Mr. Hadi Hakim

Mr. Hadi Hakim

دوشنبه, 13 آذر 1396 ساعت 10:29
اقسام قرابت

1- نسبی (خویشاوندی خونی)

2- قرابت سببی (خویشاوندی ناشی از ازدواج)

3- قرابت رضاعی

4- قرابت ناشی از سرپرستی

قرابت نسبی

قرابت نسبی خویشاوندی مربوط به خون است و رابطه‌ای است بین دو نفر که یکی از نسل دیگری یا هر دو از نسل شخص ثالثی باشند.

قرابت نسبی شامل 3 طبقه به شرح ذیل است:

طبقه‌ اول: پدرومادر و اولاد و اولاد اولاد.

طبقه‌دوم: اجداد و برادر و خواهر و اولاد آن‌ها.

طبقه‌ سوم: عمات و اعمام و اخوال و خالات و اولاد آن‌ها.

آثار قرابت نسبی

1- ولایت قهری     2- حضانت و نفقه‌ی اقارب   3- حرمت نکاح   4- توارث    5- ممنوعیت قضاوت و داوری و ... .

قرابت سببی

قرابت سببی خویشاوندی ناشی از ازدواج است و رابطه‌ای است بین زن و شوهر با یکدیگر و بین هر یک از زوجین با خویشان نسبی دیگر.

اقربای نسبی هر یک از همسرها، خویشان سببی همسر دیگر به شمار می‌آیند و همان خط و درجه‌ای را که در قرابت نسبی داشتند، در قرابت سببی هم حفظ می‌کنند.

ماده 1033 قانون مدنی در این خصوص می‌گوید: هرکس در هر خط و به هر درجه که با یک نفر قرابت نسبی داشته باشد در همان خط و به همان درجه قرابت سببی با زوج یا زوجه او خواهد داشت؛ بنابراین پدر و مادر زن یک مرد اقربای نسبی درجه اول آن مرد و برادر و خواهر شوهر یک زن از اقربای سببی درجه دوم آن زن خواهند بود.

در بین اقارب سببی به استثنای زن و شوهر که از یکدیگر ارث می‌برند و به زن، علاوه بر مهریه، نفقه تعلق می‌گیرد هیچ گونه رابطه مالی و مادی وجود ندارد؛ یعنی خویشان سببی در مقابل همدیگر حقوق و تکالیفی از جهت مالی ندارند.

اقارب سببی در زمینه حرمت نکاح به چهارگروه تقسیم می‌شوند:

1- کسانی که همزمان با ایجاد علقه زوجیت، حرمت نکاح به طور دائم بین آن‌ها بوجود می‌آید و با انحلال نکاح نیز از بین نمی‌رود. (مانند مادر و جدات زن و عروس).

2- کسانی که وجود علقه زوجیت به تنهایی سبب حرمت نکاح با آن‌ها نیست بلکه حرمت زمانی ایجاد می‌شود که بین زوجین نزدیکی صورت گیرد. (مانند دختر یا نوه زن).

3- کسانی که با وجود علقه زوجیت نکاح با آن‌ها موقتا ممنوع است و این ممنوعیت با انحلال نکاح از بین می‌رود مانند نکاح با خواهر زن.

4- افرادی که نکاح با آن‌ها مقید به اذن زوجه است مثل ازدواج با خواهرزاده و برادرزاده زوجه.

قرابت رضاعی

رضاع در لغت به معنای شیرخوردن است. شیرخوردن طفل از زنی که مادر طبیعی و نسبی او نیست با شرایطی که ذکر خواهد شد، ایجاد یک نوع رابطه خویشاوندی می‌کند که آن را قرابت رضاعی گویند.

قرابت رضاعی ویژه حقوق اسلام و از احکام امضایی است.

رضاع از حیث حرمت نکاح در حکم نسب است.

اثر قرابت رضاعی فقط از لحاظ منع نکاح است و آثار دیگر قرابت سببی مانند نفاق و توارث در قرابت رضاعی وجود ندارد.

مطابق ماده 1046 ق.م قرابت رضاعی از حیث حرمت نکاح در حکم قرابت نسبی است مشروط بر اینکه:

1- شیر زن از حمل مشروع حاصل شده باشد.

2- شیر مستقیما از پستان مکیده شده باشد.

3- طفل لااقل یک شبانه‌روز و یا 15 دفعه متوالی شیر کامل خورده باشد بدون اینکه در مابین آن، غذای دیگر یا شیر زن دیگر را بخورد.

4- شیر خوردن طفل قبل از تمام شدن 2 سال از تولد او باشد.

5- مقدار شیری که طفل خورده است از یک زن و شوهر باشد.

بنابراین اگر طفل در شبانه‌روز مقداری از شیر یک زن و مقداری از شیر زن دیگر بخورد موجب حرمت نمی‌شود و اگر چه شوهر آن در زن یکی باشد و همچنین اگر یک زن، یک دختر و یک پسر رضاعی داشته باشد که هر یک را ازشیر متعلق به شوهر دیگر شیر داده باشد آن پسر یا آن دختر، برادر و خواهر رضاعی نبوده و ازدواج بین آن‌ها از این حیث ممنوع نمی‌باشد.

قرابت رضاعی آنگاه مانع نکاح است که نسبی باشد و مانع نکاح تلقی شود (ماده 1045 ق.م).

مثلا همانگونه که شخص نمی‌تواند با پدر، پدربزرگ، فرزند، برادر و خواهر نسبی خود ازدواج کند با خویشان رضاعی خود نیز که دارای همین عناوین باشند نمی‌تواند عقد نکاح ببندد.

رضاع در منع ازدواج بین شخص و خویشان همسرش نیز مؤثر است و شخص در صورتی که نمی‌تواند با خویشان نسبی همسرش ازدواج کند با خویشان رضاعی او هم نمی‌تواند ازدواج کند.

بنابراین کسی نمی‌تواند مثلا با مادر رضاعی زن خود یا زنی که سابقا زن پدر رضاعی او بوده است ازدواج کند.

شنبه, 11 آذر 1396 ساعت 11:02
اقسام طلاق در فقه

1- طلاق بدعی 2- طلاق سُنّی

طلاق بدعی

طلاق نامشروع و حرام که عبارت است از طلاق در حال حیض یا نفاس، طلاق در طهر مواقعه و طلاق سه گانه‌ای که رجوعی بین آن‌ها واقع نشده باشد، همه این طلاق‌ها باطل است و بنا بر نظر مشهور سه طلاقه کردن زن، صحیح واقع می‌شود.

طلاق سُنّی

طلاق مشروع و مجاز است که به بائن و رجعی و عدّی تقسیم شده است. اصل در طلاق رجعی بودن است و طلاق بائن استثناء است. طلاق رجعی طلاقی است که در ایام عده شوهر می‌تواند رجوع کند.

مطابق ماده 1149 قانون مدنی، رجوع در طلاق به هر لفظ یا فعلی حاصل می‌شود که دلالت به رجوع کند، مشروط بر اینکه مقرون به قصد رجوع باشد.

طلاق عدّی عبارت است از طلاقی که پس از آن مرد در ایام عده رجوع کند و با زن نزدیکی نماید و سپس در طهر دیگر زن را طلاق گوید.

در طلاق رجعی رابطه نکاح با وقوع طلاق منحل می‌شود ولی به حکم قانون تا زمانی که زن در عده است آثار زوجیت و حقوق و تکالیف ناشی از ازدواج ادامه می‌یابد و اصطلاحا می‌گویند مطلقه رجعیه در حکم زوجه است.

در موارد زیر طلاق بائن است:

1- طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود

2- طلاق یائسه

3- طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد

4- سومین طلاق که بعد از 3 وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینکه وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید

در طلاق به حکم دادگاه یا به تعبیر دیگر طلاقی که به درخواست زن و به موجب حکم دادگاه واقع می‌شود اعم از اینکه شوهر براساس حکم و الزام دادگاه زن را طلاق داده باشد یا طلاق به وسیله حاکم یا نماینده او واقع شده باشد بائن محسوب می‌شود. مگر در خصوص طلاق زوجه غایب مفقودالأثر که با آنکه به حکم دادگاه می‌باشد اما رجعی به شمار آمده است.

بنابراین اصل رجعی بودن طلاق مربوط به طلاقی است که به اختیار و اراده فرد واقع می‌شود نه طلاقی که شوهر به حکم دادگاه ملزم به آن می‌گردد.

طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر خود دارد، در مقابل مالی که به شوهر می‌دهد طلاق بگیرد اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیش‌تر و یا کمتر از مهر باشد(ماده 1146 ق.م).

در طلاق خلع، شوهر خالع و زن مختلعه نامیده می‌شود.

طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد، در این صورت زن می‌تواند با دادن مالی به شوهر او را حاضر به طلاق کند. در طلاق مبارات عوض نمی‌تواند زاید به مهر باشد.

در طلاق خلع و مبارات زن باید اهلیت داشته باشد زیرا بذل(دادن مالی به شوهر در ازاء طلاق) یک نوع تصرف مالی است که احتیاج به اهلیت دارد. در طلاق خلع و مبارات آنچه زن در ازاء طلاق به شوهر می‌دهد فدیه یا عوض نامیده می‌شود و شوهر در اثر طلاق خلع و مبارات به محض وقوع مالک آن می‌گردد. طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده یعنی مالی را که در ازاء طلاق به شوهر داده مطالبه ننموده است بائن محسوب می‌شود و مرد حق رجوع ندارد. در طلاق خلع و مبارات زن تا زمانی می‌تواند رجوع کند که عده او تمام نشده است. اگر در طلاق خلع یا مبارات رجوع مرد به طلاق به علت اینکه طلاق از جهت دیگر بائن است(طلاق یائسه یا غیرمدخله یا طلاق سوم) ممکن نباشد زن نمی‌تواند به بذل رجوع کند؛ یعنی در صورت عدم امکان رجوع مرد به طلاق زن حق رجوع به بذل نخواهد داشت زیرا رجوع زن به بذل در این صورت موجب زیان مرد است و این زیان به موجب اصل لاضرر منتفی است.

بنابر نظر مشهور فقها در صورت بطلان بذل، طلاق باطل نخواهد بود بلکه طلاق به صورت ساده واقع خواهد شد.

آثار طلاق بائن

1- در طلاق بائن رابطه نکاح از تاریخ وقوع آن منحل می‌شود.

2- زن و شوهر از قید زناشویی آزاد می‌شوند، شوهر بعد از طلاق بدون هیچ مانعی می‌تواند ازدواج کند. 

3- حقوق و تکالیفی که زن و شوهر نسبت به هم داشتند ساقط می‌گردد.

4- اقامتگاه زن دیگر تابع اقامتگاه مرد نیست.

5- بقاء نام خانوادگی شوهر برای زن منوط به اجازه شوهر است.

6- زنی که در عده طلاق بائن است مستحق نفقه نیست مگر اینکه زن آبستن باشد.

آثار طلاق رجعی

1- تا زمانی که عده زن منتفی نشده رابطه نکاح به طور کامل قطع نمی‌گردد و زنی که در عده طلاق رجعی است در حکم زوجه است.

2- در ایام عده رجعیه، حقوق و تکالیف زوجیت تا آنجا که با ماهیت طلاق ناسازگار باشد به حکم قانون باقی می‌ماند.

3- نفقه زن در ایام عده بر عهده شوهر است.

4- اگر یکی از زوجین فوت کند دیگری از او ارث می‌برد.

5- زنا با زنی که در عده رجعیه است، حکم زنا با زن شوهردار است.

6- مرد قبل از پایان عده زن نمی‌تواند با خواهر او ازدواج کند.

7- ازدواج شوهر با زن دیگر در ایام عده احتیاج به اجازه دادگاه دارد.

رجوع یک عمل حقوقی یک جانبه و ایقاع است که با هر لفظ یا عملی که دلالت بر رجوع کند حاصل می‌شود و برخلاف طلاق یک عمل تشریفاتی نیست و بدون هیچ‌گونه تشریفات و شرط صوری تحقق می‌پذیرد. رجوع یک حق و امتیاز فردی نیست که به نفع شوهر در نظر گرفته شده باشد بلکه اختیاری است که در راه مصلحت خانواده و بقای آن به شوهر داده شده است و به عبارت دیگر رجوع در طلاق رجعی یک قاعده‌ی امری است.

ثبت رجوع شرط صحت رجوع نیست اما عدم ثبت آن برابر قانون جرم و مستوجب جزای نقدی یا حبس است.

مقرری ماهانه

مطابق ماده 11 قانون حمایت خانواده دادگاه می‌تواند به تقاضای هر یک از طرفین، در صورتی که صدور گواهی عدم امکان سازش مستند به سوء رفتار و قصور طرف دیگر باشد، او را با توجه به وضع و سن طرفین و مدت زناشویی به پرداخت مقرری ماهانه متناسبی در حق طرف دیگر محکوم نماید، مشروط بر اینکه عدم بضاعت متقاضی و استطاعت طرف دیگر محرز باشد.

پرداخت مقرری مذکور در صورت ازدواج مجدد محکوم له یا ایجاد درآمد کافی برای او یا کاهش درآمد یا عسرت محکوم علیه، یا فوت محکوم له به حکم همان دادگاه حسب مورد تقلیل یافته یا قطع خواهد شد.

در مواردی که گواهی عدم امکان سازش به جهت جنون یا مرض صعب‌العلاج صادر شده باشد مقرری ماهانه به طرف مقابل تعلق خواهد گرفت مشروط بر اینکه مرض یا جنون بعد از عقد ازدواج حادث شده باشد و در صورت اعاده سلامت به حکم دادگاه قطع خواهد شد.

در خصوص مقرری ماهانه به چند نکته باید توجه کرد:

1- در مورد طلاق با توافق زوجین حکم به پرداخت مقرری نخواهد شد.

2- دادگاه هیچ‌گاه نمی‌تواند رأساً حکم به پرداخت مقرری کند بلکه طرف ذینفع باید آن را درخواست کند.

3- مقرری در صورتی پرداخت خواهد شد که عدم بضاعت متقاضی و استطاعت طرف دیگر محرز باشد.

4- مقرری می‌تواند حسب مورد به سود زن یا شوهر پرداخت شود و مختص زن نیست.

5- این مقرری مربوط به ایام عده نیست و با نفقه ایام عده قابل جمع نمی‌باشد.

6- در هر نوع طلاق اعم از بائن و رجعی قابل مطالبه است.

سه شنبه, 07 آذر 1396 ساعت 13:09
1- گواهی عدم سازش

در حال حاضر در هر موردی که مرد بخواهد زن خود را طلاق دهد حتی در صورت توافق طرفین باید به دادگاه مراجعه کرده و گواهی عدم سازش دریافت نماید و با تسلیم آن به دفتر طلاق، مبادرت به طلاق و ثبت آن نماید(ماده 10 قانون حمایت از خانواده سال1353).

در واقع با تجدید اعتبار مقررات قانون مدنی در مورد طلاق شوهر می‌بایست طبق ماده 1133 این قانون در مورد طلاق، اختیار داشته باشد که هر وقت بخواهد زن خود را طلاق دهد.

مطابق ماده واحده تعیین مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش «گواهی صادره از مراجع قضایی» در خصوص عدم امکان سازش بین زن و شوهر، چنانچه ظرف مدت 3 ماه از تاریخ ابلاغ به دفتر ثبت طلاق تسلیم نشود از اعتبار ساقط خواهد شد.

در صورتی که ظرف مدت 3 ماه گواهی یاد شده جهت اجرای طلاق تسلیم دفتر ثبت طلاق شود؛ سر دفتر مکلف است به طرفین اعلام نماید تا جهت اجرای صیغه طلاق و ثبت آن حضور یابند در صورت عدم حضور طرفین در وقت مقرر برای مرتبه دوم حداکثر ظرف مدت یک ماه دعوت و به شرح ذیل عمل خواهد شد:

الف) در صورت امتناع زوجه از حضور، زوج صیغه طلاق را جاری و پس از ثبت بوسیله دفترخانه به اطلاع زوجه رسانده می‌شود.

ب) در صورت امتناع زوج از حضور و اجرای طلاق، دفتر ثبت مراتب را تأیید و به دادگاه صادرکننده گواهی اعلام می‌نماید. دادگاه به درخواست زوجه، زوج را احضار و در صورت امتناع از حضور، دادگاه با رعایت جهات شرعی صیغه‌ طلاق را جاری و دستور ثبت و اعلام آن به دفتر ثبت طلاق را صادر می‌کند.

ج) در صورتی که زوج به دفترخانه مراجعه ولی از اجرای صیغه‌ طلاق امتناع کند مطابق بند ب عمل خواهد شد.

مطابق ماده 10 قانون حمایت خانواده هر یک از طرفین عقد بدون تحصیل گواهی عدم امکان سازش مبادرت به طلاق نماید به حبس جنحه‌ای از 6 ماه تا 1 سال محکوم خواهد شد، همین مجازات مقرر است برای سر دفتری که طلاق را ثبت نماید.

طلاق که بدون تحصیل گواهی عدم امکان سازش و با رعایت مقررات قانون مدنی و احکام شرعی صورت گرفته باشد صحیح است و دارای هیچ‌گونه ضمانت اجرای مدنی نیست.

هرگاه زن بخواهد مطابق مقررات قانون مدنی از شوهر خود طلاق بگیرد نیاز به حکم دادگاه دارد و این یک حکم تأسیسی است که وضعیت حقوقی جدیدی ایجاد می‌کند در حالی که گواهی عدم امکان سازش که به نفع شوهر صادر می‌شود یک تصمیم اعلامی و حاکی از احراز عدم سازش است که به شوهر حق می‌دهد به دفتر طلاق مراجعه و زن خود را طلاق دهد.

در مواردی که زن درخواست طلاق می‌کند دادگاه باید حکم طلاق را  که متضمن الزام شوهر به آن است صادر کند نه گواهی عدم امکان سازش که اجبار و الزام از آن استنباط نمی‌شود.

برای صدور گواهی عدم امکان سازش باید گواهی کتبی سلامت روانی زوجین در صورت مشکوک بودن وضع روحی آنان به دادگاه ارائه گردد.(تبصره 2 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق).

ولی یا قیم مجنون دائمی می‌تواند به نمایندگی از او درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش برای طلاق از دادگاه نماید.

ولی یا قیم طفل یا سفیه نمی‌تواند درخواست گواهی عدم امکان سازش برای طلاق نماید زیرا طلاق امری شخصی است و اقدام به آن به تصمیم خود شخص بستگی دارد.

2- داوری در طلاق

فرق داوری با دادرسی این است که داور اصولا به‌وسیله اصحاب دعوا انتخاب می‌شود در حالی که دادرس به‌وسیله مقامات عمومی منصوب می‌گردد به علاوه اینکه داور دارای سمت قضایی و مکلف به رعایت تشریفات آیین دادرسی نیست.

مطابق تبصره 2 ماده 3 لایحه قانونی دادگاه مدنی خاص در مواردی که شوهر به استناد ماده 1133 ق.م تقاضای طلاق می‌کند دادگاه بدواً موضوع را به داوری ارجاع می‌کند و در صورتی که بین زوجین سازش حاصل نشود اجازه طلاق را به زوج خواهد داد.

رضای زوجین به داوری و تأیید داوران از طرف آنان شرط نیست.

می‌توان داور را از غیر خانواده زن و شوهر تعیین کرد؛ زیرا غرض سازش زن و شوهر است و از این لحاظ فرقی بین عضو خانواده و بیگانه نیست.

داوران می‌توانند رأی را به جمع (ادامه‌ زندگی زناشویی) بدهند نه تفریق (طلاق) مگر اینکه از زن در بذل و از شوهر در طلاق در صورتی که به صورت خلع باشد اذن بگیرند.

پس از صدور قرار ارجاع امر به داوری، هر یک از زوجین مکلفند ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ تصمیم دادگاه، یک نفر از اقارب خود را که واجد شرایط باشد به عنوان داور معرفی کنند و اگر در بین اقارب فرد واجد شرایط نباشد یا چنین فردی از پذیرش داوری استنکاف نماید یا به او دسترسی نباشد، هریک از زوجین حق دارند داور خود را از بین سایر افراد واجد شرایط انتخاب نمایند.

اگر زوجین یا یکی از آن‌ها از انتخاب داور امتناع نماید یا توانایی معرفی داور را نداشته باشند دادگاه رأسا مبادرت به تعیین داور یا داوران از بین افراد واجد شرایط خواهد کرد.

داوران باید از بین کسانی انتخاب شوند که:

1- عاقل و بالغ و مسلمان و متأهل و مورد اعتماد باشند.

2- آشنایی نسبی به مسائل شرعی، خانوادگی و اجتماعی داشته باشند.

3- اشتهار به فسق و فساد نداشته باشد.

داوران منتخب یا منصوب مکلفند حداقل دو جلسه با حضور زوجین تشکیل دهند و سعی در رفع اختلاف نمایند.

در صورتی که رفع اختلاف به عمل نیامد یا یکی از زوجین از حضور در جلسه، خودداری نمود، داوران باید با حضور یکی از آنان یا حتی بدون حضور زوجین، نسبت به مواد و اختلاف رسیدگی و نظر خود را بر امکان یا عدم امکان سازش در مهلت مقرر به دادگاه تسلیم نمایند.

اگر زن در مواردی که قانون اجازه داده است خواستار جدایی از شوهر خود باشد ارجاع امر به داوری لازم است.

ارجاع به داوری اختصاص به مورد طلاق ندارد بلکه در سایر موارد اختلاف و ناسازگاری بین زن و شوهر نیز ممکن است امر به داوری ارجاع شود.

3- تشریفات اجرای صیغه

طلاق باید به صیغه طلاق واقع شود. منظور از صیغه طلاق به‌کاربردن الفاظی است که صریح در طلاق باشد.

در طلاق به کاربردن جمله عربی ضرورت ندارد بلکه هر لفظی که به صراحت دلالت بر طلاق نماید کفایت می‌کند.

طلاق باید در حضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد در غیر این صورت طلاق باطل است.

صیغه طلاق اگرچه تکرار شود مفید یک طلاق است و شخص نمی‌تواند در یک جلسه زنش را دو یا سه طلاقه کند.

بنابراین هرگاه مرد به زنش بگوید «سه طلاقه‌ات کردم» یک طلاق بیشتر محقق نخواهد شد.

4- ثبت طلاق

پس از اینکه طلاق اجرا شد باید در دفتر رسمی طلاق به ثبت برسد و مراتب در شناسنامه زن و مرد قید شود.

ثبت طلاق از شرایط صحت و تحقق طلاق نیست و بدون ثبت نیز در صورتی که شرایط مقرر در قانون مدنی رعایت شده باشد طلاق تحقق می‌یابد.

اجرای صیغه‌ طلاق و ثبت آن در دفتر رسمی منوط به پرداخت حقوق شرعی و قانونی زوجه از قبیل مهریه و نفقه گذشته و عندالاقتضاء نفقه زمان عده و غیره را نقدا به زوجه بپردازد مگر در موارد ذیل:

1- معافیت شوهر از پرداخت فدیه در طلاق خلع و مبارات.

اگر طلاق به صورت خلع و مبارات واقع شده و زوجه به علت کراهت از شوهر یا کراهت طرفین از یکدیگر حاضر گردیده است در قبال مالی که به زوج می‌پردازد، طلاق بگیرد و زوج با قبول فدیه زن خود را طلاق داده باشد، شوهر در حد آنچه به او بذل شده چیزی به زن خود نمی‌پردازد.

2- معافیت شوهر از پرداخت حقوق قانونی و شرعی یا پرداخت به صورت نقد در صورت رضایت زوجه.

3- معافیت شوهر در صورت صدور حکم قطعی اعسار.

اگر مرد اعسار خود را در دادگاه ثابت کند و حکم قطعی اعسار صادر شود، وی از پرداخت فوری حقوق شرعی و قانونی زوجه معاف می‌گردد.

تلخیص از محتصر حقوق خانواده دکتر اسدالله امامی و دکتر سیدحسین صفایی

یکشنبه, 07 آبان 1396 ساعت 10:18
علل بیماری عروق کرونر قلب

از سن ۶۰ سالگی به بعد احتمال ابتلای خانم‌ها و آقایان به بیماری عروق کرونر قلب یکسان می‌شود. برخی از بیماری عروق کرونر قلب شایع مانند دیابت (مرض قند) با بالا بودن میزان کلسترول خون بدون توجه به رژیم غذایی ارتباط دارند. انجام ندادن تمرینات منظم ورزشی، پرفشاری خون و داشتن اضافه وزن و به‌ویژه چاقی شکمی احتمال ایجاد سختی سرخرگی و بیماری عروق کرونر قلب را افزایش می‌دهند. مصرف داروهای دارای استروژن در سنین بعد از یائسگی موجب کاهش احتمال ایجاد تصلّب شرایین در خانم‌ها می‌شود. توصیه می‌شود پس از ۲۰ سالگی هر ۵ سال یک‌بار مقدار کلسترول خون برای پیشگیری از بیماری عروق کرونر قلب اندازه‌گیری شود.

تشخیص بیماری عروق کرونر قلب

میزان جریان خون در رگ‌های مبتلا به تصلّب شرایین و بیماری عروق کرونر قلب را با سونوگرافی داپلر یا آنژیوگرافی بررسی می‌کنند. آنژیوگرافی یا اسکن رادیونوکلئید می‌توانند میزان خون‌رسانی به قلب را تعیین کنند. با انجام تست ورزش می‌توان چگونگی عملکرد قلب و خون‌رسانی به آن را در هنگام فعالیت بدنی تعیین کرد.

پیشگیری از بیماری عروق کرونر قلب

برای پیشگیری از بیماری عروق کرونر قلب و تصلّب شرایین باید به وسیله رعایت غذایی و انجام ورزش منظم، نکشیدن سیگار و کاهش کلسترول خون مبادرت به این کار کرد. ممکن است پزشک با تجویز آسپیرین احتمال ایجاد لخته خون در سرخرگ آسیب دیده را کاهش دهد. در صورت وجود عوارض شدید بیماری عروق کرونر قلب‌، سرخرگ کرونر ممکن است آنژیوپلاستی کرونر و بای پَس عروق مزبور (قرار دادن رگ قسمت دیگری از بدن به جای عروق دچار انسداد) انجام شود. احتمال آسیب‌دیدگی سرخرگ‌ها، قلب و کلیه‌ها با پرفشاری خون (فشار خون بالا) و مدت زمان این پرفشاری بیشتر می‌شود. در سرخرگ‌های آسیب دیده، احتمال تنگ شدن در اثر سختی سرخرگ افزایش می‌یابد. رسوب چربی در دیواره رگ‌های مبتلا به سختی، موجب تنگ شدن آن‌ها و در نتیجه کاهش جریان خون در آن‌ها می‌شود. بیماری عروق کرونر قلب و تصلّب شرایین در رگ‌های کرونر قلب می‌تواند سرانجام منجر به آنژین صدری (درد قفسه سینه) یا سکته قلبی شود. تعداد موارد مرگ‌های ناشی از بیماری عروق کرونر قلب از اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی به‌تدریج کاهش یافت و به نصف رسید. علت این امر آموزش بهداشت و معرفی عوامل خطر و روی کار آمدن داروهای جدید بوده است. با این حال هنوز در برخی نقاط جهان، به‌ویژه کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه، مرگ و میر ناشی از بیماری عروق کرونر قلب افزایش پیدا کرده است.

منبع: iranheart.ir - دکتر حسین نوید

یکشنبه, 07 آبان 1396 ساعت 10:12
تشخیص

عکس‌برداری از قفسه سینه: می‌تواند نشانگر کاردیومگالی (بزرگی قلب) و نیز احتقان ریوی باشد. در تشخیص افتراقی علل تنگی نفس کمک‌کننده است.

نوار قلب: ECG می‌تواند کاردیومگالی (بزرگی) یا هیپرتروفی قلب (افزایش ضخامت دیواره)، اختلالات ریتم قلب (آریتمی‌ها) و… را نشان دهد. همچنین در صورت انسداد عروقی شدید یا سکته‌های قلبی که یکی از علل کاردیومیوپاتی‌ها است را نشان دهد ولی می‌تواند نرمال نیز باشد.

اکو کاردیو گرافی: با نمایش ساختمان قلب از جمله اندازه حفرات و نیز عملکرد قلب مانند برون ده قلبی EF روش اصلی تشخیص الیه کاردیومیوپاتی‌ها است.

تست ورزش: برای یافتن علل ایسکمیک کاردیومیوپاتی‌ها استفاده می‌شود. گاهی برای تعیین فانکشن کلاس بیمار انجام می‌شود.

کاتتراسیون و بیوپسی (نمونه برداری): گاهی برای تشخیص دقیق علت بیماری نیاز به نمونه بیوپسی بافت دیواره قلب داریم یا برای تعیین دقیق عوارض بیماری کاردیومیوپاتی نیاز به تعیین فشار‌های درون حفرات قلبی هست. در این روش، یک کاتتر را از طریق رگ فمورال در کشاله ران یا رادیال در مچ دست به قلب می رسانند و در آن‌جا یک نمونه کوچک از قلب بیمار را برای بررسی پاتولوژی می‌گیرند، یا فشار داخل حفره‌های قلب اندازه‌گیری می‌شود، و یا آنژیو گرافی قلب انجام می‌دهند تا مطمئن شوند انسدادی عروق کرونر قلب عامل کاردیومیوپاتی‌ها نیست.

درمان

درمان این بیماری بسته به نوع کاردیومیوپاتی و نیز علت اولیه آن متفاوت است. اصول کلی درمان شامل انواع داروهای مورد استفاده در نارسایی قلب، کاشت وسایل کمکی قلب مثل CRT یا تعبیه قلب مصنوعی و نهایتاً در موارد انتهایی بیماری، پیوند قلب است.

اهداف درمان در کاردیومیوپاتی عبارتند از:

- کاهش علائم بیماری

- کاهش سرعت پیشرفت بیماری

- کنترل و کاهش عوارض بیماری

- افزایش طول عمر

تمامی انواع کاردیو‌میوپاتی باید رژیم غذایی با محدودیت نمک و مایعات داشته باشند. حتما وزن خود را در محدوده نرمال حفظ و اضافه وزن خود را کنترل کنند. برنامه ورزشی منظم و سبکی توصیه می شود.

سایر بیماری‌ها و عوامل خطر بیماری‌های قلبی عروقی مثل فشار خون، دیابت (بیماری قند خون) و هیپرلیپیدمی (کلسترول بالا) را کنترل کنند.

درمان‌های اختصاصی و پیش آگهی بیماری براساس این‌که هر فرد به کدام نوع از کاردیو‌میوپاتی مبتلا است، متفاوت است.

از انواع داروهای مورد استفاده در نارسایی قلب، به‌طور خلاصه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

مهار‌کننده‌های آنزیم تبدیل‌کننده آنژیوتانسین مانند کاپتو پریل یا انلاپریل یا داروهای بلوک کننده گیرنده آنژیوتانسین مثل لوزارتان یا والزارتان و…: می‌توانند عملکرد قلب را بهبود بخشیده از پیشرفت بیماری جلوگیری کنند (کاهش علائم کاردیومیوپاتی، کاهش پیشرفت کاردیومیوپاتی و کاهش عوارض کاردیومیوپاتی).

داروهای رده بتا‌بلوکرها مانند کارودیلول یا متورال که می‌توانند عملکرد قلب را بهبود بخشیده از پیشرفت بیماری جلوگیری کرده و نیز خطر مرگ ناگهانی به‌علت آریتمی را در بیماران کاردیو‌میوپاتی کاهش دهند (کاهش علائم کاردیومیوپاتی، کاهش پیشرفت کاردیومیوپاتی، کاهش عوارض کاردیومیوپاتی).

دیورتیک‌ها (مدرها=ادرار آورها) مانند فورزاماید (لازیکس) می‌تواند از تجمع مایع جلوگیری کند (کاهش علائم احتقانی کاردیومیوپاتی).

دیگوکسین: موجب افزایش قدرت انقباضی میوکارد قلبی می‌شود و فقط در برخی انواع و برخی بیماران کاربرد دارد (کاهش علائم نارسایی در کاردیومیوپاتی).

اسپیرونولاکتون: موجب کاهش سرعت پیشرفت بیماری و فیبروز قلبی می‌شود (کاهش پیشرفت کاردیومیوپاتی).

یکی دیگر از راه‌های درمان برای بعضی افراد، با تاخیر انقباض بین دو بطن راست و چپ که به درمان‌های دارویی جواب نمی‌دهند گذاشتن دستگاه مخصوص ضربان سازسه حفره‌ای (CRT) می‌باشد که انقباضات بین بطن‌های چپ و راست را همزمان و هماهنگ می‌کند.

در افرادی که ممکن است در خطر آریتمی‌های خطرناک بطنی باشند، دارو درمانی یا دستگاه قابل کاشت دیفیبریلاتور قلب (ICD) می‌تواند از انتخاب‌ها باشد. ICD‌ها که به اندازه یک قوطی کبریت هستند که در زیر کتف کاشته می‌شود و برای مانیتور کردن دائمی ضربان قلب و دادن شوک‌های الکتریکی در زمان بروز آریتمی‌های بطنی کشنده کاربرد دارند. تلفیق ICD با CRT یا پیس میکر می‌توانند همزمان به عنوان ضربان ساز یا هماهنگ کننده انفباض دو بطن کارآیی دوگانه داشته باشند.

در برخی موارد پیشرفته نوع کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک که ضخامت دیواره قلب افزایش شدید یافته است، احتمال دارد پزشک روش درمان تزریق الکل را برای بیمار پیشنهاد کند که در این روش غیر جراحی، با استفاده از تزریق الکل برای نکروز ماهیچه‌های هیپرتروفیه قلب رخ داده و به کاهش ضخامت دیواره قلب و بهبود جریان خون آئورت کمک می‌کند یا ممکن است با روش جراحی بخشی از دیواره کلفت شده ماهیچه‌ای قلب را که با جریان خون طبیعی تداخل دارد، بردارد. به این روش عمل جراحی میوتومی گفته می‌شود که این درمان باعث کاهش علائم و نیز کاهش احتمال آریتمی و مرگ ناگهانی در بیشتر بیماران می‌شود.

پیوند قلب

زمانی‌که کاردیومیوپاتی پیشرفت کرد به‌طوری که نتوان از طریق دارو علائم را کنترل و کاهش داد شاید پیوند قلب تنها راهکار باقی مانده باشد. به‌خاطر این‌که تعداد اهداکننده‌های قلب بسیار کم است، بیماران کاردیومیوپاتی باید مدت زمان طولانی در انتظار باشند تا در صورت یافتن دهنده پیوند، پیوند قلب شوند. در بعضی موارد، می‌توان با یک دستگاه مکانیکی قلب مصنوعی، تا زمان انتظار برای یافتن دهنده قلب حمایت کرد. این ابزار، به‌عنوان وسیله کمکی بطن شناخته شده و قادر خواهد بود از جریان خون برای مدت طولانی حمایت کند و ممکن است حتی زندگی در محیط خارج از بیمارستان را ممکن باشد. در برخی از افراد که کاندید مناسب پیوند قلب نیستند، این قلب مصنوعی ممکن است حمایت طولانی مدت ایجاد کند.

پیشگیری

در بیشتر موارد ایدئوپاتیک یا ژنتیکی، روش پیشگیری خاصی در دسترس نمی‌باشد. باید در صورت داشتن سابقه خانوادگی حتماً به پزشک متخصص قلب مراجعه کنید. در صورت اثبات کاردیومیوپاتی بدون علت (ائدیوپاتیک) باید سایر اعضای درجه اول (مثل برادر و خواهرها) نیز مورد بررسی قرار گیرند. زمانی که این بیماری به موقع تشخیص داده شود می‌توان از پیشرفت آن جلوگیری کرد. در بعضی موارد می‌توان با پیشگیری از مصرف مواد کاردیوتوکسیک (مانند سوء مصرف الکل یا کوکائین) که باعث نارسایی قلبی می‌شود پیشگیری به عمل آورد. کنترل کردن فشار خون بالا و نیز دیابت اهمیت بسیاری دارد که باعث عدم ابتلا به بسیاری از بیماری‌های قلبی از جمله نارسایی قلبی می‌شود.

منبع: سایت قلب

چهارشنبه, 03 آبان 1396 ساعت 08:57

صبحانه شروع سوخت و ساز بدن است و در طول روز در سوختن کالری بدن موثر است. همچنین صبحانه سالم انرژی شما را برای انجام کارها فراهم می‌کند و به تمرکز شما در محل کار و یا مدرسه کمک می‌کند. این فقط چند دلیل است که ثابت می‌کند مهمترین وعده غذایی روز بدون شک صبحانه سالم است.

بسیاری از مطالعات نشان می‌دهد که خوردن صبحانه برای سلامتی بدن، از جمله قدرت حافظه و تمرکز بهتر، میزان پایین LDL مضر کلسترول؛ و البته احتمال خطر ابتلا به دیابت، بیماری قلبی و اضافه وزن را کاهش می‌دهد.

بنابرین باید گفت که صبحانه سالم برای افرادی که به آن عادت کرده‌اند، سبک زندگی سالم را به دنبال خواهد داشت.

صبحانه سالم می‌تواند ریتم بدن شما را از حالت نخوردن به حالت آماده باش جهت دریافت مواد مغذی تنظیم کند. هنگامی که شما از خواب بیدار می‌شوید، بدن شما نیاز دارد تا قند خون را به عضلات و مغز جهت انجام کارها تامین نماید و صبحانه این کار را برای شما انجام خواهد داد.

اگر بدن شما این مواد را از غذا دریافت نكند، ممكن است انرژی شما از بین برود و احتمالا در طول روز بیشتر دچار مشكل خواهید شد.

صبحانه به شما این امکان را می‌دهد تا برخی از ویتامین‌ها و مواد مغذی از غذاهای سالم مانند لبنیات، دانه‌ها و میوه‌ها را دریافت کنید. در واقع در صورتی که صبحانه را حذف کنید به احتمال زیاد تمام مواد مغذی مورد نیاز بدن شما تامین نخواهد شد.

برخی مردم به بهانه اینکه عجله دارند، از وعده غذایی پیش از ظهر غافل می‌شوند که این اشتباه بزرگی است. زیرا اگر شما مواد مغذی مورد نیاز پیش از ظهر را دریافت نکنید، گرسنگی باعث می‌شود تا در وعده بعدی به جای مواد مغذی مرد نیاز، مواد چربی و قندی را دریافت کنید. بنابرین حتی اگر دیر از خواب برمی‌خیزید باز هم از خوردن صبحانه سالم و هرچند سبک، غافل نشوید.

صبحانه و وزن بدن 

بسیاری از تحقیقات نشان می‌دهند که افرادی که مرتب صبحانه می‌خورند دارای وزن متعادل‌تر و البته اندام بهتری هستند.

این مساله احتمالا به این دلیل است که خوردن غذاهای حاوی پروتئین و فیبر در صبح، به نحوی اشتهای شما را در انتخاب دیگر وعده‌های غذایی روز بررسی می‌کند. البته بایید توجه داشت که میزان و نوع صبحانه برای افرادی که رژیم غذایی دارند مهم است و نباید دقت داشت تا اثر عکس ندهد.

چرا کودکان به صبحانه نیاز دارند

گاهی اوقات کودکان نسبت به خوردن صبحانه مقاومت نشان می‌دهند که والدین باید مراقب این مساله باشند. زیرا برای کودکان خوردن این وعده غذایی جهت دریافت مواد مغذی ضروریست. کودکانی که صبحانه نمی‌خورند و در طول روز مخصوصا در مدرسه نیاز به تمرکز دارند، خیلی زودتر خسته می‌شوند. یکی از مطالعات اخیر نشان داده است که کودکانی که صبحانه می‌خورند نمرات و موفقیت‌های بیشتری در آزمون‌ها و امور درسی خود کسب می‌کنند؛ زیرا اکثر کودکان نمی‌توانند مواد مغذی و ویتامین مورد نیاز را از سایر وعده‌های غذایی دریافت کنند. همچنین این کودکان دارای شاخص bmi کمتری نسبت به سایر کودکانی هستند که به وعده صبح اعتنایی نمی‌کنند.

اهمیت سالم بودن صبحانه

در ارتباط با اهمیت صبحانه مطالب مختلفی بیان شد. اما یکی از مهمترین نکات این است که صبحانه علاوه بر جایگاهی که دارد، خود نیز باید سالم باشد.

صبحانه خوب و سالم باید ترکیبی از کربوهیدرات، پروتئین، چربی‌های سالم و فیبر را دارا باشد.

با توجه به این مواد مغذی پیشنهاد می‌شود که:

دانه غلات کامل، شیرهای کم چرب، میوه و یا به طور کلی ترکیبی که دارای مواد لبنی کم چرب، میوه و سبوس باشد می‌تواند برای وعده غذایی صبح بسیار ایده آل باشد.


منبع:

WebMD Medical Reference Reviewed by Kathleen M. Zelman, MPH, RD, LD on 3/, 016

ترجمه و برگردان: سید محمد حسین حکیم

شنبه, 15 مهر 1396 ساعت 06:20

خانواده به عنوان امن‌ترین حریم حیات انسانی کارکرد خود را از دست داده است. دیوارهای این حریم به روی هم باز شده است. عصری که به نام عصر ارتباطات نام گرفت تأثیر خود را بر این چهاردیواری گذاشت و آن را از اختیاری بودن محض بیرون آورد. امواج رادیو و تلوزیون و این اواخر، ماهواره و تلوزیون کابلی، اینترنت و... به خانه‌های خانواده‌های گرم و صمیمی سرازیر شد و آن‌ها را با انواع مختلف سلیقه‌ها، فرهنگ‌ها و هنجارها در قالب برنامه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آشنا کرد.

خانواده جدید ابعاد وسیعی یافته است. افراد خانواده عادت کرده‌اند که با تاریکی هوا در خانه جمع شوند و به رادیو یا تلوزیون و اخیرا نیز به فضاهای مجازی توجه کنند. این روند نیز روز به روز به سمت فردی شدن سوق پیدا کرده است به طوری که افراد خانواده با موبایل، کامپیوتر، اینترنت، روزنامه و... به صورت فردی، سر خود را گرم می‌کنند.

خانواده با وجود داشتن ویژگی‌های مختص خود که برای سلامت جسم و روح انسان‌ها در تمامی جوامع مفید بوده است در معرض تهدیدهای بسیاری است و تجربه نشان داده است که تمدن‌هایی که به خانواده اهمیت نداده‌اند و بحران ایجاد شده در خانواده‌ها را به جامعه منتقل کرده‌اند، دچار بحران تمدنی شده‌اند.

خانواده نیز مانند سایر پدیده‌های اجتماعی، دائما در حال تغییر است. خانواده ایرانی نیز از این حیث مستثنی نیست و بعد خانواده در سال‌های اخیر به دلیل کاهش موالید رو به کاهش است. در چشم‌انداز 20 ساله، ایران با ساختار جدیدی از خانواده رو به رو شد اما اکنون خانواده ایرانی در حال سپری کردن دوره‌گذار یا انتقالی است.

زنان در این دوره، به دنبال اشتغال در خارج از خانه هستند، مردان که نان‌آوران خانه بودند نقششان کم رنگ‌تر می‌شود، فرزندان کمتر از حرف والدین تبعیت می‌کنند، فرزند سالاری به جای پدر یا مادر سالاری حاکم است، خانواده‌ها سعی می‌کنند امکانات لازم را برای تحصیلات فرزندانشان فراهم کنند. در گذشته به خاطر اینکه میزان دانش و ارتباطات افراد کم بود، والدین با فرزندانشان تفاوتی نداشتند. اما در حال حاضر خیلی از بچه‌ها به خاطر دسترسی به تکنولوژی، خانواده خود را قبول ندارند.

مسائل اقتصادی در به وجود آمدن خانواده‌های کنونی در ایران بسیار تأثیرگذار است. افزایش تورم از یک سو و مصرف‌گرایی نسل جدید، جوانان را با خانواده‌ها وارد جدال کرده است. این جدال یا جوانان را دچار سرخوردگی می‌کند یا آن‌ها را به سمت بی‌بند و باری‌های موجود در جامعه می‌کشاند.

دلیل این زیاده خواهی‌های جوانان آموزه‌ها و الگوهای دور از دسترس ارائه شده در فیلم‌های تلوزیون و سینما است. خانواده‌ها نیز می‌دانند چگونه رفتار کنند. اگر خانواده‌ای در مرحله گذار، نسبت به آموزش فرزندان غفلتی انجام دهد از عهده مسائل عاطفی آن‌ها بر نخواهد آمد و در نتیجه به خود و فرزندانش آسیب می‌رساند.

جامعه ایران نیز دچار بحران خانواده است. بسیاری از خانواده‌ها مهارت خروج از بحران را ندارند. این مسائل شکاف نسل‌ها را بیشتر و بیشتر می‌کند.

با ایجاد نوع جدیدی از خانواده در غرب، برخی از افراد به صورت همزیستی و بدون برگزاری مراسم رایج ازدواج، سال‌ها باهم زندگی می‌کنند. در این نوع از ارتباط، نحوه ظهور فرزند در خانواده زیاد مهم نیست. در واقع فرقی نمی‌کند که این فرزند، حاصل ازدواج قبلی مرد یا زن خانه است. این پدیده‌ گاه در شهرهای بزرگ و توده تحصیل‌کرده مشاهده شده است. مشکلات موجود بر سر راه ازدواج، باعث بروز این پدیده می‌شود تا افراد از این طریق هم نیازهای جنسی خود را ارضا کنند و هم تنهایی خود را پر کنند. این پدیده دلایل متعددی می‌تواند داشته باشد. فزونی دختران در معرض ازدواج نسبت به پسران یکی از دلایل آن است. همچنین در جامعه این تلقی برای پسران وجود دارد که وقتی دختری با شرایط حداقلی با او کنار می‌آید چرا باید به زیر بار هزینه‌های آنچنانی ازدواج رفت. در واقع بحث مهریه و نفقه در جامعه ما به دلیل دادگاهی شدن، مشکل ساز شده است.

پس از ازدواج دختر و پسر به یک دوره تطبیق و سازگاری جدید نیاز دارند تا بتوانند در مقابل بحران‌هایی که گریبان‌گیر آنان می‌شود مقاومت و راه حل مناسب را پیدا کنند. بحران‌هایی که پس از ازدواج گریبان‌گیر زوج‌ها می‌شود بدین گونه فهرست شده‌اند:

- تطبیق با شرایط زندگی متأهلی و جدید و مستقل شدن و جدایی نسبی از خانواده پدری.

- بحران دوران بارداری و تولد کودک.

- بحران زمانی که کودک شروع به گفتن کلمات قابل فهم می‌کند.

- بحران بعدی وقتی است که کودک با دنیای خارج از خانه ارتباط برقرار می‌کند.

- بحران دیگر زمانی به وجود می‌آید که کودک به دوره نوجوانی قدم می‌گذارد.

- وقتی که فرزند بالغ در جستجوی استقلال، آماده قبول برخی مسئولیت‌هاست و مایل است روی پای خود بایستد، بحران دیگری محسوب می‌شود.

- یک بحران وقتی سر می‌رسد که جوان، همسر اختیار می‌کند و بستگان همسرش عناصری خارجی هستند که ‌باید در خانواده پذیرفته شوند.

- ورود به مرحله میانسالی و ظهور دوره یائسگی در زنان، بحران قابل توجه دیگری است که گریبان‌گیر خانواده‌ها است.

- و دیگری، به احساس از دست دادن توانایی جنسی مردان مربوط می‌شود.

- و بحران آخر، دوره پدربزرگی یا مادربزرگی است با تمام امتیازها، دام‌ها و تله‌ها.

خانواده تنها گروه اجتماعی است که در یک محیط کوچک و در یک مدت کوتاه این همه تغییرات متفاوت را تحمل می‌کند. هرگاه سه یا چهار بحران به طور همزمان در خانواده‌ای رخ دهد، زندگی احتمالا بیش از حد معمول سخت و ناراحت‌کننده می‌شود. همین امر زمینه‌ای مستعد برای پیدایش فاصله بین دو نسل و اختلافات زناشویی است. اما اگر بفهمیم که چه می‌گذرد، می‌توانیم کمی راحت‌تر باشیم و برای تغییر وضع روش بهتری را پیش بگیریم. این فشارها طبیعی و بهنجار هستند که غالبا قابل پیش‌بینی است، پس اشتباه نکنیم و آن‌ها را ناهنجار ندانیم. همه این‌ها جنبه مثبت هم دارند. تغییر و تفاوت، عوامل دائمی و بهنجار و سالمی هستند که در هر خانواده وجود دارند. اگر افراد خانواده خود را برای تغییر و تفاوت آماده نکرده باشند، در خطر فرو افتادن قرار دارند. آشنایی با شبکه خانوادگی موجب می‌شود که فشارها و نقش‌های خانواده سبک‌تر شوند. پس لازم است بدانیم:

- هر عضو خانواده باید جایی برای خود داشته باشد. برای هر خانواده و اعضای آن اهمیت دارد که جای هر فرد کاملا شناخته شده، پذیرفته شده و مفهوم باشد.

- هر عضو با عضو دیگر خانواده مرتبط است و باید این ارتباط کاملا درک شود.

- هر عضو خانواده بر دیگران اثر می‌گذارد و از آنان نیز اثر می‌پذیرد.

- هر عضو خانواده به سبب روابط بسیاری که با دیگران دارد، بالقوه کانون بسیاری از نقش‌هاست. این وضع طبیعی است؛ آنچه که اهمیت دارد چگونگی اجتناب از کشش نیست بلکه مهم است که چگونه می‌توان با کشش موجود به راحتی کنار آمد.

- از آنجایی که خانواده در بستر زمان گسترش می‌یابد، همواره وضع حاضر برگذشته‌ بنا می‌شود. در نتیجه برای پی بردن به آنچه در حال حاضر می‌گذرد، احتیاج به چشم انداز از گذشته است. نگاه به گذشته، زمان حال را روشن خواهد کرد.

الگوی سازگاری خانواده با بحران

یکی از منابع مهم که می‌تواند در خانواده تولید استرس کند به وجود آمدن بحران است. در چنین موقعیتی سازگاری با بحران در اولویت کارها قرار می‌گیرد. برای رسیدن به چنین سازگاری رعایت مراحل زیر به ترتیب لازم است.

1. تعریف و پذیرش: شروع بحران و آگاهی روز افزون از بروز آن و واکنش آغازی ممکن است شامل ناباوری باشد. اعضای خانواده ممکن است از یک موقعیت واحد تعریف‌های متعددی ارائه دهند. آنچه که برای یکی بحران مهم به شمار می‌آید امکان دارد برای دیگری مهم نباشد. مانند اختلاف بین زوج جوانی که یکی از آن‌ها ممکن است به جدا شدن و طلاق فکر کند و دیگری معتقد باشد که مشکلی مطرح نیست و اختلاف موجود، جزئی است. بنابراین اولین قدم ارائه تعریفی از مشکل و پذیرش تدریجی وجود بحران است. تأثیر بحران به عواملی از قبیل ماهیت رویداد آشکارساز، درک شناختی و تغییر آن، میزان مشقت و استرس حاصل از بحران و منابع موجود در راه دسترسی به اداره مشکل بستگی دارد.

2. دوره فروپاشی بحران: شک و ناباوری آغازین، ممکن است به طور کلی، روشن اندیشی و عملکرد فرد را ناممکن سازد و این عبارت را فرد بیان کند که «سر در گم شده‌ام». در طی دوره فروپاشی ممکن است در عملکرد عادی خانواده وقفه ایجاد کند. لذا حالت خلقی، ناپایدار می‌شود، وفاداری به محک گذاشته می‌شود، تنش فضا را پر می‌کند. اصطکاک افزایش می‌یابد و روحیه خانواده افت می‌کند. با بروز چنین تغییراتی احتمال بروز فرزند آزاری و همسر آزاری در دوره فروپاشی بیشتر از هر زمان دیگر می‌شود.

3. تجدید سازمان: دوره تجدید سازمان تدریجی است که در طی آن اعضای خانواده سعی می‌کنند گام‌هایی در جهت ترمیم موفقیت بردارند. چنانچه بحران مالی گریبان‌گیر شود، اعضای خانواده ممکن است به استقراض، فروش اموال یا برداشت از پس انداز اقدام کنند. برخی از اعضا به کارهای موقت گرایش پیدا می‌کنند تا بتوانند به خروج از بحران کمک کرده باشند. چنانچه این بحران ادامه یابد، موجودیِ منابع کم‌کم به اتمام می‌رسد و خانواه به ناچار باید به فکر فروش لوازم، خانه و یا نقل مکان به محل دیگری باشد.

هنگامی که بحران به انتها می‌رسد، اوضاع کم‌کم بهتر می‌شود و خانواده منابع فیزیکی و هیجانی خود را از نو جبران می‌کند و در سطحی تازه تجدید سازمان شروع می‌شود هر چند ممکن است این سطح تازه به اندازه سطح قبلی ارضا کننده نباشد.

منبع: دکتر اکبری، ابوالقاسم (1393). دانش خانواده و جمعیت. انتشارات رشد و توسعه. ص 151-170.

شنبه, 15 مهر 1396 ساعت 06:15

تعالی خانواده یکی از دغدغه‌هایی است که در عرصه فرهنگی و اجتماعی کشور مد نظر است و تحقق آن بدون توجه به رهنمودهای قرآن کریم میسر نیست.

خداوند متعال در قرآن از خانواده به «بیت» نام برده و تعالی آن را منوط به وجود سکینه و آرامش، ذکر، محبت، امنیت، هدایت، تجلی نور الهی و... دانسته است.

اتکا به معنویت به منزله داربست وجودی، آدمی را در برابر روزمرگی و درون تهی شدن، محافظت نموده و معنای خاصی به زندگی می‌بخشد. هویت نیز در بستر معنویت رشد می‌یابد.

خانواده‌ای که به نیازهای همه جانبه اعضای خود درگستره حیات توجه داشته و سعی می‌کند به انتظارها و نیازهای زوجین، پدر و مادر و فرزندان به شیوه‌های درست پاسخ دهد، خانواده‌ای متعالی است. خانواده متعالی و سالم، خانواده‌ای است که در اندیشه پرورش انسان‌های رشید است و انسان‌های رشید، کسانی هستند که به رشد همه جانبه نایل شده‌اند. بدیهی است نایل شدن به رشد همه جانبه نیازمند آموختن برای زیستن و آموزش همه جانبه است.

خانواده متعالی، نوعی خانواده مطلوب است که بر پایه ارزش‌ها، موازین و هنجارهای انسانی و دینی بنا نهاده شده است. برای برخوردار شدن از خانواده‌ای متعالی، زنان، شوهران، پدران و مادران در گستره حیات و در چرخه رشد، لازم است با نیازها و انتظارهای دیگران و فرزندان آشنا باشند.

تعریف تعالی در فرهنگ واژگان فارسی با مفاهیمی همچون بلند شدن، بر شدن، بلند گردیدن، بلندی و برتری آمده است.

شولتز و شولتز(Schultz) معتقدند که تعالی به نیاز فرارفتن از حالت منفعل حیوانی اشاره دارد، حالتی که به خاطر توانایی عقل، منطق و قدرت تخیل ما نمی‌تواند ارضا کننده باشد. ما نیاز داریم آدم‌های خلاق و ثمر بخش شویم. ما در جریان آفرینش، خواه آفرینش زندگی باشد (مانند بزرگ کردن فرزندان) یا اشیاء مادی، هنر یا عقاید، از حالت حیوانی فراتر رفته و به حالت آزادی هدفمند وارد می‌شویم.

خانواده متعالی، متکامل، بالنده و خود شکوفا همگی دارای یک معنی و مفهوم هستند. این الگو عالی‌ترین الگوی زندگی در میان سایر الگوهاست. از ویژگی‌های این نوع خانواده می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

- در این نوع خانواده، ضمن بررسی مشکلات و تلاش برای حل آن‌ها، ظرفیت‌ها و استعدادهای افراد تا مرز خودشکوفایی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

- درخانواده متعالی، توجه افراد غالبا معطوف به آینده است و در آینده زندگی می‌کنند و به هدفی نیاز دارند که توجه آنان را به آینده معطوف سازد.

- در این نوع خانواده افراد از هویتی پر معنا، روشن و منسجم برخوردارند.

- افراد در خانواده متعالی نه تنها به رشد و پیشرفت خویش، بلکه به اعتلای جمعی اعضای خانواده می‌اندیشند و برای تحقق آن طرح و اندیشه‌ای جدی ارائه می‌دهند.

- در این خانواده کار و مسئولیت به زندگی معنی و دوام می‌بخشد.

- تعقیب هیچگاه پایان نمی‌یابد. اگر هدفی را باید کنار گذاشت، باید بی‌درنگ انگیزه نوینی آفرید.

- تلاش افراد در خانواده متعالی برای کسب و دستیابی به تجرد بالایی است. همکاری و اشتراک مساعی دیگران، تحقق این هدف را تسهیل می‌نماید.

- در این خانواده، تفسیر رویدادهای زندگی خوش‌بینانه است. هر شکست، یک تجربه و فرصتی برای ارزیابی موقعیت در نیل به پیروزی تلقی می‌شود.

رشد و تعالی خانواده

زندگانی بدون رشد ملال آور و یک‌نواختی حاکم بر آن دردسر آفرین است. بندورا(Bandura) معتقد است که رفتار و شخصیت آدمی اکتسابی است یعنی بر اثر یادگیری شکل می‌گیرد. وی بر الگوی یادگیری مشاهده‌ای تأکید داشت و عنوان می‌کند که یادگیری‌های پیچیده انسان غالبا از طریق مشاهده مستقیم رفتار دیگران مانند والدین، همسالان، معلمان و صحنه‌های فیلم و کارتون شکل می‌گیرد. از نظر وی انسان موجودی اجتماعی است که اجتماعی شدن فرد از آنجا شروع می‌شود.

از جمله عواملی که موجب رشد و تعالی خانواده است، افزایش سطوح تحصیلی اعضای خانواده است، تحصیلات زوجین از اهمیت زیادی برخوردار است، لذا زن و شوهری که بعد از ازدواج به رشد علمی بیشتری دست یافته باشند، بر میزان رضایت آن‌ها از یکدیگر افزوده می‌شود. مطالعه کردن نیز بر میزان آگاهی‌های زوجین می‌افزاید و آن‌‌ها همواره با نوآوری و تحولات علمی و فناوری آشنا شده، پیوسته حیات نوینی را تجربه می‌کنند.

نتیجه اینکه خانواه به عنوان اولین کانون در تعامل با سایر عوامل چون محیط و خصوصیات فردی در شکل‌گیری شخصیت فرد نقش بسزایی دارد. خانواده سالم و رشد یافته با تربیت فرزندانی صالح ضامن سلامت و سعادت جامعه است. بنابراین برای رشد و تعالی جامعه باید به رشد و اعتلای خانواده اندیشید و برای آن برنامه داشت.

از دیگر عواملی که موجب تحول در محیط خانواده می‌شود رفتن به خانه اقوام و بستگان است که از آن می‌توان به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد تنوع در محیط خانه بهره جست. حسن دیگر صله رحم آن است که سلامت جسمانی و روانی را تأمین می‌کند.

اقوام و بستگان هنگامی که با هم می‌نشینند، شور و نشاط پیدا می‌کنند، چون غم دل را با یکدیگر باز می‌گویند، به پالایش روانی دست می‌یابند و به آرامش نایل می‌گردند، آن‌گاه که به یکدیگر امید می‌دهند، خوشبختی و سلامت روانی برای یکدیگر به ارمغان می‌آورند و چون سلامت روانی آنان تأمین می‌گردد، سلامت جسمی آن‌ها نیز تضمین می‌شود و احتمال بروز بیماری در آنان کاهش می‌یابد. همچنین وقتی به اختلاط می‌پردازند و تجربه‌های یکدیگر را بازگو می‌کنند، می‌توانند بر پیشرفت یکدیگر شریک باشند که خود بخشی از سلامت روانشان را تأمین خواهد کرد.

ستیر(Satir) یکی از عواملی را که خانواده آشفته را به خانواده بالنده تبدیل می‌کند، «پیوند با اجتماع» می‌نامد و معتقد است که خانواده‌های آشفته فاقد چنین ارتباط و پیوندی‌اند، اما خانواده بالنده دارای چنین پیوندهایی است. لذا درمانگران خانواده برای تبدیل خانواده آشفته به خانواده بالنده باید زمینه برقراری ارتباط خانواده را با اقوام و فامیل پدید آورند.

منبع: دکتر اکبری، ابوالقاسم (1393). دانش خانواده و جمعیت. انتشارات رشد و توسعه. ص 97-100.

چهارشنبه, 29 شهریور 1396 ساعت 10:02

اکثر متخصصان توصیه می‌کنند که تا 50 سالگی که سن متوسط یائسگی است، این بیماران تحت درمان دارویی با استروژن و پروژسترون قرار گیرند. همیشه نارسایی زودرس تخمدان موجب ناباروری نمی‌شود، بلکه یائسگی تخمدان موجب توقف کامل یا متناوب هورمون‌های استروژن، پروژسترون و تستوسترون می‌شود که این امر موجب ناباروری در افراد را به همراه دارد اما مواردی از باروری در زنان مبتلا به این بیماری نیز گزارش شده است.

نارسایی زودرس تخمدان به وضعیتی گفته می‌شود که فعالیت طبیعی تخمدان‌ها قبل از ۴۰ سالگی متوقف می‌شود. البته دیده شده که فعالیت تخمدان‌ها به طور کامل مختل نمی‌شود و قاعدگی کاملا متوقف نمی‌شود.

باید در نظر داشت که همیشه نارسایی زودرس تخمدان برابر با ناباروری نیست. ذخیره تخمدان در خانم‌هایی که به یائسگی تخمدان مبتلا هستند کاهش می‌یابد که این امر موجب توقف کامل یا موردی تخمک گذاری می‌شود. در عین حال تولید هورمون‌های استروژن، پروژسترون و تستوسترون نیز متوقف و یا فقط به طور متناوب صورت می‌پذیرد به دلیل این حوادث باروری در این افراد غیر محتمل می‌شود اما مواردی نیز از باروری گزارش شده است.

در اغلب موارد علت این موضوع مشخص نمی‌شود چرا که نارسایی زودرس تخمدان اتفاق می‌افتد اما اختلالات ژنتیکی و اختلالات خود ایمنی به عنوان علت این وضعیت مطرح شده‌اند و به همین دلیل ارزیابی چنین بیمارانی بسیار مهم است.

علت‌های ژنتیکی ممکن است ناشی از اختلالات ژنی فردی یا اختلالات کروموزومی باشد. سندرم ترنر، سندرم X شکننده و سایر اختلالات ژنتیکی - کروموزومی نمونه‌ای از اختلالات کروموزومی است که سبب یائسگی تخمدان می‌شود.

داروهای شیمی درمانی و رادیوتراپی از شایع‌ترین مواد توکسین است که موجب یائسگی تخمدان می‌شود.

به طور نادر بعضی از ویروس‌ها نیز می‌توانند به عنوان علت توکسیک دریائسگی تخمدان POI مطرح است.

علت‌های خودایمنی در بروز یائسگی تخمدان، نقش سیستم ایمنی در بدن و نابود کردن سلول‌های غیر طبیعی است. درصورت وجود بیماری خود ایمنی سیستم ایمنی بدن علیه سلول‌های طبیعی بدن فعالیت می‌کند و بسته به نوع سلول‌های درگیر شده علائم مختلفی تظاهر پیدا می‌کند.

بیماران مبتلا به یائسگی تخمدان POI باید قبل از تصمیم‌گیری برای باردار شدن به فکر سلامتی خود باشند. یکی از اهداف اصلی درمان POI جایگزینی هورمون استروژن است که توسط تخمدان باید به طور طبیعی ترشح می‌شد و اکنون متوقف شده است. استروژن نقش مهمی در سلامتی یک خانم دارد مثلا سیستم اسکلتی یک خانم برای سالم ماندن و مقاومت در برابر شکستگی به تحریک استروژن نیاز دارد. بدون استروژن، خانم‌های مبتلا به POI در معرض خطر پوکی استخوان قرار می‌گیرند.

شواهد متناقضی وجود دارد که کمبود استروژن قبل از یائسگی می‌تواند سبب خطر بیماری قلبی شود. همچنین علایم یائسگی مثل گرگرفتگی، تعریق شبانه و اختلالات خواب و خشکی واژن نیز برای بیمار آزار دهنده است و هدف از درمان با استروژن پیشگیری و یا کم کردن عوارض کمبود استروژن است.

در کنار استفاده از استروژن به منظور تکمیل درمان و جلوگیری از ایجاد سرطان رحم داروی هورمونی پروژسترونی نیز برای بیمار تجویز می‌شود. اکثر متخصصان اخیرا توصیه می‌کنند که تا سن ۵۰ سالگی که سن متوسط یائسگی است بیماران تحت درمان دارویی با استروژن و پروژسترون قرار گیرند.

خانم‌هایی که تحت درمان با استروژن و پروژسترون قرار می‌گیرند معمولا نگران بروز عوارض این داروها از جمله خطر حمله قلبی، سرطان پستان و... هستند. باید گفت مطالعاتی که بروز این خطرات را مطرح کرده‌اند در مورد زنان سنین ۶۰ تا ۷۰ بوده که به طور طبیعی یائسه شده‌اند. بنابراین نمی‌توان از نتایج آن مطالعات برای این بیماران استفاده کرد و حتی در مقابل مطالعات فوق، مطالعاتی انجام شده که توصیه کرده‌اند مصرف استروژن برای جلوگیری از بیماری‌های قلبی و پوکی استخوان ضروری است و اکثرا موافقند تا ۵۰ سالگی باید هورمون درمانی ادامه یابد.

منبع: دکتر سلام

چهارشنبه, 29 شهریور 1396 ساعت 09:55

یائسگی یکی از مراحل زندگی هر خانمی است که بعد از سال‌ها فعالیت سیستم تولید مثل اتفاق می‌افتد. از آن‌جا که یک زن طی سال‌ها تغییرات هورمونی، خونریزی‌های ماهانه، بارداری و شیردهی را تجربه کرده، تحمل تغییرات سال‌های یائسگی برایش کمی دشوار است اما توجه و رعایت برخی نکات، گذر از این مرحله را آسان خواهد کرد.

یائسگی عبارت است از کاهش و تخلیه ذخیره فولیکول (تخمک‌ها) که به قطع قاعدگی منجر می‌شود. به قطع قاعدگی به مدت 12 ماه یائسگی اطلاق می‌شود که با افزایش هورمون FSH همراه است و در 90 درصد زنان بین 45 تا 55 سالگی اتفاق می‌افتد و 10 درصد زیر 45 سالگی یائسه می‌شوند که به آن یائسگی زودرس می‌گویند.

عوامل موثر در سن یائسگی عبارت است از:

1. عوامل ژنتیکی (به عنوان مثال به طور معمول مادران و دختران در یک سن یائسه می‌شوند).

2. عوامل محیطی (مصرف سیگار، الکل، توده بدنی (چاقی. لاغری) مسائل اقتصادی و اجتماعی).

علائم یائسگی

1. افزایش FSH با کاهش استروژن و پروژسترون و هورمون‌های مردانه (تستوسترون) همراه است و لیکن به علت حذف هورمون‌های استروژن و پروژسترون به طور کلی بعد از یائسگی همان مقدار کم هورمون مردانه که از نسج بینابینی تخمدان ترشح می‌شود علائم مردانه ایجاد می‌کند که عبارت است از رشد موهای مردانه در صورت و کلفتی صدا که بعد از چند سال از یائسگی بروز می‌کند.

2. گر گرفتگی که ناشی از کاهش استروژن است. مشخصه آن گرمای شدید است که از سر و صورت شروع می‌شود و ممکن است به تمام بدن انتشار یابد و همزمان فرد دچار تپش قلب می‌شود و به دنبال آن تعریق می‌کند و سپس دچار لرز می‌شود؛ میزان تکرار این حالت در افراد متفاوت است. در مجموع این علایم در سال‌های اولیه یائسگی شدیدتر است و ظرف 3 تا 5 سال فروکش می‌کند. گر گرفتگی سبب برهم خوردن ریتم خواب می‌شود.

3. خشکی پوست بدن و مخاط مهبل که به نزدیکی‌های دردناک منجر می‌شود و ناشی از تولید نشدن هورمون استروژن است.

4. پوکی استخوان که در درازمدت اتفاق می‌افتد و در صورت درمان نشدن به از کار افتادگی و شکستگی حتی بدون ضربه منجر می‌شود.

5. مسائل روحی مثل احساس خستگی و کاهش انرژی، تحریک پذیری، افسردگی و اختلال در تمرکز.

مجموعه علایم یائسگی بعد از بارداری‌ها و شیردهی‌ها باعث کاهش توانایی و از کار افتادن زنان در سنین پایین می‌شود لذا درمان عوارض یائسگی ضروری است.

درمان

1. تجویز کلسیم و ویتامین D به طور مداوم تا آخر عمر.

2. درمان‌های هورمونی (استروژن و پروژسترون) یا استفاده از فیتواستروژن‌ها (مواد دارای استروژن‌های گیاهی مثل سویا) است که هنوز درباره مزایا و معایب آن اختلاف نظر وجود دارد.

3. برای خشکی مهبل استفاده از کرم‌های استروژن کونژوگه بسیار موثر است.

4. برای کنترل گر گرفتگی، استروژن درمانی و کلونیدین و متیل دواپاو بعضی داروهای ضد افسردگی با نظر پزشک توصیه می‌شود.

منبع: دکتر سلام

صفحه1 از41

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما