبات و موفقیت آن را تا حدود زیاد تضمین کنند.

اما براساس بعضی مطالعات انجام شده، هم‌خانگی تأثیری بر سازگاری زناشویی، ارتباط نزدیک عاطفی و خشنودی افراد ندارد، یا تأثیر آن اندک است. شواهد دیگری حکایت دارند که زوج‌هایی که قبلا هم‌خانگی را تجربه کرده‌اند، در مقایسه با آنان که هم‌خانگی را تجربه نکرده‌اند، از شانس کمتری برای کسب موفقیت زناشویی برخوردارند و افزون بر آن، خشنودی کمتری از ازدواج و تعهد کمتری به آن دارند.(7) 

شواهد عینی در جامعه اسلامی ما نشان می‌دهند که فرایند انتخاب همسر با پاره‌ای از مشکلات روبه‌رو است. بسیاری از متقاضیان طلاق، دلیل تصمیم خود را وقوع اشتباه در مرحله انتخاب قلمداد می‌کنند و این خود دلیل گویایی بر اهمیت و حساسیت این مرحله است. در تاریخ این جامعه، هیچ مقطعی را نمی‌توان یافت که بخشی از جوانان صرفاً با دیدارهای لحظه‌ای در پارک‌ها و خیابان‌ها به ازدواج مادام العمر تصمیم گرفته باشند. آیا با گسترش و رواج  چنین شیوه‌های سست بنیادی می‌توان ثبات خانواده را انتظار داشت؟

اقدامات یا شیوه‌هایی که در جامعه ما کم و بیش، به رغم تفاوت‌های موجود میان خرده فرهنگ‌های فعال آن، برای انتخاب همسر مورد توجه و استفاده قرار می‌گیرد و کارایی در خور توجهی نیز دارد، از این قرار است:

- به دست‌آوردن آشنایی اولیه از راه مجاری عادی و یا به طور تصادفی؛

- مشورت با آشنایان و بستگان به منظور کسب راهنمایی؛

- تحقیق از راه همسایگان، خویشان، دوستان، معلمان و همکاران؛

- در مواردی ارسال پیک و یا ارسال نامه و تبادل عکس‌های دو طرف؛

- گفت‌وگوی مستقیم به منظور ارزیابی مستقیم دختر و پسر از یکدیگر؛

- بهره‌گیری از سیستم‌های مددکاری، مشاوره و راهنمایی و نیز انجام برخی آزمایش‌های جسمی و روحی در مرحله قبل از انعقاد پیمان زناشویی.

نظام حقوقی اسلام نیز راه‌های یاد شده و دیگر راه‌های احتمالی را که موجب شناخت هرچه بیشتر افراد خواهان زناشویی نسبت به یکدیگر می‌شود، به صورت مشروط و با رعایت حدود و ضوابط خاص مجاز شمرده و احیانا مورد تشویق قرار داده است. گذشته از اهتمامی که قرآن و روایات به اصل مشورت به طور عام و مشاوره ازدواج به طور خاص دارند و در سیره عملی پیامبر و امامان معصوم(ع) نیز به نمونه‌های فراوانی در این خصوص بر می‌خوریم، اسلام حتی اقدام‌هایی مانند ملاقات حضوری به منظور آگاهی یافتن از خصوصیات فیزیکی طرف مقابل را تجویز یا ترغیب نموده است.(8)

با توجه به محدودیت نسبی دختران در کسب آگاهی‌های لازم، اسلام با هدف بالا رفتن ضریب اطمینان دختر در انتخاب همسر، ازدواج او را افزون بر رضایت و تمایل خود وی، به اذن ولی(پدر یا جد پدری) که عادتاً مرجعی صالح و مورد اعتماد است، مشروط ساخته است.(9)

این بحث را با سخنی از استاد شهید مطهری(ره) در توضیح این اصل حقوقی به پایان می‌بریم:

فلسفه اینکه دوشیزگان لازم است یا لااقل خوب است که بدون موافقت پدران با مردی ازدواج نکنند، ناشی از این نیست که دختر قاصر شناخته شده و به لحاظ رشد اجتماعی کمتر از مرد به حساب آمده است. اگر به این جهت بود چه فرقی است میان بیوه و دوشیزه که بیوه شانزده ساله نیازی به موافقت پدر ندارد و دوشیزه هجده ساله طبق این قول نیاز دارد... این مطلب به قصور و عدم رشد عقلی و فکری زن مربوط نیست، به گوشه‌ای از روان شناسی زن و مرد مربوط است. مربوط است به حسّ شکارگری مرد از یک طرف و به خوش باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از طرف دیگر...اینجاست که لازم است دختر با پدرش که از احساسات مردان بهتر آگاه است و پدران جز در شرایط استثنایی برای دختران خیر و سعادت می‌خواهند، مشورت کند و لزوماً موافقت او را جلب کند.

ازدواج اختیاری

یکی از اموری که در فرهنگ‌های سنتی نسبتا رواج داشته، اجبار دختر و بعضا پسر به ازدواج بوده است. این مساله معمولا هنگامی به صورت یک مشکل و مانع بر سر راه انسجام خانواده مطرح می‌شود که جامعه سنتی در مرحله انتقال به دوران تجدّد باشد. در چنین مقطعی تمایل نسل‌های گذشته به حفظ باورها و رسوم گذشته و تمایل نسل جدید به کسب هویت مستقل و پیروی از معیارهای فردی، نشأت می‌گیرد و در نتیجه اگر دختر یا پسری برخلاف میل و رضایت درونی خود به ازدواج وادار شود، احتمال بروز ناسازگاری در چنین خانواده‌ای بسیار بالا خواهد بود، به‌ویژه اینکه عادتاً اثری از عشق و محبت در این گونه ازدواج‌ها یافت نمی‌شود. از دیدگاه اسلام، پسر و دختر در امر ازدواج از اراده و اختیار برخوردارند و روایات فراوانی بر این مسئله تصریح دارند.(10)

انتظارات معقول 

در این قسمت مناسب است به موضوع انتظارات زوجین از یکدیگر و از زندگی زناشویی، اشاره‌ای داشته باشیم. بدون شک، هرچه این انتظارات معقول‌تر و واقع بینانه‌تر باشد، عوارض پیش‌بینی شده یا نشده، کمتر به وحدت و انسجام خانواده لطمه می‌زنند و در مقابل، هر اندازه زوجین از یکدیگر و از روابط زناشویی انتظارات آرمانی و غیرعاقلانه‌ای داشته باشند، اختلال خانواده احتمال بیشتری خواهد داشت. غلبه نگرش رومانتیک به ازدواج در مغرب زمین، انتظارات بسیار بالا و نامعقولی را برخانواده تحمیل می‌کند که اغلب برآورده نمی‌شوند و همین امر موجبات تزلزل و بی‌ثباتی روابط زناشویی را فراهم می‌آورد. در بینش اسلام، عقلانیت انتظارات به معنی واقع نگری و پرهیز از غلبه احساسات و اوهام به طرق گوناگون مانند توجه دادن به کارکردهای مادّی و معنوی خانواده و ترغیب به کسب پاداش‌های اخروی، مورد تأکید قرار گرفته است. همچنین خداوند در قرآن کریم در آیه 19 سوره نساء می‌فرماید:

و با آنان [زنان] به‌طور شایسته رفتار کنید؛ پس اگر نسبت به آن‌ها (بی دلیل) کراهت پیدا کردید (فورا تصمیم به جدایی نگیرید و به خاطر داشته باشید که) چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد و خداوند خیر فراوانی در آن قرار دهد.

زیبایی و آراستگی و بهداشت فردی

زیبایی و آراستگی ظاهری را نمی‌توان جزء عوامل اصلی استحکام خانواده قلمداد کرد؛ اما به جهت ارتباطی که با جاذبه و میل جنسی دارد، می‌توان برای آن نقش ثانوی قائل شد. این مطلب قابل انکار نیست که بین زیبایی، به‌ویژه زیبایی زن، و افزایش جاذبه جنسی ارتباط معناداری در کار است. برحسب اصطلاحات مکتب مبادله، جذابیت فیزیکی یکی از دو زوج جزء منابعی است که از یک سو انتظار پاداش بیشتری را برایش موجب می‌شود و از سوی دیگر سهم منافع شریک را افزایش داده و او را به حفظ رابطه متعهدتر می‌سازد. زیبایی از دیدگاه اسلام فی حدّ نفسه امری مطلوب تلقی می‌شود؛ اما هیچ‌گاه یک معیار اصلی برای همسرگزینی به شمار نیامده است، برای نمونه، زیبایی هیچ‌گاه با معیار دینداری که یکی از معیارهای اساسی همسرگزینی در اسلام است، برابری نمی‌کند. در بعضی روایات، ازدواج با زن صرفا به دلیل زیبایی او موجب خسران و پشیمانی دانسته شده و به رعایت معیار دینداری توصیه شده است.(11) در روایتی دیگر، معیار تربیت اخلاقی برمعیار زیبایی مقدم دانسته شده است. به موجب این روایت، پیامبر گرامی اسلام(ص) از ازدواج با زن زیبارویی که در خانواده‌ای فاسد تربیت شده، نهی فرموده‌اند.(12) با توجه به اهمیت فرزند در دیدگاه اسلام و نقش او در استحکام خانواده، در تعدادی از روایات نیز قابلیت باروری زن به عنوان یک معیار اصلی برای همسرگزینی و مقدم بر معیار زیبایی مورد تأکید قرار گرفته است. برحسب این دسته از روایات، زن فرزندزا حتی اگر زشت رو باشد بر زن نازای زیبارو رجحان دارد.(13)

از زیبایی‌های طبیعی که بگذریم، زیبایی و آراستگی مصنوعی نیز در روایات مورد توجه ویژه قرار گرفته است. در روایتی آمده است که شخصی گوید: امام موسی بن جعفر(ع) را دیدم که خضاب کرده بود [موی سر و صورت را رنگ کرده بود] گفتم: «فدایت شوم، خضاب کرده ای؟» فرمود: «آری، نظافت و آراستگی مردان از اموری است که بر عفّت زنان می‌افزاید و عفت زنان از آن رو کاهش یافته که شوهران آن‌ها به سر و روی خود نمی‌رسند». سپس فرمود: «آیا مایلی همسرت را در وضعیت نامناسبی از حیث نظافت و آراستگی ببینی؟» گفتم: نه. فرمود: «پاکیزگی، استفاده از بوی خوش، زدودن موهای اضافی و اهمیت دادن به رابطه جنسی، جزء اخلاق پیامبران است». (14)

پس باید توجه داشت که مهم‌تر از زیبایی، مسئله آراستگی و بهداشت فردی است که به استحکام خانواده و بهره‌مندی بیشتر از همسر و رضایت زناشویی کمک شایانی می‌کند.

ارضای نیازهای جنسی

از آنجا که ارضای نیازهای جنسی در سطح خرد یکی از اهداف مهم دو زوج در تشکیل خانواده، و در سطح کلان یکی از کارکردهای اصلی نهاد خانواده است، طبیعی به نظر می‌رسد که با حصول هرگونه اختلالی در تحقق آن باید در انتظار اختلال زناشویی بود. در کشورهای غربی، تا اوایل قرن بیستم این تصور حاکم بود که زنان از آمیزش جنسی هیچ لذتی نمی‌برند و این تنها مردانند که سایق جنسی غیرقابل کنترلی دارند؛ اما تحقیقات فیزیولوژیک در باب نیازهای جنسی که از دهه 1920 آغاز گردید، با طرح این بحث که ارضای جنسی برای هر دو شریک رابطه جنسی اهمیت دارد، رفته رفته این عقیده رواج یافت که ازدواج باید متضمن رابطه جنسی رضایت بخش برای هر دو طرف باشد. تحقیقات متعددی از این واقعیت حکایت می‌کند که مردان در ارزیابی کلّی خود نسبت به ازدواج، بیش از زنان به موضوع روابط جنسی بها می‌دهند؛ به همین دلیل در کشمکش‌های زناشویی و حتی در موارد طلاق، شکایت از رضایت بخش نبودن روابط جنسی معمولا از سوی مردان ابراز می‌گردد. تحقیقات دیگری نیز نشان داده‌اند که ردّ درخواست‌های جنسی مرد از سوی همسر، آشفتگی زیاد مرد را به همراه دارد، درحالی که آشفتگی زن زمانی بروز می‌کند که احساس کند دیگر محبوبیتی نزد شوهرش ندارد.

در روایات اسلامی به هر دو نکته یاد شده، یعنی اهمیت ارضای جنسی برای زنان و نقش تفاوت‌های جنسی، به‌طور خاص توجه شده است. در مورد نکته اول، اسلام گذشته از اهتمام فراوان به ارضای جنسی زنان در روابط زناشویی، در مواردی برای این موضوع جنبه حقوقی قائل شده و مردان را موظّف به رعایت این حقوق کرده است. در ارتباط با نکته دوم، اسلام از زن مسلمان می‌خواهد نیاز جنسی شوهر خود را در هر حال جدی بگیرد و در ارضای این نیاز کوتاهی نورزد، تا آنجا که در بعضی روایات به زنان توصیه شده است که حتی اگر در حال نماز هستند، نباید به منظور ردّ در خواست جنسی شوهر، نمازشان را طولانی کنند.(15)

محدودیت در روابط جنسی 

از جمله زمینه‌های و شرایط اجتماعی بسیار مهمی که نقش تعیین کننده‌ای در حفظ ثبات و تحکیم خانواده دارد، منحصر بودن ارضای غریزه جنسی به ازدواج مشروع در چهارچوب خانواده است. قانون‌گذار اسلام با مرزبندی بین راه‌های مشروع و نامشروع ارضای نیازهای جنسی و کوشش برای نهادینه کردن قسم اول و از میان برداشتن قسم دوم، درجهت تحکیم خانواده گام برداشته است. «زنا یا رابطه نامشروع» در قالب شیوه‌های چون روابط دوستانه پسر و دختر، تجاوز جنسی و فحشا، همچنین همجنس بازی و خودارضایی از بارزترین شیوه‌های نامشروعند که از نظر اسلام مردود شناخته شده و گاه کیفرهای سنگین برای ارتکاب آن‌ها مقرر گردیده است. این درحالی است که اسلام در جانب راه‌های مشروع ارضای نیازهای جنسی با نگرش واقع بینانه، رویکردی نسبتا باز را به نمایش گذاشته و به این ترتیب، از سنت کلیسایی مغرب زمین که بر الگوی تک همسری مادام‌العمر به عنوان تنها الگوی مشروع تأکید می‌کرد، فاصله گرفته است؛ سنتی که می‌توان دیدگاه‌های آزادی‌خواهانه و لذت گرایانه کنونی را واکنش‌هایی افراطی در برابر سختگیری‌های آن تلقی کرد.

در خصوص ازدواج موقّت در اسلام که جلوه‌ای از رویکرد باز اسلام به موضوع روابط جنسی می‌باشد، ممکن است در ابتدای امر این تصور پیش آید که این شیوه نوعی ترویج اِباحیگری جنسی است که با آرمان استحکام خانواده در تعارض قرار دارد، ولی با تأمل در روایاتی که از معصومین(ع) در این باره وارد شده، نادرستی این تصور آشکار می‌گردد. یکی از نکاتی که از این روایات استفاده می‌شود آن است که فلسفه اولیه تشریع این نوع ازدواج، فراهم آوردن امکان ارضای نیازهای جنسی برای مردان بدون همسر یا مردان دور از همسر بوده است(16) و اما نسبت به مردان همسردار که مشکلی از ناحیه امکان ارضای نیازهای جنسی ندارند، تشویقی نسبت به ازدواج موقت مشاهده نمی‌شود، مگر آنچه به عنوان احیای سنّت پیامبر(ص) و مبارزه با بدعت صورت می‌گرفته و درواقع، جنبه سیاسی-فرهنگی داشته است؛ از این رو در بعضی روایات، اصرار فراوان بر این امر و غفلت از همسر دائم مورد نکوهش قرار گرفته است(17)؛ بنابراین ازدواج موقت در شرایط عادی نمی‌تواند تأثیر قابل توجهی در تضعیف و بی‌ثباتی خانواده داشته باشد.

به نظر می‌رسد قانون گذار اسلام با تشریع ازدواج موقّت، بیش از هرچیز کوشیده است، خلأ شیوه‌ای ضابطه‌مند و مشروع برای تأمین این دسته از نیازها را پر کند؛ نیازهایی که درهر صورت -حتی اگر نهاد خانواده از بالاترین جایگاه اجتماعی برخوردار باشد- دست کم بخشی از افراد جامعه را به سمت برقراری رابطه جنسی در خارج از چهارچوب خانواده می‌کشاند. امیرالمومنین علی(ع) - برحسب روایتی که از ایشان نقل گردیده- فرمودند: «اگر خلیفه دوم بر من پیشی نمی‌جست و ازدواج موقّت را منع نمی‌کرد، هیچ کس به جز افراد نگون بخت، مرتکب زنا نمی‌شدند».(18) این تعبیر ضمن آنکه بر جایگاه ازدواج موقت در اسلام به عنوان یک جایگزین مشروع برای زنا دلالت دارد، اشاره‌ای است به این مطلب که روابط جنسی نامشروع حتی در جامعه دینی تا حدودی اجتناب ناپذیر است و کارکرد ازدواج موقت به حداقل رساندن این پدیده، نه ریشه کنی آن است.

رشد یافتگی و بلوغ زوجین 

از جمله عوامل بسیار مؤثر در تأمین سازگاری زناشویی و تضمین استمرار حیات خانوادگی، بلوغ و رشد دو زوج است. به نظر می‌رسد همبستگی میان پایین بودن سن ازدواج و افزایش احتمال اختلال زناشویی تا حد زیاد معلول فقدان رشد دو زوج در ابعاد مختلف است.

بلوغ سنی و جنسی: برحسب روایتی که از امام موسی بن جعفر(ع) نقل گردیده، کسی به ایشان عرض می‌کند: «ما فرزندانمان را در دوران خردسالی به ازدواج در می‌آوریم». حضرت به وی می‌فرماید: «اگر آنان را در دوران خردسالی تزویج کنید، بسیار بعید است که با یکدیگر انس و الفت گیرند».(19) واضح است که بلوغ سنّی و جنسی صرفا شرط لازم میان زن وشوهر است، نه شرط کافی آن و بدین جهت، توجه به دیگر ابعاد رشد آن‌ها نیز ضرورت دارد.

رشد عاطفی: رشد عاطفی شخص مستلزم تجلیات روحی و رفتاری آشکاری همچون قدرت برقراری و حفظ روابط شخصی با دیگران، درگیر شدن در تعاملات عاطفی، توان درک احساسات متقابل و توسعه حسّ همدلی است. ازدواج که یک پیوند تعهدآور و مسئولیت آفرین است و فرد را در نوع جدیدی از روابط شخصی و نزدیک درگیر می‌سازد، به رشد عاطفی فرد وابستگی و نیاز مبرم دارد. این امر به‌ویژه در خانواده امروزی که در مقایسه با خانواده در دوره‌های پیشین، تغییراتی را تجربه کرده و از بسیاری از زمینه‌ها و عوامل انسجام بخش تهی گشته، ضرورت دو چندان دارد. در احادیث متعدّد بر اهمیت ویژگی‌های شخصیتی مثبتی مانند خوش خلقی، روحیه سازگاری، همدلی، غمخواری، عطوفت و مهروزی که نقش عمده‌ای در تحکیم روابط زناشویی دارند، تأکید شده است.(20)

رشد ذهنی: بدون تردید رشد ذهنی در حوزه زناشویی به‌عنوان یکی از حوزه‌های حساس تعامل اجتماعی، بلوغ فکری متوازن زوجین می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در درک متقابل، همزیستی مسالمت آمیز، انجام وظایف، رعایت حقوق، برخورد واقع بینانه با مسائل و حل مشکلات ایفا کند.

رشد اجتماعی: رشد اجتماعی فرد که طی فرایند جامعه پذیری شکل می‌گیرد، در همه عرصه‌های روابط اجتماعی و به‌ویژه روابط زناشویی اهمیت کانونی دارد. در احادیث اسلامی نیز به اشاره‌هایی در باب اهمیت رشد اجتماعی زوجین بر می‌خوریم؛ برای نمونه، ویژگی‌هایی مانند گرامی بودن همسر در بین بستگان خویش که نشانه تربیت صحیح و شکوفا شدن شخصیت اجتماعی اوست، دانستن آداب توسط همسر به گونه‌ای که وظایفش را بدون نیاز به امر و نهی دیگران به انجام رساند و احساس مسئولیت شوهر به طوری که همسر و فرزندان خود را به دیگری واگذار نکند، جزء ویژگی‌های مطلوب همسران قلمداد شده است. (21)

آموزش نقش‌های زناشویی و پدر و مادری 

از دیگر زمینه‌ها و عوامل بسیار مؤثر در وضعیت خانواده، ارائه آموزش‌های لازم به دختران و پسران جهت احراز موقعیت همسری و در مرحله بعد، موقعیت پدر و مادری نسبت به فرزندان و ایفای نقش‌های متناسب با این موقعیت‌ها می‌باشد. تردیدی نیست که موفقیت روابط خانوادگی تا حدود زیاد به برخورداری هر یک از دو زوج از پاره‌ای آگاهی‌ها و مهارت‌های مرتبط با نقش‌های زن و شوهری یا پدر و مادری بستگی دارد. توجه به ابعاد چندگانه ازدواج باعث می‌شود که از اندیشه یک بعدی در باب آن بپرهیزد. چنین شخصی در برخورد با مشکلات ناشی از زندگی مشترک، به گونه‌ای حساب شده و عقلانی رفتار خواهد کرد و از ایفای نقش‌های مورد انتظار سر باز نخواهد زد.

عشق و محبت متقابل زوجین

یکی از عناصر روان‌شناختی بسیار مهم که نقش برجسته‌ای در سازگاری دو زوج و استحکام خانواده ایفا می‌کند، عشق و علاقه متقابل ایشان است. در ادبیات بسیاری از جوامع انسانی، عشق و شیفتگی متقابل عامل نیرومند جذب و پیوند میان زن و مرد شمرده شده است. عشق، سایق نیرومندی است که می‌تواند جدایی‌ها، فاصله‌ها و تضادها را در پرتو درخشش خود محو کرده، دلبستگی‌های عمیق و شورانگیزی را جایگزین سازد. در جوامع سنتی، عشق به عنوان یک پدیده روان‌شناختی، به‌ویژه بین جوانان مجرد، نوعاً یافت می‌شود، ولی شاید هیچ‌گاه مبنا و رکن اساسی ازدواج و زناشویی دانسته نشود، بلکه معمولا عوامل اجتماعی دیگری در پیوند دو همسر دخالت دارند. در مقابل، جوامع غربی معاصر، شاهد پیدایش و رشد نگرش جدیدی به ازدواج بوده‌اند که عشق شاعرانه یا رمانتیک را مبنای گزینش همسر تلقی می‌کند. این نگرش که جنبه‌های آرمان‌گرایانه و خیال پردازانه آشکارا بر جنبه‌های خردورزانه آن غلبه دارند، نهاد خانواده در غرب را با معضل بی‌سابقه‌ای روبرو کرده است؛ زیرا در شرایطی که عشق، تنها اساس ازدواج است و زمانی که عشق به مقتضای طبیعت خود رو به زوال رفت و شور و حرارت آن به کاستی گرایید، باید در انتظار بی‌ثباتی و سپس گسیختگی ازدواج بود. بدون شک، عشق و علاقه متقابل در صورتی که بر زیر ساخت‌های معقول و جاذبه‌های واقعی استوار بوده و از هواپرستی‌های کودکانه، رویاسازی‌های دروغین و فرافکنی کاستی‌های شخصیتی به دور باشد، در این راستا می‌تواند نقش بی‌مانندی ایفا کند و تأثیر منفی عوامل تنش زا را به میزان زیادی کاهش دهد. بزرگان دین اسلام معمولا از محبت زناشویی سخن به میان آورده‌اند و هیچ‌گاه چه در مقام توصیف و چه در مقام توصیه از واژه‌هایی که تداعی‌گر مفهوم عشق(رومانتیک) باشد، استفاده نکرده‌اند. شایان ذکر است که افزون بر جنبه ثبوتی عشق و محبّت، جنبه اثباتی یا ابرازی آن نیز اهمیت بسیاری در تحکیم روابط زناشویی دارد و چه بسا خود اظهار محبت به صورت عاملی برای افزایش محبت در می‌آید. گسترش آداب و مهارت‌های اظهار محبت بین همسران از طریق کار تربیتی و فرهنگی می‌تواند در همین راستا ارزیابی شود، رسول اکرم فرموده است: «این سخن مرد که به همسرش بگوید تو را دوست دارم، هیچ‌گاه از دل همسر بیرون نمی‌رود». (22)

همسان همسری 

یکی از اصولی که نقشی بسیار تعیین کننده در انسجام خانواده دارد، اصل همسان همسری است. این اصل از سوی کارشناسان مسائل خانواده در حوزه‌های روان‌شناسی و جامعه‌شناسی مورد توجه قرار گرفته و از مجموع دیدگاه‌های ارائه شده چنین استنباط می‌شود که همسانی دو زوج در جنبه‌های گوناگون، به‌ویژه در جنبه‌های فرهنگی، بقا و استحکام زندگی مشترکشان را تا حدّ زیادی تضمین خواهد کرد. معمولا افراد در شرایط عادی، اهمیت همسانی را در نمی‌یابند و تنها زمانی که اختلافی را مشاهده کنند، نسبت به آن حساسیّت نشان داده و به اهمیت مشابهت‌ها اذعان می‌کنند. صاحب نظران بر جنبه‌های متعددی از همسانی دو زوج تأکید می‌کنند؛ اما به نظر می‌رسد از بین این جنبه‌های گوناگون، همسانی فرهنگی و شخصیتی، نقشی اساسی‌تر در استحکام زناشویی ایفا می‌کنند.

همسانی در فرهنگ 

از مهم‌ترین انواع همسانی دو زوج که در موفقیت زندگی مشترک نقشی اساسی ایفا می‌کند، همسانی فرهنگی آنان است که گونه‌های مختلف اشتراک در زبان، دین، ملیّت، نظام ارزشی، بینش‌ها و باورها را شامل می‌شود. فقدان زمینه مشترک فرهنگی، امکان برقراری ارتباط مثبت را دشوار می‌سازد. شواهد فراوان گویای آن است که تفاوت زن و شوهر از حیث پیش زمینه‌های دینی، قومی، طبقاتی و یا حتی جغرافیایی می‌تواند باعث یادگیری انتظارات گوناگون در مورد مسائلی مانند ماهیت و محتوای نقش‌های زناشویی گردد و همین امر می‌تواند زمینه بروز ناسازگاری و به تبع، تزلزل خانواده را فراهم سازد. حدّ اعلای همسانی فرهنگی زمانی حاصل می‌شود که دو زوج افزون بر اشتراک در عناصر فرهنگی عام، در خرده فرهنگ‌ها نیز با یکدیگر مشترک باشند.

یکی از کارشناسان ارتباطات در مورد اهمیت همسانی خرده فرهنگ‌ها ونقش آن در تثبیت روابط متقابل می‌نویسد:

اگر فرض را بر این بنیان گذاریم که هر طبقه و قشری برای خود صاحب خرده فرهنگی(subculture) است، ملاحظه می‌کنیم که آنان، یعنی اعضای یک خرده فرهنگ، بهتر یکدیگر را درک کرده، تمایل بیشتری برای جذب یکدیگر دارند. هر فرهنگ برای اعضای وابسته خود زمینه‌های مشترکی را فراهم می‌آورد که به راحتی خاستگاه و پایگاه توافق‌های آنان نسبت به یکدیگر می‌شوند و آنان را بر آن می‌دارند که یکسان و یگانه رفتار کنند و همین رفتار یگانه موجب نزدیکی بیشتر آن‌ها نسبت به یکدیگر شده و یک تأثیر مضاعف را بر رابطه آن‌ها القا می‌کند.(23)

البته این نکته نیز نباید مورد غفلت قرار گیرد که تأثیر همسانی فرهنگی بر استحکام زناشویی تا حدود زیادی به درجه پایبندی هر یک از دو زوج به عقاید و ارزش‌های فرهنگی یا خرده فرهنگ ذی‌ربط، منوط است.

همسانی در ویژگی‌های شخصیتی 

از دیگر مصادیق همسانی که نقش قابل توجهی در ثبات و انسجام خانواده ایفا می‌کند، همسانی در ویژگی‌های شخصیتی است که گستره وسیعی از ویژگی‌های روان‌شناختی را پوشش می‌دهد. برطبق دیدگاه غالب در روان‌شناسی اجتماعی، معمولا زوج‌هایی که دارای ویژگی‌های شخصیتی مشابه باشند، بیشتر جذب یکدیگر می‌شوند و ارتباط مستحکم‌تری را با یکدیگر می‌سازند؛ اما زوج‌هایی که از دو حیاتی کاملا متضاد برخوردارند، استعداد بیشتری برای ناسازگاری و ستیز با یکدیگر دارند. با این همه نباید آن روی سکّه، یعنی تأثیر پاره‌ای از تفاوت‌های شخصیتی در استحکام رابطه را نادیده گرفت. تقابل‌هایی مانند گرم مزاجی-سرد مزاجی، درون گرایی-برون گرایی، نظم-بی نظمی و نظافت-کثیفی به احتمال زیاد میتواند منجر به ناسازگاری بین زوجین گردد، برعکس، تقابل‌هایی مانند میل به سرپرستی-میل به وابستگی، سلطه جویی-سلطه پذیری، مردانگی-زنانگی، نقش مهمی در استحکام پیوند زناشویی ایفا می‌کنند.

دیدگاه اسلام 

در اسلام بر اصل همسان همسری به‌عنوان معیار همسرگزینی و ضامن انسجام خانواده، در ذیل عنوان «کفویّت» تأکید شده است؛ اما دیدگاه‌های ارزشی اسلام به ارائه تعریف خاصی از کفویت زن و شوهر انجامیده است. برخورد ایجابی با برخی جنبه‌های همسان همسری(همسانی دینی و اخلاقی) و برخورد سلبی با جنبه‌های دیگر(همسانی نژادی، قومی و طبقاتی) نشان‌دهنده کوشش قانون گذار اسلام در جهت تغییر نگرش‌های فرهنگی نسبت به موضوع همسان همسری است. 

اسلام مبنای اصلی همسان همسری را ایمان و اسلام می‌داند. «مرد مؤمن کفو زن مؤمن و مرد مسلمان کفو زن مسلمان است».(24) در برخی روایات، پاکدامنی و امانت داری مرد در کفو بودن او دخیل دانسته شده.(25)

قرآن کریم نیز در سوره نور آیه 3، افراد پلید و زناکار را برای ازدواج، نامناسب معرفی کرده است و روایات دیگری نیز شراب خواری مرد را موجب سلب اهلیّت وی برای ازدواج قلمداد کرده اند.(26)

با توجه به بیان فوق، تمایز بین رویکرد اسلام و رویکرد علوم اجتماعی به مسئله همسان همسری تا حدودی آشکار می‌شود. متخصصان مسائل خانواده در حوزه‌های جامعه‌شناسی و روان‌شناسی معمولا تأثیر منفی انواع گوناگون ناهمسانی دو زوج را به‌عنوان واقعیتی اجتماعی، مفروض گرفته و بر این اساس، افراد را به احراز بالاترین سطوح همسانی توصیه و تشویق می‌کنند؛ اما در برابر این برخورد نسبتا محافظه کارانه، اسلام به عنوان مکتب و دینی الهی، رویکردی اصلاحی را به نمایش گذاشته و درجهت تغییر پندارهای فرهنگی نادرستی مانند لزوم همسانی خانوادگی، قومی و طبقاتی، کوشیده است. در روایتی آمده است: شخصی برای امام جواد(ع) نامه نوشت و درآن نظر حضرت را درباره ازدواج دختران خود و اینکه هیچ کس را همانند خودش نمی‌یابد، جویا شد. حضرت در پاسخ چنین فرمودند:

آنچه را در مورد دخترانت بیان کردی و اینکه کسی را همانند خودت نمی‌یابی، دانستم؛ اما -خدایت رحمت کند- این امر را معیار و شرط ازدواج دخترانت قرار مده؛ زیرا رسول اکرم(ص) فرمود: هرگاه کسی که اخلاق و دیانت او را می‌پسندید به خواستگاری نزد شما آمد، به وی همسر دهید؛ چرا که در غیر این صورت، فتنه و فساد بزرگی زمین را در برخواهد گرفت.(27)

تک همسری 

از عوامل مؤثر بر بی‌ثباتی خانواده، پدیده چند همسری است که البته میزان تأثیرگذاری آن بسته به درجه سرزنش فرهنگی آن تغییر می‌کند. میل زن به جذب انحصاری عشق و محبت شوهر و ایفای انحصاری نقش آرامش بخشی و حفظ موقعیت کدبانویی و اقتدار بلامنازع در مدیریت خانه و از سوی دیگر کمبود امکانات و ناتوانی مرد از اجرای عدالت متناسب با حد انتظار از مهم ترین مسائلی هستند که خانواده را در مسیر تثبیت و نهادینه ساختن الگوی تک همسری سوق داده‌اند. شکی نیست که چند همسری در مواردی می‌تواند کلید حل برخی مشکلات جدی در خانواده‌ها باشد و از این رو، گاه به نمونه‌هایی برمی‌خوریم که در آن‌ها زن اول، خود برای فراهم کردن زمینه ازدواج دوم شوهرش پیش قدم شده است؛ اما به هر حال نمی‌توان انکار کرد که تک همسری زمینه و شرایط مناسب‌تری را برای همزیستی متقابل، مهار تعارض‌ها و به‌طورکلی، بهره‌گیری بیشتر از آثار زندگی مشترک فراهم می‌سازد.

در نظام حقوقی اسلام نیز چندهمسری با رعایت شرایط ویژه مجاز شمرده شده است؛ اما این الگو مجاز در عمل چندان گسترش نیافته و به‌ویژه در دوران معاصر به دلیل تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادی خانواده‌ها، روند امور در مسیر نهادینه شدن تک همسری پیش رفته است.

در هر صورت به نظر می‌رسد چند زنی در اسلام که به تمکن مالی و مراعات عدالت بین همسران مشروط شده است، چنانچه با رعایت ضوابط اخلاقی نیز صورت بگیرد، تأثیر منفی قابل توجهی بر انسجام خانواده نخواهد داشت.

دارایی و ثروت

یکی از اموری که در شکل‌گیری و تداوم زندگی مشترک خانوادگی نقش برجسته‌ای ایفا می‌کند، برخورداری از حداقل تمکّن مالی به عنوان پایه اقتصادی خانواده است. بسیاری از خانواده‌ها را می‌توان یافت که هر چند از جهات مختلف اجتماعی و فرهنگی در سطح قابل قبولی نیستند، ولی تأمین بودن آن‌ها از لحاظ معیشتی نقش تعیین کننده‌ای در حفظ انسجام آن‌ها ایفا کرده و موجب گردیده که شیرازه خانواده از هم نگسلد. عواملی مانند قمار و اعتیاد به مواد مخدّر نیز که در اختلال خانواده و طلاق مؤثر شناخته شده‌اند، اغلب به سبب اختلال در معیشت خانواده موجب این پیامدهای نامطلوب می‌گردند.

این نکته در دیدگاه اسلام نیز مورد توجه قرار گرفته؛ در برخی احادیث، برخورداری شوهر از دارایی نسبی جزء معیارهای همسر گزینی قلمداد شده است.(28) همچنین، تأمین نیازهای معیشتی زن و به تعبیر فقهی، نفقه زن جزء وظایف شوهر و حقوق زن بر مرد به شمار آمده، به گونه‌ای که عدم ادای این حق یا ناتوانی از ادای آن، حق طلاق را برای زن درپی خواهد داشت.(29)

به گفته برخی محققان، رفاه و توسعه اقتصادی بالا نیز همانند فقر اقتصادی به ثبات خانواده‌ها آسیب می‌رساند. برحسب پژوهش‌های انجام شده «جوامع بسیار فقیر و جوامع بسیار ثروتمند، بالاترین میزان طلاق را دارا هستند». با توجه به تأثیر رفاه اقتصادی و اجتماعی بر کاهش کارکردهای خانواده در نتیجه انتقال این کارکردها به مؤسسات و سازمان‌های دولتی یا خصوصی و نیز تأثیر آن بر کاهش وابستگی اعضا به خانواده، چندان دور از انتظار نیست که خانواده ماهیّت نهادی خود را از دست داده و به یک رابطه مصاحبتی ناپایدار مبدّل شود.

با این همه در یک نگاه دقیق‌تر و هماهنگ با آموزه‌های اسلامی می‌توان این ادّعا را مطرح کرد که تأثیر رفاه اقتصادی بالا بر بی‌ثباتی خانواده به عوامل دیگری از قبیل افول یا ضعف مبانی اخلاقی بستگی دارد، نه اینکه رفاه اقتصادی ذاتاً بر استحکام خانواده تأثیر منفی داشته باشد.

تقسیم کار و تفکیک نقش‌ها 

یکی دیگر از عوامل اساسی و بسیار مؤثر در استحکام زناشویی، تقسیم کار خانوادگی در معنی وسیع کلمه است که کار اقتصادی، مدیریتی، خدماتی، عاطفی و غیره را در بر می‌گیرد. پارسونز در رویکردی توصیفی-دستوری بر نقش محوری تقسیم کار جنسیتی در حفظ  وحدت و انسجام خانواده هسته‌ای معاصر تأکید کرد؛ تقسیم کاری که وظایف شغلی، کسب درآمد و رهبری خانواده را برعهده شوهر یا پدر، و وظایف خانه‌داری و کدبانوگری را برعهده همسر یا مادر قرار می‌دهد. به باور وی، چنانچه زن ازدواج کرده، نقش نان‌آوری را برعهده بگیرد، خطر رقابت با شوهرش به میان می‌آید و این امر برای وحدت و هماهنگی خانواده بسیار زیان آور است. با این همه، همانگونه که منتقدان پارسنوز می‌گویند، واقعیات زندگی خانوادگی در دوران معاصر در بسیاری از خانواده‌ها به گونه دیگری رقم خورده است. در بسیاری از خانواده‌های سنتی همان تقسیم کار جنسیتی به صورت کانون مشاجره‌های زناشویی وعامل بی‌ثباتی خانواده درآمده است. تعداد زیادی از زنان خانه دار از اینکه بار اصلی کارهای خانگی بر دوش آنان سنگینی می‌کند و مردان مسئولیت کمتری را در این زمینه می‌پذیرند، شکایت دارند. تحقیقات دیگری نیز این مطلب را تأیید کرده‌اند که شادترین خانواده‌ها، خانواده‌هایی هستند که از الگوی مساوات جویانه پیروی می‌کنند. همچنین در مورد اشتغال زنان، بخشی از یافته‌های تحقیقی از این واقعیت حکایت دارند که زنان شاغل در مقایسه با زنان خانه دار شادترند، از عزت نفس بالاتری برخوردارند، کمتر دچار سرخوردگی می‌شوند و کمتر به فشارهای روحی مبتلا می‌گردند. به نظر می‌رسد بدون توجه به فرهنگ مسلّط در یک جامعه نمی‌توان به درک کاملی از مسئله دست یافت. تقسیم کار جنسیتی چیزی بیش از یک متغیر فرعی نیست؛ متغیری که برحسب فرهنگ غالب و پذیرفته شده در یک جامعه می‌تواند در استحکام خانواده و یا بالعکس، در تزلزل خانواده نقش داشته باشد.

تولد فرزند

بسیاری از مطالعات و تجربه‌های عینی نشان می‌دهند که تولید فرزند، به‌عنوان بارزترین محصول پیوند زناشویی، در تحکیم و تثبیت خانواده نقش ممتازی ایفا می‌کند و در مقابل، عقیم بودن و ناکامی در تولید فرزند، به‌ویژه در صورت اشتیاق وافر دو زوج و وجود حساسیت‌های محیطی مشوّق، در بسیاری موارد فروغ مهر و صفا را در روابط زناشویی ضعیف و پیوندهای متقابل را سست می‌گرداند. بدون شک، تأثیر فرزند بر استحکام خانواده تا حد زیاد به میل فرزندخواهی ارتباط دارد. شاید میل فرزند خواهی به میل جاودانگی برگردد و چون میل جاودانگی شخصی در این دنیای فانی و گذرا ارضا شدنی نیست، این عدم ارضا انسان‌ها را به تلاش برای تحصیل جاودانگی غیرشخصی از راه به یادگار نهادن آثار ماندگار سوق می‌دهد. بقای نسل اشخاص از راه فرزندان یکی از بارزترین مصادیق جاودانگی غیرشخصی است و از این رو، والدین استمرار وجود خویش را از راه فرزندان جستجو می‌کنند و حیات ایشان را دنباله حیات خویش می‌انگارند.

گذشته از جنبه‌های روان‌شناختی، نقش عوامل اجتماعی در بروز میل فرزندخواهی نیز باید مدنظر قرار گیرد. به گفته کلاین برگ،

میل به فرزند داشتن بی‌شک هم در مردان و هم در زنان وجود دارد و شاید دلیل وجود این میل نیز ارزشی باشد که فرهنگ برای کودکان قائل است. این ارزش ممکن است جنبه اقتصادی داشته باشد، همچنین -چنانکه در چین معمول است- ممکن است ارزش دینی داشته باشد. ممکن است فرزند خواستن برای این باشد که شخص به نحو دیگر، یعنی به صورت ادامه وجود واقعی خود در دیگری، فناناپذیر شود، یا ممکن است مردان فرزند داشتن را دلیل محسوس مردانگی خود بدانند.

اینک این پرسش مطرح است که آیا تولد فرزند با توجه به مشکلاتی که در پی دارد، روی هم رفته در جهت افزایش انسجام خانواده و یا در جهت کاهش آن عمل می‌کند.

نظر به پیشینه روابط زن و شوهر، فرزندان تأثیرهای متفاوتی را بر استحکام خانواده بر جای می‌گذارند. زوج‌هایی که پیش از تولد کودک، روابط نزدیک و صمیمانه‌ای با یکدیگر دارند، معمولا پدر و مادر شدن را تجربه‌ای خوشایند می‌یابند و با مشکلات و محدودیت‌های بچه‌داری آسان‌تر روبرو می‌شوند. در مقابل زوج‌هایی که از ازدواجشان احساس شادی نمی‌کنند، پس از آمدن کودک، ناخشنودی بیشتری را نشان می‌دهند.

از نظر بافت فرهنگی نیز باید بین دو دسته از جوامع تمایز قائل شد؛ در جوامع سنتی که یا به دلایل اعتقادی و دینی و یا به دلایل اقتصادی، جایگاه و ارزش بیشتری برای فرزندان قائلند، فرزند با آمدن خود شادی و عزت نفس را برای پدر و مادر به ارمغان می‌آورد و از این راه، باعث استحکام بیشتر خانواده می‌شود. اما در جوامعی که روحیات و نگرش‌های فردگرایانه بر آن‌ها غلبه دارد، عموماً گرایش به داشتن فرزند کمتر است؛ زیرا فرزندان به طور طبیعی محدودیت‌ها و فشارهای روانی و اقتصادی متعددی را بر خانواده تحمیل می‌کنند و آزادی‌های فردی در جهت انجام فعالیت‌های شغلی، تحصیلی و غیره را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهند که همین امر یکی از عوامل مهم افزایش خانواده‌های بدون فرزند در جوامع صنعتی است.

موضوع تضاد عشق و تربیت فرزند نیز که در دهه‌های اخیر مورد توجه صاحب‌نظران علوم اجتماعی قرار گرفته است، محور بحث این پرسش است که آیا می‌توان برای تربیت فرزندان تدبیری اندیشید که خللی در روابط مبتنی بر عشق زن و شوهر ایجاد نکند؟ طرفداران دیدگاه محافظه کار، تعدیل ازدواج را به گونه‌ای که به صورت مبنای مناسبی برای پرورش صحیح فرزندان درآید، پیشنهاد می‌کنند. آنان معمولا مشکلات تربیت فرزندان را ناشی از بی‌تعهدی همسران می‌دانند. اما طرفداران دیدگاه رقیب ازدواج و خانواده را دو نهاد جداگانه می‌انگارند که دیگر نیازی به یکدیگر ندارند. به این ترتیب، زن و شوهری که از روابط زناشویی خود احساس رضایت نمی‌کنند، ناگزیر نخواهند بود افزون بر زوج ناخرسند، پدر و مادر ناخرسند نیز باشند.

از دیدگاه اسلام این مطلب که فرزند در مراحل مختلف تکوّن تا رشد خود، مشکلاتی را بر والدین تحمیل می‌کند، مسلّم است و از جمله در قرآن کریم به دشواری‌های جسمی و روحی مادران در دوران حمل و هنگام وضع حمل اشارت رفته(30)، همانگونه که در بعضی روایات به فشارهای اقتصادی فرزندان بر خانواده‌های کم بضاعت(31) و نیز دشواری‌های تربیت فرزندان(32) اشاره شده است. با وجود این، در پاره‌ای از توصیه‌های دینی شاهد تدبیرهایی هستیم که اسلام از راه آن کوشیده است فرزندان را به جای آنکه عاملی برای سرخورگی و نارضایتی والدین باشند، به عاملی برای افزایش رضایت خاطر آنان و درنتیجه، تحکیم پیوند زناشویی تبدیل کند. اسلام گذشته از یادآوری ارزش‌ها و منافع دنیوی فرزندان برای والدین-مانند اینکه فرزندان موجب انس پدر و مادر و خارج شدن آن‌ها از تنهایی اند و فرزندان یار و یاور پدر و مادر و یادگارهای آنان پس از مرگ ایشان خواهند بود(33) بدیهی است که نگرش معطوف به آخرت و جمع گرایانه اسلام به مقوله فرزند، جایی برای بروز ارزش‌های فردگرایانه افراطی که مشکلاتی مانند تضادّ عشق و تربیت فرزند از درون آن‌ها بر می‌آید، باقی نمی‌گذارد. اسلام کوشیده است از راه الزام یا تشویق فرزندان به فرمانبرداری از والدین و نیکی کردن به آنان، پاداش‌های ملموس بیشتری را برای والدین فراهم کند و به این ترتیب انگیزه‌های تولید و تربیت فرزند را در آنان تقویت نماید که این امر نیز خود، تأثیر انکار ناپذیری بر تحکیم روابط خانوادگی برجای می‌گذارد. (34)

نکته دیگری که در اسلام به آن سفارش شده، این است که پدر و مادر باید علی رغم محدودیت‌های ناشی از تولد فرزند، نیازهای جنسی و عاطفی متقابل را از یاد نبرند و در جهت برآوردن این نیازها در حد توان بکوشند.

حمایت از خانواده

عوامل بیرونی متعددی با حمایت از خانواده در ثبات و استحکام آن نقش ایفا می‌کنند که می‌توان آن‌ها را در دو دسته اصلی زیر جای داد: 1.خویشان و آشنایان؛ 2.حکومت.

نقش حمایتی خویشاوندان چه از جهت مالی و چه از جهت معنوی، در جوامع سنتی بیشتر به چشم می‌خورد. خویشاوندان معمولا برای کمک به گروه‌های خانوادگی کوچک در دسترس هستند و این امر باعث می‌شود که تنش‌های خانوادگی آسیب کمتری بر افراد وارد کند. در عین حال، نباید روی دیگر سکه را از یاد برد. اختلافات ناشی از دخالت بستگان و نزدیکان به‌ویژه در جوامعی که در مرحله گذار از سنت به تجدد قرار دارند، درصد بالایی از اختلافات زناشویی را تشکیل می‌دهند و مسئله معروف ناسازگاری عروس و مادرشوهر یا داماد و پدرزن از محورهای اصلی این اختلافات است.

حمایت دولت و بخش‌های حکومتی از خانواده، موضوعی است دارای ابعاد متنوع و گسترده که در دوران معاصر مورد توجه ویژه قرار گرفته است. در بعد حمایت اقتصادی، به نظر می‌رسد مهم‌ترین مسئله، ساماندهی عمومی اقتصاد، به‌ویژه حل مشکل بی‌کاری جوانان است که تأثیرهای مستقیم نامطلوبی بر ثبات خانواده‌ها برجای می‌گذارد. حمایت آموزشی و فرهنگی حکومت نیز نقش محوری در حفظ و استحکام نهاد خانواده ایفا می‌کند. در ایران بهره‌گیری از امکانات آموزشی و فرهنگ سازی، اعم از کتاب‌های دبیرستانی و دانشگاهی، مراکز مشاوره و رسانه‌های جمعی به‌ویژه صدا و سیما، در سال‌های اخیر رشد چشم گیری داشته است و با توجه به افزایش نابسامانی‌های خانوادگی و از جمله طلاق، انتظار می‌رود این روند حمایتی سیر صعودی خود را همچنان ادامه دهد، هرچند نباید ناسازگاری برخی از این برنامه‌ها یا مبانی ارزشی اسلام و در مواردی، تأثیر منفی آن‌ها بر استحکام خانواده را از نظر دور داشت. حمایت قانونی و امنیتی نیز دارای جنبه‌های متعددی است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر استحکام خانواده مؤثر است. بخشی از مشکلات زناشویی می‌تواند ریشه در کاستی‌های قانون گذاری داشته باشد. البته از آنجا که قوانین مدنی کشورهایی مانند ایران تا حد زیادی برگرفته از فقه اسلامی‌اند، به نظر می‌رسد کاستی‌های قانونی سهم عمده‌ای در اختلالات خانوادگی نداشته باشند. کارآمدی دستگاه پلیس و نظام قضایی در رسیدگی به شکایات و تخلفات خانوادگی، جنبه دیگری از حمایت حکومت از خانواده را به نمایش می‌گذارد.

در پایان خاطر نشان می‌شود که حمایت فعالانه حکومت در جهت تثبیت و تحکیم خانواده نباید با حمایت منفعلانه و تابع وضع موجود که صرفا گسیختگی خانواده را شدت می‌بخشد، اشتباه شود. حمایت از خانواده به وسیله دولت‌های رفاه در تعدادی از کشورهای غربی در جهت و مسیر خاصی است که خانواده بحران زده غربی را روز به روز زایدتر و غیرکارکردی‌تر می‌سازد. بر این اساس، لازم است دست اندرکاران قوای قانون گذاری، اجرایی و قضایی جمهوری اسلامی در سیاست‌های حمایت از خانواده، جانب احتیاط و دوراندیشی را رعایت نموده و از سطحی نگری و پیروی ناموجّه از الگوی غربی خودداری ورزند.

محدودیت طلاق 

جامعه شناسان یکی از عوامل ثبات خانواده در بسیاری از جوامع سنتی را محدودیت‌های فرهنگی و قانونی طلاق، به‌ویژه قبح طلاق در افکار عمومی و سرافکندگی ناشی از آن، کاهش موقعیت فرد طلاق گرفته و در مواردی طرد و انزوای اجتماعی او، فشارهای روانی، اجتماعی و اقتصادی پس از طلاق و دشواری‌های قانونی آن دانسته‌اند که هر یک به نوعی جایگاه خانواده را در افکار عمومی تثبیت و تحکیم می‌کند. در مقابل، هر قدر از قبح طلاق و احساس ننگ ناشی از آن کاسته شود، احتمال طلاق افزایش خواهد یافت.

در خصوص دیدگاه اسلام درباره محدودیت‌های طلاق به همین اشاره بسنده می‌کنیم که نگرش منفی دین به طلاق‌های بوالهوسانه مستلزم آن است که از راهبردهای فرهنگی مانند ترویج قبح این گونه طلاق‌ها در سطح جامعه استقبال کند. در عین حال، چون نمی‌توان قبح طلاق را به‌طور کلی از متون دینی استفاده کرد و در پاره‌ای موارد، گسستن ارتباط زناشویی به دلایل معقول حتی ضرورت می‌یابد، چنان که خود پیامبر اکرم و ائمه اطهار(ع) نیز بر حسب روایات در مواردی به طلاق همسران خود اقدام کرده‌اند، (35)

محدودیت روابط اجتماعی زنان و مردان 

اختلاط زن و مرد در حوزه‌های مختلف فعالیت اجتماعی، به ضمیمه کنترل درونی و بیرونی افراد و امکان برقراری روابط آزاد با توجه به وجود محرّک‌های قوی که دو جنس به‌طور طبیعی برای ورود به دنیای یکدیگر دارند، آبشخور بسیار مناسبی برای رشد تمایلات شهوانی و در نتیجه ضعف انگیزه تشکیل خانواده در مرحله اول و ضعف انگیزه حفظ آن در مرحله بعد خواهد بود. یک مطالعه تطبیقی که در شصت و شش کشور صورت گرفته، نشان می‌دهد که هرچه زنان در جامعه بیشتر با مردان مرتبط باشند، میزان طلاق بالاتر خواهد بود. با نگاه تحلیلی به رویکرد اسلام به موضوع روابط اجتماعی زن و مرد، به نظر می‌رسد اسلام دو هدف اساسی را در تدبیرهای یاد شده، دنبال کرده است. هدف نخست کاهش زمینه‌های روابط جنسی نامشروع در سطح جامعه است و هدف دوم که از ظرافت بیشتری برخوردار است و جز در قالب بینش‌ها و گرایش‌های معنوی نمی‌توان به درک صحیحی از آن نایل شد، آن است که حساسیت‌های طبیعی موضوع جنس در سطح اجتماعی به پایین‌ترین حدّ کاهش یابد، به گونه‌ای که این موضوع کمترین مشغله ذهنی را برای مرد یا زنی که وارد عرصه اجتماع می‌گردد، در پی داشته باشد. بدون تردید، برطرف شدن این قبیل مشغله‌های ذهنی و به تعبیر دینی، وسوسه‌های نفسانی، شرط اصلی یاد خدا و گرایش به معنویات است که در نظام تربیتی اسلامی جایگاه بسیار والایی دارد و افزون بر آن، به‌عنوان یکی از ارکان مهم بهداشت روانی در سالم سازی نظام اجتماعی نقش بسزایی ایفا می‌کند.

تحقق عینی اهداف اسلام نوعی «محدودیت عقلانی» در روابط اجتماعی زنان و مردان را در پی خواهد داشت که از این قرارند:

- تکلیف زن به رعایت حجاب شرعی در برابر مردان نامحرم.(36)

- تکلیف زنان به مخفی ساختن زیور آلات خود در برابر نامحرمان.(37)

- ممنوعیت آرایش زنان برای مردان نامحرم.(38)

- توصیه زنان به حفظ حجب و حیا در راه رفتن(39)

- توصیه زنان به حفظ متانت در سخن گفتن و خودداری از سخنان وسوسه انگیز.(40)

- توصیه زنان به کوتاه و مختصر سخن گفتن با نامحرمان به جز در موارد لزوم.(41)

- منوعیت خلوت گزینی با نامحرمان.(42)

- نهی از ورود مرد نامحرم به خانه زن بدون اجازه سرپرست خانواده.(43)

- ممنوع ساختن نگاه شهوت آلود به نامحرم.(44)

- کراهت نگاه به نامحرم حتی با داشتن حجاب.(45)

- توصیه به فرو افکندن چشم به هنگام رویارویی با مرد یا زن نامحرم.(46)

- کراهت مبادرت مردان به سلام کردن بر زنان نامحرم، به‌ویژه زنان جوان، و کراهت دعوت مرد از زن نامحرم برای هم غذا شدن.(47)

- کراهت اختلاط زنان و مردان در اماکن عمومی.(48)

- نهی از تماس فیزیکی با نامحرم همچون دست دادن، در آغوش کشیدن و بوسیدن.(49)

- ممنوع ساختن خروج زن از خانه بدون اذن شوهر.(50)

- توصیه مردان به غیرت ورزی مناسب جهت حفظ حریم عفاف(51) در عین حال، از غیرت ورزی نابه‌جا به شدت نکوهش شده است. (52)

بدیهی است که برحسب دلایل دینی، برقراری روابط اجتماعی و مشارکت فعَال در عرصه‌های مختلف فعالیت شغلی در صورتی که با حفظ حدود، مصونیت لازم از ابتدا به آلودگی‌ها و انحرافات و به‌طور کلی تأمین منابع و مصالح جمعی همراه باشد، نه تنها مجاز که در مواردی واجب الزامی خواهد بود.

نظارت و کنترل 

گذشته از عوامل کنترل درونی، مانند ایمان و اخلاق، مجموعه‌ای از عوامل بالفعل یا بالقوه بیرونی وجود دارند که با ایفای نقش نظارتی و کنترلی می‌توانند از اختلال خانواده جلوگیری کنند. در نخستین گام، کنترل اعضای خانواده نسبت به یکدیگر مطرح است. برای مثال کنترل جنسی زنان به وسیله شوهران به‌عنوان عاملی برای استحکام خانواده به دلیل برخورداری از پشتوانه‌های قوی فرهنگی، در بسیاری از جوامع گذشته و حال وجود داشته و دارد. کنترل خانواده به وسیله خویشان و آشنایان در رتبه بعد قرار دارد. این نوع از نظارت کنترلی خواه به شیوه مستقیم و خواه به شیوه غیرمستقیم، همچون کنترل ناشی از پشتیبانی و کمک مالی به زوجین در خانواده‌های گسترده جوامع سنتی، کارایی بسیار بالایی در زمینه حل تضادهای زناشویی و جلوگیری از فروپاشی خانواده داشته است. کنترل و نظارت جامعه بر خانواده نیز در همین راستا قابل طرح است. نهاد قانون نیز همواره سهم قابل توجهی در حفظ و تثبیت خانواده ایفا کرده است. بدون شک، محدودیت قانونی طلاق، ممنوعیت چند همسری، ممنوعیت خشونت زناشویی، مداخله قضایی در نزاع‌های خانوادگی و اموری از این دست، تأثیر عمده‌ای بر ثبات و تداوم حیات خانواده بر جای می‌گذارند.

با توجه به این ابعاد چندگانه کنترل و نظارت بر خانواده، به نظر می‌رسد نظام کنترل خانواده در اسلام از غنا، پویایی و کارآمدی بسیار بالایی برخوردار باشد.

اخلاق

نقش عنصر اخلاق در استحکام خانواده از مسائلی است که به نظر می‌رسد کارشناسان امور خانواده حق مطلب را در مورد آن ادا نکرده‌اند. معمولا در مقام برشمردن عوامل اختلال خانواده، ضعف اخلاق یا مغفول واقع می‌شود و یا حداکثر به‌سان یکی از عوامل و در عرض آن‌ها مطرح می‌گردد. کم نیستند نمونه‌هایی که در آن‌ها علی رغم ناهمسانی زوجین از جهات متعدد، پایبندی آنان به موازین اخلاقی باعث تداوم و انسجام خانواده شده است؛ از این رو نگاه واقع بینانه اقتضا می‌کند که برای عنصر اخلاق در مقایسه با بسیاری از عوامل دیگر، سهم بیشتری در حفظ یکپارچگی خانواده قائل شویم.

واضح است که اگر زوجین از ویژگی‌های اخلاقی ارزشمندی مانند صداقت، وفاداری، اعتماد، احترام، مهربانی، دلسوزی، فروتنی و صبر و بردباری، گذشت، خیرخواهی و انصاف برخوردار و از اموری مانند خودخواهی، خودمحوری، برتری جویی، تحقیر دیگران و توهین به آن‌ها، حسادت، بخل، طمع، کینه توزی و دورویی مبرّا باشند، بسیاری از تنش‌ها، بدرفتاری‌ها، خشونت‌ها، و اختلالات ویرانگر از ساحت زندگی خانوادگی رخت برخواهد بست؛ زیرا پایبندی به اصول اخلاقی نیرومندترین عامل کنترل درونی افراد از دست یازیدن به اقدامات غیرانسانی است؛ از این رو اسلام از میان معیارهای متعدد گزینش همسر، تأکید کم نظیری بر تربیت اخلاقی فرد نموده است. در روایتی آمده است شخصی در نامه‌ای که برای امام رضا(ع) نوشت، عرضه داشت: «یکی از خویشان من که قدری هم بداخلاق است، از دخترم خواستگاری کرده است». امام(ع) در پاسخ فرمودند: «اگر بداخلاق است، دخترت را به او نده».(53)

در روایتی دیگر بر اخلاق خوب زن به‌عنوان معیار گزینش تأکید شده است.(54)

ایمان 

اگر برای عنصر اخلاق در مقایسه با عوامل پیشین سهم بیشتری در تحکیم خانواده قائل شدیم، عامل ایمان و دینداری حتی نسبت به اخلاق جایگاه والاتری دارد؛ زیرا دین پشتوانه اصلی اخلاق است. از این رو همبستگی بین افول دینداری و ضعف نهاد خانواده در غرب فرضیه‌ای بدیهی می‌نماید و از حیث تجربی نیز مورد تأیید محققان متعدد قرار گرفته است. به‌طور کلی ایمان مذهبی از دو راه مهم بر ثبات و استحکام خانواده تأثیر می‌گذارد: نخست از راه تقویت و تحکیم مبانی اخلاقی فرد و دوم عبارت است از تأثیر ایمان مذهبی در معنا بخشیدن به زندگی و ایجاد حس رضایت در افراد. بدون شک از عوامل اصلی اختلال خانواده، توقعات فزاینده و آرمان‌گرایانه زوج‌های جوان از زندگی مشترک است که برآورده نشدن آن توقعات باعث احساس نارضایتی می‌شود. این در حالی است که ایمان مذهبی و اعتقاد به وعده‌های الهی مؤثرترین عامل در جهت ایجاد حس رضایت و امید به آینده و در نتیجه سازگاری با ناملایمات و دشواری‌های زندگی است. با توجه با تأکیدی که ادیان الهی بر رعایت مسائل اخلاقی دارند، اصولا از افراد مذهبی و متدَین انتظار بیشتری می‌رود که در برابر مشکلات زناشویی از خود سعه صدر، بردباری و مدارا نشان دهند.


1. بحارالانوار؛ ج103، 220.

2. وسائل الشیعه؛ ج14، 4.

3. همان.

4. همان؛ ج14، 6.

5. همان؛ ج12، 10-13.

6. همان؛ ج14، 123و163.

7. KENDALL, 1999:428-429.

8. وسائل الشیعه؛ ج14، 59-61.

9. وسائل الشیعه؛ ج14، 205 و213.

10. وسائل الشیعه؛ ج14، 201-220.

11. وسائل الشیعه؛ ج14، 30-31.

12. همان، ج14، 29.

13. همان؛ ج14، 33-34.

14. ر.ک. همان؛ ج14، 183.

15. وسائل الشیعه؛ ج14، 117.

16. وسائل الشیعه؛ ج14، 440 و 449.

17. همان؛ ج14، 450.

18. همان: 436 و 440.

19. وسائل الشیعه؛ ج14، 72.

20. ر.ک: وسائل الشیعه؛ ج12، 15-21 و 54.

21. ر.ک: وسائل الشیعه؛ ج14؛ 13، 14، 18.

22. وسائل الشیعه؛ ج14، 10.

23. فرهنگی، 1373، 240.

24. وسائل الشیعه؛ ج14، 44.

25. وسائل الشیعه؛ ج 14، 51-52.

26. وسائل الشیعه؛ ج 14، 53.

27. همان؛ ج14، 51.

28. وسائل الشیعه؛ ج 14، 51-52.

29. همان؛ ج15، 223-224.

30. احقاف، 15.

31. وسائل الشیعه؛ ج15،99.

32. همان؛ ج15، 100و198.

33. همان؛ ج100، 98، 97، 15، 95، 211.

34. ر.ک سوره‌های بقره، آیه83 و نساء، 46 و انعام، 151 و اسراء 23-24 و عنکبوت، 8 و لقمان، 14-15 و احقاف، 15. 

35. ر.ک: وسائل الشیعه؛ ج15،57 و 268 و 269 و 335؛ همچنین ر.ک، ابن ماجه؛ سنن؛ ج1، 650.

36. نور، 31 و وسائل الشیعه؛ ج 14، 146.

37. نور، 31.

38. وسائل الشیعه؛ ج14، 155.

39. قصص، 25.

40. احزاب، 32.

41. وسائل الشیعه؛ ج14،143.

42. همان؛ ج 14، 133 و ج13،280.

43. همان؛ ج 14، 157.

44. همان؛ ج 14، 138-141.

45. همان؛ ج 14، 145.

46. نور، 30و31.

47. وسائل الشیعه؛ ج14، 173-174.

48. همان؛ ج 14، 174. 

49. همان؛ ج 14، 170.

50. همان؛ ج 14، 112و125.

51. همان؛ ج 14، 107-109.

52. همان؛ 14، 175.

53. وسائل الشیعه؛ ج 14، 54.

54. همان؛ ج 4، 14.

منبع: بستان، حسین(1383)، اسلام و جامعه شناسی خانواده، پژوهشکده حوزه و دانشگاه.

شنبه, 15 مهر 1396 ساعت 06:20

خانواده به عنوان امن‌ترین حریم حیات انسانی کارکرد خود را از دست داده است. دیوارهای این حریم به روی هم باز شده است. عصری که به نام عصر ارتباطات نام گرفت تأثیر خود را بر این چهاردیواری گذاشت و آن را از اختیاری بودن محض بیرون آورد. امواج رادیو و تلوزیون و این اواخر، ماهواره و تلوزیون کابلی، اینترنت و... به خانه‌های خانواده‌های گرم و صمیمی سرازیر شد و آن‌ها را با انواع مختلف سلیقه‌ها، فرهنگ‌ها و هنجارها در قالب برنامه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آشنا کرد.

خانواده جدید ابعاد وسیعی یافته است. افراد خانواده عادت کرده‌اند که با تاریکی هوا در خانه جمع شوند و به رادیو یا تلوزیون و اخیرا نیز به فضاهای مجازی توجه کنند. این روند نیز روز به روز به سمت فردی شدن سوق پیدا کرده است به طوری که افراد خانواده با موبایل، کامپیوتر، اینترنت، روزنامه و... به صورت فردی، سر خود را گرم می‌کنند.

خانواده با وجود داشتن ویژگی‌های مختص خود که برای سلامت جسم و روح انسان‌ها در تمامی جوامع مفید بوده است در معرض تهدیدهای بسیاری است و تجربه نشان داده است که تمدن‌هایی که به خانواده اهمیت نداده‌اند و بحران ایجاد شده در خانواده‌ها را به جامعه منتقل کرده‌اند، دچار بحران تمدنی شده‌اند.

خانواده نیز مانند سایر پدیده‌های اجتماعی، دائما در حال تغییر است. خانواده ایرانی نیز از این حیث مستثنی نیست و بعد خانواده در سال‌های اخیر به دلیل کاهش موالید رو به کاهش است. در چشم‌انداز 20 ساله، ایران با ساختار جدیدی از خانواده رو به رو شد اما اکنون خانواده ایرانی در حال سپری کردن دوره‌گذار یا انتقالی است.

زنان در این دوره، به دنبال اشتغال در خارج از خانه هستند، مردان که نان‌آوران خانه بودند نقششان کم رنگ‌تر می‌شود، فرزندان کمتر از حرف والدین تبعیت می‌کنند، فرزند سالاری به جای پدر یا مادر سالاری حاکم است، خانواده‌ها سعی می‌کنند امکانات لازم را برای تحصیلات فرزندانشان فراهم کنند. در گذشته به خاطر اینکه میزان دانش و ارتباطات افراد کم بود، والدین با فرزندانشان تفاوتی نداشتند. اما در حال حاضر خیلی از بچه‌ها به خاطر دسترسی به تکنولوژی، خانواده خود را قبول ندارند.

مسائل اقتصادی در به وجود آمدن خانواده‌های کنونی در ایران بسیار تأثیرگذار است. افزایش تورم از یک سو و مصرف‌گرایی نسل جدید، جوانان را با خانواده‌ها وارد جدال کرده است. این جدال یا جوانان را دچار سرخوردگی می‌کند یا آن‌ها را به سمت بی‌بند و باری‌های موجود در جامعه می‌کشاند.

دلیل این زیاده خواهی‌های جوانان آموزه‌ها و الگوهای دور از دسترس ارائه شده در فیلم‌های تلوزیون و سینما است. خانواده‌ها نیز می‌دانند چگونه رفتار کنند. اگر خانواده‌ای در مرحله گذار، نسبت به آموزش فرزندان غفلتی انجام دهد از عهده مسائل عاطفی آن‌ها بر نخواهد آمد و در نتیجه به خود و فرزندانش آسیب می‌رساند.

جامعه ایران نیز دچار بحران خانواده است. بسیاری از خانواده‌ها مهارت خروج از بحران را ندارند. این مسائل شکاف نسل‌ها را بیشتر و بیشتر می‌کند.

با ایجاد نوع جدیدی از خانواده در غرب، برخی از افراد به صورت همزیستی و بدون برگزاری مراسم رایج ازدواج، سال‌ها باهم زندگی می‌کنند. در این نوع از ارتباط، نحوه ظهور فرزند در خانواده زیاد مهم نیست. در واقع فرقی نمی‌کند که این فرزند، حاصل ازدواج قبلی مرد یا زن خانه است. این پدیده‌ گاه در شهرهای بزرگ و توده تحصیل‌کرده مشاهده شده است. مشکلات موجود بر سر راه ازدواج، باعث بروز این پدیده می‌شود تا افراد از این طریق هم نیازهای جنسی خود را ارضا کنند و هم تنهایی خود را پر کنند. این پدیده دلایل متعددی می‌تواند داشته باشد. فزونی دختران در معرض ازدواج نسبت به پسران یکی از دلایل آن است. همچنین در جامعه این تلقی برای پسران وجود دارد که وقتی دختری با شرایط حداقلی با او کنار می‌آید چرا باید به زیر بار هزینه‌های آنچنانی ازدواج رفت. در واقع بحث مهریه و نفقه در جامعه ما به دلیل دادگاهی شدن، مشکل ساز شده است.

پس از ازدواج دختر و پسر به یک دوره تطبیق و سازگاری جدید نیاز دارند تا بتوانند در مقابل بحران‌هایی که گریبان‌گیر آنان می‌شود مقاومت و راه حل مناسب را پیدا کنند. بحران‌هایی که پس از ازدواج گریبان‌گیر زوج‌ها می‌شود بدین گونه فهرست شده‌اند:

- تطبیق با شرایط زندگی متأهلی و جدید و مستقل شدن و جدایی نسبی از خانواده پدری.

- بحران دوران بارداری و تولد کودک.

- بحران زمانی که کودک شروع به گفتن کلمات قابل فهم می‌کند.

- بحران بعدی وقتی است که کودک با دنیای خارج از خانه ارتباط برقرار می‌کند.

- بحران دیگر زمانی به وجود می‌آید که کودک به دوره نوجوانی قدم می‌گذارد.

- وقتی که فرزند بالغ در جستجوی استقلال، آماده قبول برخی مسئولیت‌هاست و مایل است روی پای خود بایستد، بحران دیگری محسوب می‌شود.

- یک بحران وقتی سر می‌رسد که جوان، همسر اختیار می‌کند و بستگان همسرش عناصری خارجی هستند که ‌باید در خانواده پذیرفته شوند.

- ورود به مرحله میانسالی و ظهور دوره یائسگی در زنان، بحران قابل توجه دیگری است که گریبان‌گیر خانواده‌ها است.

- و دیگری، به احساس از دست دادن توانایی جنسی مردان مربوط می‌شود.

- و بحران آخر، دوره پدربزرگی یا مادربزرگی است با تمام امتیازها، دام‌ها و تله‌ها.

خانواده تنها گروه اجتماعی است که در یک محیط کوچک و در یک مدت کوتاه این همه تغییرات متفاوت را تحمل می‌کند. هرگاه سه یا چهار بحران به طور همزمان در خانواده‌ای رخ دهد، زندگی احتمالا بیش از حد معمول سخت و ناراحت‌کننده می‌شود. همین امر زمینه‌ای مستعد برای پیدایش فاصله بین دو نسل و اختلافات زناشویی است. اما اگر بفهمیم که چه می‌گذرد، می‌توانیم کمی راحت‌تر باشیم و برای تغییر وضع روش بهتری را پیش بگیریم. این فشارها طبیعی و بهنجار هستند که غالبا قابل پیش‌بینی است، پس اشتباه نکنیم و آن‌ها را ناهنجار ندانیم. همه این‌ها جنبه مثبت هم دارند. تغییر و تفاوت، عوامل دائمی و بهنجار و سالمی هستند که در هر خانواده وجود دارند. اگر افراد خانواده خود را برای تغییر و تفاوت آماده نکرده باشند، در خطر فرو افتادن قرار دارند. آشنایی با شبکه خانوادگی موجب می‌شود که فشارها و نقش‌های خانواده سبک‌تر شوند. پس لازم است بدانیم:

- هر عضو خانواده باید جایی برای خود داشته باشد. برای هر خانواده و اعضای آن اهمیت دارد که جای هر فرد کاملا شناخته شده، پذیرفته شده و مفهوم باشد.

- هر عضو با عضو دیگر خانواده مرتبط است و باید این ارتباط کاملا درک شود.

- هر عضو خانواده بر دیگران اثر می‌گذارد و از آنان نیز اثر می‌پذیرد.

- هر عضو خانواده به سبب روابط بسیاری که با دیگران دارد، بالقوه کانون بسیاری از نقش‌هاست. این وضع طبیعی است؛ آنچه که اهمیت دارد چگونگی اجتناب از کشش نیست بلکه مهم است که چگونه می‌توان با کشش موجود به راحتی کنار آمد.

- از آنجایی که خانواده در بستر زمان گسترش می‌یابد، همواره وضع حاضر برگذشته‌ بنا می‌شود. در نتیجه برای پی بردن به آنچه در حال حاضر می‌گذرد، احتیاج به چشم انداز از گذشته است. نگاه به گذشته، زمان حال را روشن خواهد کرد.

الگوی سازگاری خانواده با بحران

یکی از منابع مهم که می‌تواند در خانواده تولید استرس کند به وجود آمدن بحران است. در چنین موقعیتی سازگاری با بحران در اولویت کارها قرار می‌گیرد. برای رسیدن به چنین سازگاری رعایت مراحل زیر به ترتیب لازم است.

1. تعریف و پذیرش: شروع بحران و آگاهی روز افزون از بروز آن و واکنش آغازی ممکن است شامل ناباوری باشد. اعضای خانواده ممکن است از یک موقعیت واحد تعریف‌های متعددی ارائه دهند. آنچه که برای یکی بحران مهم به شمار می‌آید امکان دارد برای دیگری مهم نباشد. مانند اختلاف بین زوج جوانی که یکی از آن‌ها ممکن است به جدا شدن و طلاق فکر کند و دیگری معتقد باشد که مشکلی مطرح نیست و اختلاف موجود، جزئی است. بنابراین اولین قدم ارائه تعریفی از مشکل و پذیرش تدریجی وجود بحران است. تأثیر بحران به عواملی از قبیل ماهیت رویداد آشکارساز، درک شناختی و تغییر آن، میزان مشقت و استرس حاصل از بحران و منابع موجود در راه دسترسی به اداره مشکل بستگی دارد.

2. دوره فروپاشی بحران: شک و ناباوری آغازین، ممکن است به طور کلی، روشن اندیشی و عملکرد فرد را ناممکن سازد و این عبارت را فرد بیان کند که «سر در گم شده‌ام». در طی دوره فروپاشی ممکن است در عملکرد عادی خانواده وقفه ایجاد کند. لذا حالت خلقی، ناپایدار می‌شود، وفاداری به محک گذاشته می‌شود، تنش فضا را پر می‌کند. اصطکاک افزایش می‌یابد و روحیه خانواده افت می‌کند. با بروز چنین تغییراتی احتمال بروز فرزند آزاری و همسر آزاری در دوره فروپاشی بیشتر از هر زمان دیگر می‌شود.

3. تجدید سازمان: دوره تجدید سازمان تدریجی است که در طی آن اعضای خانواده سعی می‌کنند گام‌هایی در جهت ترمیم موفقیت بردارند. چنانچه بحران مالی گریبان‌گیر شود، اعضای خانواده ممکن است به استقراض، فروش اموال یا برداشت از پس انداز اقدام کنند. برخی از اعضا به کارهای موقت گرایش پیدا می‌کنند تا بتوانند به خروج از بحران کمک کرده باشند. چنانچه این بحران ادامه یابد، موجودیِ منابع کم‌کم به اتمام می‌رسد و خانواه به ناچار باید به فکر فروش لوازم، خانه و یا نقل مکان به محل دیگری باشد.

هنگامی که بحران به انتها می‌رسد، اوضاع کم‌کم بهتر می‌شود و خانواده منابع فیزیکی و هیجانی خود را از نو جبران می‌کند و در سطحی تازه تجدید سازمان شروع می‌شود هر چند ممکن است این سطح تازه به اندازه سطح قبلی ارضا کننده نباشد.

منبع: دکتر اکبری، ابوالقاسم (1393). دانش خانواده و جمعیت. انتشارات رشد و توسعه. ص 151-170.

شنبه, 15 مهر 1396 ساعت 06:15

تعالی خانواده یکی از دغدغه‌هایی است که در عرصه فرهنگی و اجتماعی کشور مد نظر است و تحقق آن بدون توجه به رهنمودهای قرآن کریم میسر نیست.

خداوند متعال در قرآن از خانواده به «بیت» نام برده و تعالی آن را منوط به وجود سکینه و آرامش، ذکر، محبت، امنیت، هدایت، تجلی نور الهی و... دانسته است.

اتکا به معنویت به منزله داربست وجودی، آدمی را در برابر روزمرگی و درون تهی شدن، محافظت نموده و معنای خاصی به زندگی می‌بخشد. هویت نیز در بستر معنویت رشد می‌یابد.

خانواده‌ای که به نیازهای همه جانبه اعضای خود درگستره حیات توجه داشته و سعی می‌کند به انتظارها و نیازهای زوجین، پدر و مادر و فرزندان به شیوه‌های درست پاسخ دهد، خانواده‌ای متعالی است. خانواده متعالی و سالم، خانواده‌ای است که در اندیشه پرورش انسان‌های رشید است و انسان‌های رشید، کسانی هستند که به رشد همه جانبه نایل شده‌اند. بدیهی است نایل شدن به رشد همه جانبه نیازمند آموختن برای زیستن و آموزش همه جانبه است.

خانواده متعالی، نوعی خانواده مطلوب است که بر پایه ارزش‌ها، موازین و هنجارهای انسانی و دینی بنا نهاده شده است. برای برخوردار شدن از خانواده‌ای متعالی، زنان، شوهران، پدران و مادران در گستره حیات و در چرخه رشد، لازم است با نیازها و انتظارهای دیگران و فرزندان آشنا باشند.

تعریف تعالی در فرهنگ واژگان فارسی با مفاهیمی همچون بلند شدن، بر شدن، بلند گردیدن، بلندی و برتری آمده است.

شولتز و شولتز(Schultz) معتقدند که تعالی به نیاز فرارفتن از حالت منفعل حیوانی اشاره دارد، حالتی که به خاطر توانایی عقل، منطق و قدرت تخیل ما نمی‌تواند ارضا کننده باشد. ما نیاز داریم آدم‌های خلاق و ثمر بخش شویم. ما در جریان آفرینش، خواه آفرینش زندگی باشد (مانند بزرگ کردن فرزندان) یا اشیاء مادی، هنر یا عقاید، از حالت حیوانی فراتر رفته و به حالت آزادی هدفمند وارد می‌شویم.

خانواده متعالی، متکامل، بالنده و خود شکوفا همگی دارای یک معنی و مفهوم هستند. این الگو عالی‌ترین الگوی زندگی در میان سایر الگوهاست. از ویژگی‌های این نوع خانواده می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

- در این نوع خانواده، ضمن بررسی مشکلات و تلاش برای حل آن‌ها، ظرفیت‌ها و استعدادهای افراد تا مرز خودشکوفایی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

- درخانواده متعالی، توجه افراد غالبا معطوف به آینده است و در آینده زندگی می‌کنند و به هدفی نیاز دارند که توجه آنان را به آینده معطوف سازد.

- در این نوع خانواده افراد از هویتی پر معنا، روشن و منسجم برخوردارند.

- افراد در خانواده متعالی نه تنها به رشد و پیشرفت خویش، بلکه به اعتلای جمعی اعضای خانواده می‌اندیشند و برای تحقق آن طرح و اندیشه‌ای جدی ارائه می‌دهند.

- در این خانواده کار و مسئولیت به زندگی معنی و دوام می‌بخشد.

- تعقیب هیچگاه پایان نمی‌یابد. اگر هدفی را باید کنار گذاشت، باید بی‌درنگ انگیزه نوینی آفرید.

- تلاش افراد در خانواده متعالی برای کسب و دستیابی به تجرد بالایی است. همکاری و اشتراک مساعی دیگران، تحقق این هدف را تسهیل می‌نماید.

- در این خانواده، تفسیر رویدادهای زندگی خوش‌بینانه است. هر شکست، یک تجربه و فرصتی برای ارزیابی موقعیت در نیل به پیروزی تلقی می‌شود.

رشد و تعالی خانواده

زندگانی بدون رشد ملال آور و یک‌نواختی حاکم بر آن دردسر آفرین است. بندورا(Bandura) معتقد است که رفتار و شخصیت آدمی اکتسابی است یعنی بر اثر یادگیری شکل می‌گیرد. وی بر الگوی یادگیری مشاهده‌ای تأکید داشت و عنوان می‌کند که یادگیری‌های پیچیده انسان غالبا از طریق مشاهده مستقیم رفتار دیگران مانند والدین، همسالان، معلمان و صحنه‌های فیلم و کارتون شکل می‌گیرد. از نظر وی انسان موجودی اجتماعی است که اجتماعی شدن فرد از آنجا شروع می‌شود.

از جمله عواملی که موجب رشد و تعالی خانواده است، افزایش سطوح تحصیلی اعضای خانواده است، تحصیلات زوجین از اهمیت زیادی برخوردار است، لذا زن و شوهری که بعد از ازدواج به رشد علمی بیشتری دست یافته باشند، بر میزان رضایت آن‌ها از یکدیگر افزوده می‌شود. مطالعه کردن نیز بر میزان آگاهی‌های زوجین می‌افزاید و آن‌‌ها همواره با نوآوری و تحولات علمی و فناوری آشنا شده، پیوسته حیات نوینی را تجربه می‌کنند.

نتیجه اینکه خانواه به عنوان اولین کانون در تعامل با سایر عوامل چون محیط و خصوصیات فردی در شکل‌گیری شخصیت فرد نقش بسزایی دارد. خانواده سالم و رشد یافته با تربیت فرزندانی صالح ضامن سلامت و سعادت جامعه است. بنابراین برای رشد و تعالی جامعه باید به رشد و اعتلای خانواده اندیشید و برای آن برنامه داشت.

از دیگر عواملی که موجب تحول در محیط خانواده می‌شود رفتن به خانه اقوام و بستگان است که از آن می‌توان به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد تنوع در محیط خانه بهره جست. حسن دیگر صله رحم آن است که سلامت جسمانی و روانی را تأمین می‌کند.

اقوام و بستگان هنگامی که با هم می‌نشینند، شور و نشاط پیدا می‌کنند، چون غم دل را با یکدیگر باز می‌گویند، به پالایش روانی دست می‌یابند و به آرامش نایل می‌گردند، آن‌گاه که به یکدیگر امید می‌دهند، خوشبختی و سلامت روانی برای یکدیگر به ارمغان می‌آورند و چون سلامت روانی آنان تأمین می‌گردد، سلامت جسمی آن‌ها نیز تضمین می‌شود و احتمال بروز بیماری در آنان کاهش می‌یابد. همچنین وقتی به اختلاط می‌پردازند و تجربه‌های یکدیگر را بازگو می‌کنند، می‌توانند بر پیشرفت یکدیگر شریک باشند که خود بخشی از سلامت روانشان را تأمین خواهد کرد.

ستیر(Satir) یکی از عواملی را که خانواده آشفته را به خانواده بالنده تبدیل می‌کند، «پیوند با اجتماع» می‌نامد و معتقد است که خانواده‌های آشفته فاقد چنین ارتباط و پیوندی‌اند، اما خانواده بالنده دارای چنین پیوندهایی است. لذا درمانگران خانواده برای تبدیل خانواده آشفته به خانواده بالنده باید زمینه برقراری ارتباط خانواده را با اقوام و فامیل پدید آورند.

منبع: دکتر اکبری، ابوالقاسم (1393). دانش خانواده و جمعیت. انتشارات رشد و توسعه. ص 97-100.

چهارشنبه, 29 شهریور 1396 ساعت 10:02

اکثر متخصصان توصیه می‌کنند که تا 50 سالگی که سن متوسط یائسگی است، این بیماران تحت درمان دارویی با استروژن و پروژسترون قرار گیرند. همیشه نارسایی زودرس تخمدان موجب ناباروری نمی‌شود، بلکه یائسگی تخمدان موجب توقف کامل یا متناوب هورمون‌های استروژن، پروژسترون و تستوسترون می‌شود که این امر موجب ناباروری در افراد را به همراه دارد اما مواردی از باروری در زنان مبتلا به این بیماری نیز گزارش شده است.

نارسایی زودرس تخمدان به وضعیتی گفته می‌شود که فعالیت طبیعی تخمدان‌ها قبل از ۴۰ سالگی متوقف می‌شود. البته دیده شده که فعالیت تخمدان‌ها به طور کامل مختل نمی‌شود و قاعدگی کاملا متوقف نمی‌شود.

باید در نظر داشت که همیشه نارسایی زودرس تخمدان برابر با ناباروری نیست. ذخیره تخمدان در خانم‌هایی که به یائسگی تخمدان مبتلا هستند کاهش می‌یابد که این امر موجب توقف کامل یا موردی تخمک گذاری می‌شود. در عین حال تولید هورمون‌های استروژن، پروژسترون و تستوسترون نیز متوقف و یا فقط به طور متناوب صورت می‌پذیرد به دلیل این حوادث باروری در این افراد غیر محتمل می‌شود اما مواردی نیز از باروری گزارش شده است.

در اغلب موارد علت این موضوع مشخص نمی‌شود چرا که نارسایی زودرس تخمدان اتفاق می‌افتد اما اختلالات ژنتیکی و اختلالات خود ایمنی به عنوان علت این وضعیت مطرح شده‌اند و به همین دلیل ارزیابی چنین بیمارانی بسیار مهم است.

علت‌های ژنتیکی ممکن است ناشی از اختلالات ژنی فردی یا اختلالات کروموزومی باشد. سندرم ترنر، سندرم X شکننده و سایر اختلالات ژنتیکی - کروموزومی نمونه‌ای از اختلالات کروموزومی است که سبب یائسگی تخمدان می‌شود.

داروهای شیمی درمانی و رادیوتراپی از شایع‌ترین مواد توکسین است که موجب یائسگی تخمدان می‌شود.

به طور نادر بعضی از ویروس‌ها نیز می‌توانند به عنوان علت توکسیک دریائسگی تخمدان POI مطرح است.

علت‌های خودایمنی در بروز یائسگی تخمدان، نقش سیستم ایمنی در بدن و نابود کردن سلول‌های غیر طبیعی است. درصورت وجود بیماری خود ایمنی سیستم ایمنی بدن علیه سلول‌های طبیعی بدن فعالیت می‌کند و بسته به نوع سلول‌های درگیر شده علائم مختلفی تظاهر پیدا می‌کند.

بیماران مبتلا به یائسگی تخمدان POI باید قبل از تصمیم‌گیری برای باردار شدن به فکر سلامتی خود باشند. یکی از اهداف اصلی درمان POI جایگزینی هورمون استروژن است که توسط تخمدان باید به طور طبیعی ترشح می‌شد و اکنون متوقف شده است. استروژن نقش مهمی در سلامتی یک خانم دارد مثلا سیستم اسکلتی یک خانم برای سالم ماندن و مقاومت در برابر شکستگی به تحریک استروژن نیاز دارد. بدون استروژن، خانم‌های مبتلا به POI در معرض خطر پوکی استخوان قرار می‌گیرند.

شواهد متناقضی وجود دارد که کمبود استروژن قبل از یائسگی می‌تواند سبب خطر بیماری قلبی شود. همچنین علایم یائسگی مثل گرگرفتگی، تعریق شبانه و اختلالات خواب و خشکی واژن نیز برای بیمار آزار دهنده است و هدف از درمان با استروژن پیشگیری و یا کم کردن عوارض کمبود استروژن است.

در کنار استفاده از استروژن به منظور تکمیل درمان و جلوگیری از ایجاد سرطان رحم داروی هورمونی پروژسترونی نیز برای بیمار تجویز می‌شود. اکثر متخصصان اخیرا توصیه می‌کنند که تا سن ۵۰ سالگی که سن متوسط یائسگی است بیماران تحت درمان دارویی با استروژن و پروژسترون قرار گیرند.

خانم‌هایی که تحت درمان با استروژن و پروژسترون قرار می‌گیرند معمولا نگران بروز عوارض این داروها از جمله خطر حمله قلبی، سرطان پستان و... هستند. باید گفت مطالعاتی که بروز این خطرات را مطرح کرده‌اند در مورد زنان سنین ۶۰ تا ۷۰ بوده که به طور طبیعی یائسه شده‌اند. بنابراین نمی‌توان از نتایج آن مطالعات برای این بیماران استفاده کرد و حتی در مقابل مطالعات فوق، مطالعاتی انجام شده که توصیه کرده‌اند مصرف استروژن برای جلوگیری از بیماری‌های قلبی و پوکی استخوان ضروری است و اکثرا موافقند تا ۵۰ سالگی باید هورمون درمانی ادامه یابد.

منبع: دکتر سلام

چهارشنبه, 29 شهریور 1396 ساعت 09:55

یائسگی یکی از مراحل زندگی هر خانمی است که بعد از سال‌ها فعالیت سیستم تولید مثل اتفاق می‌افتد. از آن‌جا که یک زن طی سال‌ها تغییرات هورمونی، خونریزی‌های ماهانه، بارداری و شیردهی را تجربه کرده، تحمل تغییرات سال‌های یائسگی برایش کمی دشوار است اما توجه و رعایت برخی نکات، گذر از این مرحله را آسان خواهد کرد.

یائسگی عبارت است از کاهش و تخلیه ذخیره فولیکول (تخمک‌ها) که به قطع قاعدگی منجر می‌شود. به قطع قاعدگی به مدت 12 ماه یائسگی اطلاق می‌شود که با افزایش هورمون FSH همراه است و در 90 درصد زنان بین 45 تا 55 سالگی اتفاق می‌افتد و 10 درصد زیر 45 سالگی یائسه می‌شوند که به آن یائسگی زودرس می‌گویند.

عوامل موثر در سن یائسگی عبارت است از:

1. عوامل ژنتیکی (به عنوان مثال به طور معمول مادران و دختران در یک سن یائسه می‌شوند).

2. عوامل محیطی (مصرف سیگار، الکل، توده بدنی (چاقی. لاغری) مسائل اقتصادی و اجتماعی).

علائم یائسگی

1. افزایش FSH با کاهش استروژن و پروژسترون و هورمون‌های مردانه (تستوسترون) همراه است و لیکن به علت حذف هورمون‌های استروژن و پروژسترون به طور کلی بعد از یائسگی همان مقدار کم هورمون مردانه که از نسج بینابینی تخمدان ترشح می‌شود علائم مردانه ایجاد می‌کند که عبارت است از رشد موهای مردانه در صورت و کلفتی صدا که بعد از چند سال از یائسگی بروز می‌کند.

2. گر گرفتگی که ناشی از کاهش استروژن است. مشخصه آن گرمای شدید است که از سر و صورت شروع می‌شود و ممکن است به تمام بدن انتشار یابد و همزمان فرد دچار تپش قلب می‌شود و به دنبال آن تعریق می‌کند و سپس دچار لرز می‌شود؛ میزان تکرار این حالت در افراد متفاوت است. در مجموع این علایم در سال‌های اولیه یائسگی شدیدتر است و ظرف 3 تا 5 سال فروکش می‌کند. گر گرفتگی سبب برهم خوردن ریتم خواب می‌شود.

3. خشکی پوست بدن و مخاط مهبل که به نزدیکی‌های دردناک منجر می‌شود و ناشی از تولید نشدن هورمون استروژن است.

4. پوکی استخوان که در درازمدت اتفاق می‌افتد و در صورت درمان نشدن به از کار افتادگی و شکستگی حتی بدون ضربه منجر می‌شود.

5. مسائل روحی مثل احساس خستگی و کاهش انرژی، تحریک پذیری، افسردگی و اختلال در تمرکز.

مجموعه علایم یائسگی بعد از بارداری‌ها و شیردهی‌ها باعث کاهش توانایی و از کار افتادن زنان در سنین پایین می‌شود لذا درمان عوارض یائسگی ضروری است.

درمان

1. تجویز کلسیم و ویتامین D به طور مداوم تا آخر عمر.

2. درمان‌های هورمونی (استروژن و پروژسترون) یا استفاده از فیتواستروژن‌ها (مواد دارای استروژن‌های گیاهی مثل سویا) است که هنوز درباره مزایا و معایب آن اختلاف نظر وجود دارد.

3. برای خشکی مهبل استفاده از کرم‌های استروژن کونژوگه بسیار موثر است.

4. برای کنترل گر گرفتگی، استروژن درمانی و کلونیدین و متیل دواپاو بعضی داروهای ضد افسردگی با نظر پزشک توصیه می‌شود.

منبع: دکتر سلام

چهارشنبه, 29 شهریور 1396 ساعت 09:39

احتمالا این را می‌دانستید که هورمون‌ها روی خلق و خو و روحیه و رفتار ما تاثیر می‌گذارند ولی آیا خبر داشتید که همین هورمون‌ها می‌توانند روی وضعیت دهان هم تاثیر بگذارند؟ تغییرات هورمونی خانم‌ها در مراحل مختلف روی سلامت دهان آن‌ها تاثیر دارد.

در دوره‌های بلوغ، قاعدگی، بارداری، یائسگی و با مصرف داروهای هورمونی و ضدبارداری ممکن است دهان دچار تغییراتی شود. تغییرات هورمونی در بیشتر افراد قابل کنترل نیست ولی با دانستن تغییراتی که در دهان به دنبال تغییرات هورمونی اتفاق می‌افتد، می‌توان از بسیاری از مشکل‌های دهان و دندان پیشگیری کرد. در مورد درد بعد از درمان در دوره‌های مختلف زندگی خانم‌ها مطالعه‌های متنوعی انجام شده و احتمالا پاسخ درد با دوره‌های مختلف دوره جنسی خانم‌ها، رابطه دارد ولی از آنجایی که درد بعد از درمان به عوامل بسیار متنوعی بستگی دارد و قابل پیش بینی نیست، به عنوان عامل تاثیرگذار در انتخاب زمان درمان در خانم‌ها در نظر گرفته نمی‌شود.

بلوغ

در دختران هورمون‌های جنسی (استروژن و پروژسترون) افزایش می‌یابد که این افزایش هورمون‌ها در بلوغ باعث جینجیویت (التهاب اولیه لثه) می‌شود که مقدمه آغاز بیماری‌های لثه است. در جینجیویت لثه قرمز، حساس و متورم می‌شود و با کوچک‌ترین تحریک دچار خونریزی خواهد شد. برخی از باکتری‌های عامل التهاب لثه، از استروژن به جای ویتامین K برای رشد و نمو خود استفاده می‌کنند. خوشبختانه جینجیویت به درمان‌های دندان پزشکی پاسخ مناسبی می‌دهد. جرم گیری یا برداشت پلاک حتی به تنهایی به عنوان مداخله درمانی معمولا کافی هستند. در ادامه با افزایش بهداشت دهان و دندان، با مسواک زدن درست و مرتب، استفاده از نخ دندان و دهانشویه می‌توان مشکل را بدون نیاز به مداخله بیشتر برطرف کرد.

قاعدگی

در بسیاری از خانم‌ها ممکن است با شروع عادت ماهانه، تغییرات محسوسی دیده شود اما در برخی خانم‌ها چند روز قبل از شروع عادت ماهانه، خونریزی و تورم لثه‌ها ممکن است دیده شود. در ادامه ممکن است زخم‌های آفتی در دهان برخی از خانم‌ها در زمان شروع عادت ماهانه مشاهده شود. با شروع عادت ماهانه اغلب علائم دهانی برطرف می‌شوند. دوران قاعدگی زمان مناسبی برای برخی درمان‌های دندان پزشکی نیست.

بهتر است درمان هایی مانند کشیدن دندان و جرمگیری تا 1 هفته بعد از قاعدگی انجام شود. بعد از کشیدن دندان در طول قاعدگی، احتمال ایجاد حفره خشک در محل کشیده شدن و درد بیشتر از سایر زمان‌هاست. با توجه به شروع تغییرات هورمونی در تخمک گذاری در روزهای یازدهم تا بیست و یکم، درمان‌های جراحی بلافاصله بعد از قاعدگی در شرایط راحت‌تری ممکن است انجام گیرد. هر چند هیچ منعی برای انجام هیچ درمان دندان پزشکی در هیچ دوره‌ای از دوره ماهانه خانم‌ها وجود ندارد. مراقبت بهداشتی و افزایش سطح بهداشت دهان و دندان، بیشتر مشکل‌های دوره قاعدگی را برطرف می‌کند.

گاهی برای کاهش اذیت آفت‌های دردناک نیز به مصرف دارو با مشاوره دندان پزشک وجود دارد. برخی از داروهای موضعی نمی‌توانند در مراحل اولیه آفت‌ها را کنترل کنند. هرپس دهانی (تبخال) و تناسلی در درمان قاعدگی ممکن است عود کند. در زمان عود تبخال درمان دندان پزشکی به دلیل مسائل کنترل عفونت تا رفع دوره تبخال به تعویق می‌افتد.

بارداری

جینجیویت در 50 تا 70 درصد زنان باردار دیده می‌شود. تغییرات در لثه از ماه دوم تا هشتم شدید است. تغییرات شدید هورمونی در دوره بارداری علت بروز التهاب لثه و تشدید شدن مشکل‌های بهداشت دهان و دندان‌هاست. در بسیاری از کشورها از جمله ایران، مراقبت‌های بهداشتی و درمانی برای آماده سازی زنان قبل از بارداری انجام می‌شود که درمان‌ها و پیشگیری‌های دندان پزشکی از اجزای اصلی این مراقبت‌ها هستند.

رشد التهابی لثه در حدود 10 درصد خانم‌های باردار به صورت گرانولوم بارداری یا تومور بارداری دیده می‌شود. این ضایعه‌های دهانی علت هورمونی و منشاء التهابی دارند و به هیچ وجه با وجود اسم ترسناکشان خطرناک نیستند. با کنترل بهداشت دهان و دندان و گاهی جراحی و برداشت ناحیه همراه کنترل پلاک در مطب دندان پزشکی (جرمگیری و بروساژ) مشکل این ضایعه‌های دهانی قابل برطرف شدن است. مصرف بیشتر غذاهای شیرین و در زمانبندی‌های نامناسب (مثلا نیمه شب)، به علاوه ورود اسید معده داخل دهان به دنبال احساس تهوع، پوسیدگی و سایش دندان‌ها را در زنان باردار افزایش می‌دهد. در برخی خانم‌های باردار، خشکی دهان دیده می‌شود که خود همین قضیه پوسیدگی دندانی ایجاد می‌کند.

در برخی دیگر از خانم‌های باردار در 3 ماهه سوم تا روزهای منتهی به زایمان میزان بزاق افزایش چشمگیری پیدا می‌کند. داروهای ضدبارداری که پایه هورمونی دارند نیز پاسخ التهابی‌شان در دهان زنان مشابه آن چیزی است که در بارداری اتفاق می‌افتد.

لثه‌های ملتهب و قرمز و خونریزی لثه‌ها با تحریک در مصرف داروهای ضدبارداری گزارش شده، اما نکته مهم این است که در داروهای ضدبارداری جدید، مشکل‌های دهانی در مطالعه‌ها کمتر گزارش شده است. در مطالعه‌ها در مورد اثر داروی ضدبارداری بر بزاق نتایج متناقضی وجود دارد. مصرف داروهای کنترل بارداری، در صورتی که با افزایش سطح بهداشت دهان و دندان‌ها و توام با مداخلات درمان دندان پزشکی کنترل پلاک باشد، مشکلی برای زنان مصرف کننده این داروها ایجاد نمی‌کند.

یائسگی

بعد از دوره باروری زنان، تغییرهای هورمون‌ها در 10-5 سال بعد ایجاد می‌شود. 50-30 درصد زنان، علامت دهانی به دنبال یائسگی نشان نمی‌دهند. در برخی از زنان با یائسگی برخی مشکل‌های دهانی مانند سوزش دهان، خشکی دهان، تغییرات در حس مزه‌ها و درد در اثر تغییرات هورمون‌ها گزارش شده است. آشامیدن بیشتر آب و ارتقای بهداشت دهانی در یائسگی توصیه شده است.

استفاده از آدامس‌ها و آبنبات‌های بدون شکر هم برای تحریک ترشح بزاق مفید است. نشانگان سوزش دهان توسط دندان پزشک متخصص دهان قابل تشخیص و درمان‌های مقتضی قابل انجام است. تشخیص دقیق سوزش و حس دردناک برای اینکه عوامل دیگر دخیل در مشکل‌های غیر از یائسگی رد شود، اهمیت دارد.

برخی از مشکل‌های دهانی خانم‌ها در یائسگی ممکن است با مصرف داروهایی که برای مشکل‌های دیگر (فشار خون، افسردگی و...) مصرف می‌شوند مرتبط باشد. پوکی استخوان بعد از یائسگی در برخی از زنان شایع است. این پوکی استخوان ممکن است در ناحیه فک و صورت هم با تحلیل استخوان به خصوص در نواحی بی‌دندانی ظاهر شود و روی کیفیت استخوان سایر نواحی هم تاثیر بگذارد.

منبع: هفته نامه سلامت، دکتر علی مرسلی، متخصص درمان ریشه

چهارشنبه, 29 شهریور 1396 ساعت 09:13

بیماری‌های متعددی متوجه زنان می‌‌شود و یکی از آن دسته بیماری‌ها مربوط دهانه رحم می‌‌باشد. سرویکس یا دهانه رحم داخل واژن قرار گرفته و محیط رحم را از واژن جدا می‌‌کند. خوشبختانه این عضو از بدن بانوان قابل معاینه می‌باشد و از طرفی اغلب بیماری‌های این عضو خوش خیم اند و سرطان آن هم در شرایط اولیه قابل درمان است. در ادامه با ما همراه باشید تا بیماری‌های دهانه رحم را با جزئیات کامل دنبال کنیم.

سرویسیت یا التهاب دهانه رحم

جزو شایع‌ترین بیماری‌های زنانه است. در این بیماری به دلیل وجود بیماری‌های قارچی یا باکتریایی، دهانه رحم دچار التهاب می‌‌شود. معمولا بیماران با شکایت ترشحات بد بو و چرکی و گاهی هم با درد در ناحیه کمر و شکم به پزشک مراجعه می‌‌کنند و در معاینه، تورم، قرمزی و گاهی هم زخمی به شکل ضایعه‌ای مخملی شکل دیده می‌‌شود.

شایع‌ترین میکروبی که باعث زخم دهانه رحم می‌‌شود، میکروبی به نام کلامیدیاست. کشت این میکروب در آزمایشگاه مشکل است و بیماری با علائم بالینی و مشاهده تشخیص داده می‌‌شود. برای درمان زخم‌های دهانه رحم باید از تجویز داروهای خوراکی و موضعی استفاده کرد. بیماران باید دقت کنند تا طول مدت درمان ۱۰ روزه را رعایت کنند.

متخصصان زنان توصیه می‌‌کنند همه خانم‌ها حتی اگر مشکلی هم نداشته باشند، بعد از ازدواج هر ۶ ماه یا هر سال یک بار به پزشک مراجعه کنند تا دهانه رحم شان معاینه و مشاهده شود.

پولیپ دهانه رحم

پولیپ‌ها ضایعاتی هستند که در ۹۵ درصد موارد خوش خیم اند. این ضایعات در حفره رحم یا در دهانه رحم (پولیپ آندوسرویکس) یافت می‌‌شوند. پولیپ‌های دهانه رحم به صورت ضایعات قرمز رنگ، ظریف و معمولا کوچک در حد چند میلیمتر تا ۲-۱ سانتیمتر هستند که در معاینه مانند یک گوشت اضافه با پایه‌ای به دهانه رحم متصل شده‌اند.

پولیپ‌ها اغلب علامتی برای بیمار ایجاد نمی‌کنند ولی ممکن است باعث لکه بینی‌های نامرتب بعد از رابطه زناشویی یا بعد از استفاده از داروهای واژینال شوند. پولیپ‌ها زائده‌ای اضافه یا غیرطبیعی هستند که بهتر است در صورت مشاهده در دهانه رحم برداشته و برای آسیب شناسی به آزمایشگاه فرستاده شوند تا از نظر سلولی بررسی شوند.

در خانم‌های جوان کمتر از ۴۰ سال، می‌‌توان به صورت سرپایی در مطب بدون نیاز به بی حسی و بدون درد پولیپ‌ها را برداشت ولی در خانم‌هایی که نزدیک به سن یائسگی و بعد از آن هستند، باید حفره رحم با سونوگرافی بررسی شود و برداشتن پولیپ همراه با کورتاژ داخل رحمی باشد تا پولیپ کاملا خارج شود و احتمال عود نیز کمتر باشد.

سرطان دهانه رحم

سرطان دهانه رحم ناشی از تغییرات غیرطبیعی سلولی است. این بیماری در افراد جوان به ندرت دیده می‌‌شود و با افزایش سن احتمال ابتلا بالا می‌‌رود. سرطان دهانه رحم جزو سرطان‌هایی است که اگر خانم‌ها مراقبت‌های سالانه و پاپ اسمیر را به موقع انجام دهند، تشخیص زودهنگام و درمان موفقیت آمیز خواهد بود. این بیماری ممکن است هیچ علامتی نداشته باشد و پزشک ضایعه‌ای را اتفاقی ببیند و با نمونه‌گیری وجود سرطان اثبات شود.

وجود لکه بینی، به خصوص بعد از رابطه زناشویی یا استفاده از داروهای واژینال علامت هشدار دهنده‌ای است و این مشکل گرچه در سرویسیت یا پولیپ‌ها نیز ممکن است دیده شود ولی در این مواقع باید به سرطان گردن رحم شک کرد، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. بهتر است خانم‌ها بعد از رابطه زناشویی با یک دستمال سفید بدن خود را پاک کنند تا در صورت وجود خون در واژن از آن مطلع شوند.

ضایعات سرطانی دهانه رحم در مراحل پیشرفته معمولا به شکل گل کلمی هستند. اگر سرطان در مراحل اولیه باشد، می‌‌توان با جراحی آن را درمان کرد ولی در مراحل پیشرفته به تخلیه اعضای مجاور دهانه رحم و رادیوتراپی نیاز است. این سرطان در همه جای دنیا و کشور ما شایع است و یکی از دلایل اصلی آن وجود ویروسی به نام پاپیلومای انسانی است که ثابت شده بعضی از انواع پرخطر این ویروس با سرطان دهانه رحم ارتباط نزدیکی دارند.

کیست نابوتین

واقعیت این است که کیست‌های نابوتین جزو بیماری‌های دهانه رحم نیستند و ضایعات بی خطری هستند که بعضی از بیماران با اطلاع از وجود آن‌ها در دهانه رحم، نگران می‌‌شوند. در دهانه رحم نسج غددی ترشحی وجود دارد که این ترشحات شرایط را برای بارداری مناسب می‌‌کنند. اگر این غدد دچار عفونت شوند یا دهانه غدد بسته شود و ترشحات غدد داخل مجرا انباشته شود، به کیست نابوت تبدیل می‌‌شود.

کیست‌های نابوت اصلا جای نگرانی ندارند. اندازه آن‌ها از چند میلیمتر تا چند سانتیمتر متغیر است. این کیست‌ها گاهی در معاینه و گاهی هم در سونوگرافی دیده می‌‌شوند. این کیست‌ها معمولا در خانم‌هایی بیشتر است که سابقه عفونت مکرر یا مزمن دهانه رحم دارند. کیست‌ها به درمان خاصی نیاز ندارند.

منبع: دکتر سلام

صفحه1 از41

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما