فقرزدایی

فقر از نظر ماركسيست‌

در نظر ماركسيست‌ها فقر از تناقض‌ ميان‌ ابزار توليد و روابط‌ توليد ناشي‌مشود؛ يعني‌ هرگاه‌ روابط‌ توليد، متناسب‌ با تكامل‌ ابزار توليد، تغيير نكند،مشكلات‌ اقتصادي‌ فراوان‌ مانند فقر پديد مي‌آيد. ماركس‌ درباره‌ي‌ پديده‌ي‌فقر در زمان‌ خود مي‌گويد: اگر مالكيت‌ خصوصي‌ حتّي‌ به‌ صورت‌ محدود وجود داشته‌ باشد،اين‌ مسئله‌ناگزير به‌ فقر مي‌انجامد. او در رد نظريه‌ي‌ پرودن‌، كه‌ مي‌گفت‌ براي‌ بهبود اوضاع‌ اجتماعي‌ واقتصادي‌ سرمايه‌داري‌ بايد توسعه‌ي‌ مالكيت‌ صنايع‌ محدود شود و براي‌ بهبودوضع‌ اقتصادي‌ كارگران‌ 

بايد قوانين‌ كار اصلاح‌ گردد، مي‌گويد: براي‌ از بين‌ بردن‌ فقر بايد نظام‌ سرمايه‌داري‌ را از بين‌ برد نه‌ اين‌كه‌ براي‌اصلاح‌ 

آن‌ به‌ خواب‌ و خيال‌ متوسّل‌ شد. ماركس‌ همچنين‌، دراين‌باره‌ كه‌ چگونه‌ نظام‌ سرمايه‌داري‌ به‌ فقر مي‌انجامد،مي‌گويد: از آن‌ جا كه‌ جامعه‌ي‌ سرمايه‌داري‌ بر انگيزه‌ي‌ سود استوار است‌ وسرمايه‌داران‌ مالك‌ ابزار توليد هستند، در وضعي‌ قرار مي‌گيرند كه‌ مي‌توانندكارگران‌ رااستثمار كنند.

فقر از نظر اسلام‌

در نظام‌ اقتصادي‌ اسلام‌، برخلاف‌ نظام‌ سرمايه‌داري‌ و ماركسيست‌، فقر ازكمبود منابع‌ طبيعي‌ يا نهاد مالكيت‌ خصوصي‌ برنمي‌خيزد. هرگاه‌ اين‌ نظام‌محقّق‌ گردد واز پيدايش‌ عوامل‌ فقر جلوگيري‌ شود، اين‌ پديده‌ به‌طور كلّي‌رخت‌ برمي‌بندد؛ زيرا براساس‌ نصوص‌ ديني‌ 

منابع‌ اوّليه‌ مورد نياز همه‌ي‌انسان‌ها در طبيعت‌ وجود دارد؛ چنان‌كه‌ خداوند مي‌فرمايد:«هر چه‌ از او خواستيد به‌ شما عطا كرد و اگر نعمت‌ خدا را شماره‌ كنيد نمي‌توانيد آن‌ را به‌ شمارش‌ آوريد.» 

انسان‌ها از نظر صفات‌ روحي‌، جسمي‌ و فكري‌ متفاوتند بنابراين‌ مقاومت‌آن‌ها در برابر مشكلات‌، توان‌ تصميم‌گيري‌، شجاعت‌، هشياري‌ و نيروي‌ابتكار آن‌ها با يكديگر فرق دارد؛ اين‌ اختلاف‌ سبب‌ مي‌شود كه‌ حتّي‌ اگر امكانات‌ اوّليه‌ي‌ بهره‌برداري‌ از طبيعت‌ يكسان‌ در اختيار همگان‌ قرار گيرد، دست‌آورد تلاش‌ آن‌ها متفاوت‌ باشد. دين‌ اسلام‌، كه‌ بر فطرت‌ انسان‌ استوار است‌، به‌ رغم‌ نفي‌ هرگونه‌ اختلاف‌ درآمد ناشي‌ از تبعيض‌ وبي‌عدالتي‌، اين‌تفاوت‌ها را پذيرفته‌ است‌. متأسّفانه‌ گروهي‌ چون‌ معلولان‌ امكان‌ بهره‌جستن‌ 

ازطبيعت‌ ندارند يا ره‌آورد كوشش‌ آن‌ها براي‌ گذران‌ زندگي‌شان‌ كافي‌ نيست‌؛ وگروهي‌، به‌ سبب‌ حوادث‌ طبيعي‌ چون‌ سيل‌ وزلزله‌، دارايي‌ يا سرپرست‌ خانواده‌ خود را از دست‌ مي‌دهند. بنابراين‌، به‌ رغم ‌همه‌ي‌ تلاش‌هاي‌ پيشگيرانه‌ فقر در جامعه‌ وجود دارد. اسلام‌ براي‌ مبارزه‌ بااين‌ واقعيت‌ تلخ‌ ماليات‌هايي‌ چون‌ خمس‌ و زكات‌ در نظر گرفته‌ و سيستم‌تأمين‌ اجتماعي‌ مقرر كرده‌ است‌. برنامه‌هاي‌ فقرستيز و نيز نصوصي‌ كه‌ درنكوهش‌ فقرآمده‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌ اين‌ پديده‌ در نظر اسلام‌ مطلوب‌ نيست‌. پيامبر اكرم‌(ص) مي‌فرمايد: نزديك‌ است‌ فقر به‌ كفر بينجامد آن‌ حضرت‌ درجاي‌ديگر فقر و كفر را در يك‌ سطح‌ قرار داده‌، از هر دو به‌ خداوند پناه‌ برده‌ است‌.

بر اساس‌ روايتي‌ ديگر، خداوند به‌ حضرت‌ ابراهيم‌ وحي‌ كرد: اي‌ ابراهيم‌،تو را آفريدم‌ و با آتش‌ نمرود آزمودم‌. پس‌ هرگاه‌ تو را گرفتار فقر مي‌ساختم‌ و بردباري‌ات‌ را مي‌گرفتم‌، چه‌ مي‌كردي‌؟ ابراهيم‌ پاسخ‌ داد: خدايا، فقر از آتش‌ نمرود بدتر و شديدتر است‌.

خداي‌ متعال‌ فرمود: به‌ عزّت‌ و جلالم‌ سوگند، در آسمان‌ شديدتر از فقر نيافريدم‌.

پیش از این درباره علل و انگیزه‌‍‌های فقر سخن گفتیم. بدون تردید راه مبارزه با این پدیده، از بین‌بردن علل و انگیزه‌های آن است. با الهام از فرموده‌های امام علی(ع) که دولتی عادل و بر حق را اداره می‌کرد، می‌توان عوامل دیگری را بیان کرد که برای محو و نابودی فقر موثر است.

سفارش‌هایی به فقرا

قناعت

قناعت یعنی به بیش از مقدار نیازش طمع نورزد، پس اگر مقداری غذا نیازش را برطرف می‌کند و می‌تواند آن را به‌دست آورد، به همان بسنده کند و طمع ورزیدن به بیش از مقدار نیاز، خود نوعی فقر است. امام علی(ع) می‌فرماید: «از اندازه و مقدار نیاز گذشتن، فقری بی‌پایان است.»(شرح نهج‌البلاغه/20/288 ح213) طمع ورزیدن به بیش از مقدار نیاز، در انسان احساس نیاز ایجاد می‌کند و از آنجا که نمی‌تواند به این احساس پاسخ مثبت دهد، در شمار فقیران قرار می‌گیرد. درحالی‌که اگر انسان به میزان نیازهای ضروریش اکتفا کند، این امر او را از آنچه در دست دیگران است، بی‌نیاز می‌سازد. و این همان قناعت است که امیرالمومنین(ع) درباره آن می‌فرماید: «قناعت گنجی است پایان ناپذیر.»(کلمات قصار:467)

صبر و تحمل

فقیر و تنگدست صبور و بردبار، عنصر مثبتی در جامعه به شمار می‌آید، زیرا وی با صبر و تحمل خود می‌تواند جهت زندگی‌اش را از فقر به غنی تغییر دهد. هنگامی که صبور باشد، بر اراده خود مسلط است و قادر خواهد بود از فرصت‌ها استفاده کند و وضعیت زندگی‌اش را بهبود بخشد و زندگی همه‌اش فرصت است.

استقامت و پایداری

بسیار اتفاق می‌افتد که فقر و تنگدستی، انسان را از مسیر اصلی بیرون می‌برد، چون تحمل فشارهای زندگی را ندارد، منحرف می‌شود و فقر او را تا مرز کفر پیش می‌برد، و از اینجاست که امام علی(ع) به فقرا و تنگدستان سفارش می‌کند: «تنگدستی تو، تو را به کفر نکشاند.»(شرح نهج‌البلاغه:20/296 ح388)

عفت و پاکدامنی

یعنی اینکه انسان آبرویش را با خواهش از مردم نریزد وگرنه به آن خو می‌گیرد و این کار او را از حرکت به سوی بهتر شدن باز می‌دارد.

نکوهش و مذمت دنیا

دوستی دنیا و در پی دنیا رفتن، فقیر را به فقرش حساس می‌کند و بدون آن فقیر قانع و راضی است. از امیرالمومنین سخنان زیادی در این زمینه روایت شده است: 

«باید که دنیا در نظرتان بی‌مقدارتر باشد از ریزه‌های قرظ(گونه‌ای درخت است که برگ آن در دباغی به کار می‌رود)»(خطبه‌ها:32) و یا «شما فرزندان آخرت باشید نه فرزندان دنیا»(خطبه‌ها:42) و درجایی دیگر نیز بیان می‌دارد: «دنیا مرکب مومن است، با آن به سوی پروردگار سفر می‌کند؛ پس مرکب‌هایتان را اصلاح کنید تا شما را به پروردگارتان برساند.»(شرح نهج‌البلاغه: ج20/317 ح641)

سفارش به ثروتمندان

ثروتمندان کسانی‌اند که در آن سوی مشکل فقر هستند. به همین سبب امیرالمومنین(ع) به آنان پند و اندرز می‌دهد به امید آنکه از بار فقر برادران نیازمند خود بکاهند.

برتری نفروختن بر نیازمندان

یعنی آنکه خود را بزرگتر از فقیر نبیند. امام علی(ع) در نکوهش فخر فروشی فرموده‌اند: «برتری فروختن ثروتمند بر نیازمند از اموری است که زودتر عقوبت را فراهم می‌آورد.»(شرح نهج‌البلاغه:20/288 ح295) برتری فروختن با توجه به مفاهیم تکبر و بزرگ‌بینی که در خود دارد، سرآغاز پیدایش نظام طبقاتی در جامعه است. نظام طبقاتی زلزله‌ای است که جامعه را می‌لرزاند و آن را به بیماریهای بی‌شمار دچار می‌سازد.

ترحم به فقرا و نیازمندان

امام علی(ع) می‌فرماید: «با فقیران به خاطر کمی صبر و بردباری‌شان، مهربانی کن.»(شرح نهج‌البلاغه:20/325 ح729) شخص نیازمند، کم صبر است، یعنی وقتی که نیازمند است پس طبیعی است که کم صبر باشد و از ثروتمندان خواسته شده که به فقرا به دیده دلسوزی و مهربانی نگاه کنند و راه را برای برآوردن نیازشان فراهم می‌سازند. 

شتافتن دربرآوردن نیاز فقرا

تلاش برای برطرف کردن نیازهای یک نیازمند و با خشرویی و فروتنی با او برخورد کردن یکی از عواملی است که می‌تواند این مسئله را برطرف سازد. در این باره امام می‌فرماید: «با مردم به هنگام نیازشان با خوش‌رویی و فروتنی برخورد کن، پس اگر گرفتار مصیبتی شوی و حالت دگرگون شود با آنان برخورد کنی و از خواری و فروتنی در امام خواهی بود.»(شرح نهج‌البلاغه:20/325 ح856) هیچ صفتی بالاتر از این نیست که ثروتمند با فقیر در راه خدا فروتنی کند.

ثروتمندی موجب طغیان و سرکشی نگردد.

باید توجه داشت که اگر اموال ما زیاد است، این مسئله سبب طغیان و سرکشی ما نشود، زیرا یکی از انگیزه‌های تکبر، فخر فروشی بر مردم است. امام علی(ع) نیز در نهج‌البلاغه بر این موضوع تأکید داشته است.

سپاس‌گزاری از خداوند

فرد ثروتمند باید سپاس‌گزار خداوند باشد، زیرا ثروتی که به‌دست آورده، از جانب خداوند است و بر اوست که از خدایی که او را روزی داده است، سپاس‌گزاری کند زیرا خداوند می‌تواند روزی‌ش را قطع کند. و شکر راه افزایش ثروت و به تبع آن راه افزایش بهره‌مندی است. امام می‌فرماید: «خداوند نعمتی بر بنده‌ای روزی نکند که شکرش را با قلبش بجای آورد مگر اینکه نعمتش را پیش از جاری‌شدن شکر بر زبانش، چند برابر سازد.

سخاوت

سخانوت آن است که به دیگران پیش از آنکه سوال کنند ببخشی. آنان که دست به بخشش می‌زنند، همان سخاوتمندانند که اگر مالی در اختیار داشته باشند، انفاق کنند و چون انفاق کنند، خیر و برکت همه‌جا پراکنده شود و اموالشان چون سرزمین حاصل‌خیزیست که می‌تواند موجب رشد، پیشرفت و ترقی گردد.

مروت و جوان‌مردی

انگیزه درونی و وجدانی است که انسان را وامی‌دارد تا با دیگران به‌انصاف عمل کند و با آنان رفتاری انسانی و عادلانه داشته باشد و این صفات و ویژگی ضروری است که نمی‌توان آن را به‌خصوص درباره توانگرانی که چرخ زندگی هزاران کارگر و خانواده‌شان به آن بستگی دارد، فراموش کرد. سخن امام علی(ع) اینگونه است: «جوان‌مردی بدون ثروت، همچون شیری است که از بترسند ولی ندرد و ثروت بدون جوان‌مردی مانند سگی گزنده است که از گزیدن دوری می‌کند و نمی‌گزد.»(شرح نهج‌البلاغه: 20/304 ح482)

راهکارهای ارائه شده، سفارش‌هایی از جانب حضرت علی(ع) بود، تا با توجه و کمک‌گیری از آن‌ها، بتوانیم رویکرد مناسب‌تری نسبت به مسئله فقر و فقرا داشته باشیم. جدای از این سفارش‌ها، مسائل مهم دیگری نیز در نوع زندگی انسان‌ها، مانند تلاش برای کسب درآمد، صرفه‌جویی، مدیریت هزینه و مواردی از این قبیل وجود دارد که توجه به آن‌ها لازم به تحلیل و بررسی بیش‌تری دارد.

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در یکشنبه, 20 مرداد 1398 ساعت 11:02
  • اندازه قلم

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما