مهریه در رابطه همسری

یکی از سنن بسیار کهن در روابط خانوادگی بشر این است که مرد هنگام ازدواج، برای زن «مهر» قائل می‌شده است و از مال خود چیزی به زن یا پدرزن خویش می‌پرداخته است. می‌گویند در ادوار ماقبل تاریخ که زندگی شکل قبیله‌ای داشته، به علل نامعلومی ازدواج با همخون مانند دختر عمو و دختر دایی و دختر عمه جایز شمرده نمی‌شده است. جوانان قبیله که خواستار ازدواج بوده‌اند ناچار بوده‌اند از قبیله دیگر برای خود همسر و معشوقه انتخاب کنند. در این دوره چون همیشه حالت جنگ میان قبایل حکم‌فرما بود، انتخاب همسر از راه ربودن و دزدیدن دختر صورت می‌گرفت، یعنی جوان دختر مورد نظر خویش را از میان قبیله دیگر می‌ربود.

تدریجاً صلح جای جنگ را گرفت و رسم دزدیدن زن منسوخ شد. مرد برای اینکه دختر مورد علاقه خود را به چنگ آورد به میان قبیله دختر می‌رفت و مدتی برای پدر آن دختر کار می‌کرد. به‌مرور زمان مرد دریافت که به‌جای اینکه سال‌ها برای پدر عروس کار کند بهتر است که یک‌جا هدیه لایقی تقدیم او کند و دختر را از او بگیرد، و از اینجا بود که «مهر» پیدا شد.

مهر در نظام حقوقی اسلام

مرحله دیگری پس از مراحل گذشته وجود دارد که مرد هنگام ازدواج پیشکشی تقدیم زن می‌کند و هیچ‌یک از پدر و مادر حقی نسبت به آن ندارند. در مقابل این پیشکش مرد از لحاظ بهره‌برداری از زن حق دارد از وصال او بهره‌مند شود و زندگی او را باید در حدود امکانات خود تأمین کند. این مرحله همان است که اسلام آن‌را پذیرفته است و زناشویی را بر این اساس بنیان نهاده است. در قرآن کریم آیات زیادی هست درباره اینکه مهر زن به خود زن تعلق دارد و به کس دیگری نمی‌رسد.

می‎توان گفت که پدید آمدن مهر نتیجه تدبیر ماهرانه‌ای است که در متن خلقت و آفرینش برای تعدیل روابط زن و مرد و پیوند آن‌ها به یکدیگر بکار رفته است. مهر از آنجا پیدا شده که در جهان آفرینش هر یک از زن و مرد در مسئله عشق نقش متفاوتی بازی می‌کنند. نوع احساسات زن و مرد نسبت به یکدیگر یکجور نیست. قانون خلقت، جمال و غرور و بی‌نیازی را در جانب زن، و نیازمندی و طلب و عشق را در جانب مرد قرار داده است و همین جهت موجب شده که مرد از زن خواستگاری کند و مهر را به‌عنوان هدیه و پیشکش به او بپردازد. 

در روایات اسلامی وارد شده است که مرد از زن شهوانی‌تر نیست بلکه برعکس است، لکن زن از مرد در مقابل شهوت تواناتر و خوددارتر است. مرد در مقابل غریزه از زن ناتوان‌تر است و این خصوصیت به زن فرصت داده که دنبال مرد نرود و زود تسلیم او نشود و برعکس مرد را وادار کرده است که به زن اظهار نیاز کند و برای جلب رضایت او اقدام کند؛ یکی از اقدامات این بوده که براحترام موافقت او هدیه‌ای نثار او می‌کرده است. 

مهر در قرآن کریم

قرآن کریم در سوره نساء آیه4 به سه نکته اساسی اشاره کرده است: اولا از مهر با نام «صدقه» یاد کرده است نه با نام مهر؛ صدقه از ماده صدق است و به این جهت به مهر صداق گفته می‌شود که نشانه راستین بوده علاقه مرد است. دوم اینکه قرآن کریم با ضمیر(هن) در آیه مبارکه می‌خواهد بفرماید: مهریه به خود زن تعلق دارد نه به پدر و مادر؛ مهر مزد بزرگ کردن و شیردادن مادر یا نان دادن پدر نیست. سوم هم اینکه با کلمه «نحله» کاملا تصریح می‌کند که مهر هیچ عنوانی جز عنوان تقدیمی و پیشکشی و عطیه و هدیه ندارد.

پرداخت مهر خریدن زن نیست

اشتباه دیگری که مطرح می‌شود این است که پرداختن مهر را به خریدن زن اشتباه کرده، خیال می‌کنند که بعد از ازدواج مرد مالک زن می‌گردد با اینکه چنین نیست.

اولاً اینکه این قانون مورد امضای آئین مقدس اسلام است و ریشه آن در خود عالم آفرینش است؛ زیرا پس از اینکه جهان آفرینش مرد را مظهر نیاز و طلب و زن را مظهر مطلوبیت و محبوبیت آفریده، مرد باید به‌عنوان تصدیق علاقه باطنی خود فداکاری مالی از خود نشان بدهد و مهر را به‌عنوان تصدیق محبت باطنی خود به زن بپردازد تا ادعای مدعی گزاف نباشد. قانون‌گذار اسلام در باب مهر سفارش نموده که مهر سنگین و دشوار نباشد؛ زیادی مهر را موجب بدفرجامی زندگی خانوادگی قرار داده است ولی در مسئله خرید و فروش اصلاً چنین چیزی مطرح نیست.

باز در احکام استحبابی اسلام آمده است که زن مستحب است مهر خود را به‌شوهرش ببخشد و این عمل گواه عشق و علاقه راستین او خواهد بود و محبت و مودت را بین آن‌ها بیشتر می‌کند با آنکه در باب خرید و فروش این مسئله اصلاً مورد توجه نیست.

از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «هر زنی که به‌عنوان تصدق مهر یا غیر آن را ببخشد خداوند در نامه اعمال او در برابر هر دیناری که می‌بخشد پاداش آزادکردن یک برده می‌نویسد. بعضی گفتند: ای پیامبر خدا پس از مقاربت چطور است؟ حضرت(ص) فرمود: این کار مودت و پیوستگی آن‌ها را می‌رساند.»(وسائل، ج15، ص36)

ایشان همچنین فرموده‌اند: «سه طایفه از زنان عذاب قبرشان برداشته خواهد شد و با فاطمه دختر دختر پیامبر(ص) محشور می‌گردند: 1.زنی که با غیرت مردش هماهنگی کند 2.زنی که در برابر بدی اخلاق شوهرش شکیبا باشد 3.زنی که مهر خود را به شوهرش ببخشد. خداوند به هر یک از این سه گروه ثواب هزار شهید می‌دهد و عبادت یک سال در نامه عمل‌شان می‌نویسد.(وسائل، ج15، ص37) این دستورات مسئله ازدواج را به‌طوری از مسائل خرید و فروش جدا می‌کند. 

جامعه اگر بخواهد پیوندهای زناشویی استحکام پیدا کند چاره‌ای ندارد جز اینکه از همان راهی برود که قرآن رفته است. یعنی قوانین فطرت را رعایت کند و از آن جمله نقش خاص هریک از زن و مرد را در نظر بگیرد. قانون مهر هماهنگی با طبیعت است و نشان دهنده علاقه نخستین از ناحیه مرد می‌باشد که به‌عنوان اظهار محبت صادقانه خود هدیه‌ای نثار زن می‌نماید.

راز دیگر پیدایش مهر و رسم خواستگاری و اصولاً تحمل هر گونه هزینه مالی از طرف مردان این است که مرد و زن از نظر غریزه جنسی متفاوت آفریده شده‌اند.

در همه جانداران قانون جنسی حکم فرما است، با اینکه هر دو به یکدیگر نیازمندند، جنس نر نیازمندتر آفریده شد، یعنی احساسات او به نیاز بیشتر است و همین جهت سبب شده که جنس نر حتی در حیوانات قدم‌هایی در راه جلب رضایت جنس ماده بردارد و سبب شده است که جنس نر از زور و قدرت خود استفاده نکند و در روابط خود به او ستم ننماید. بلکه در مقابل جنس ماده حالت خضوع و فروتنی به خود بگیرد و درباره او هرگونه فداکاری اقتصادی از خود بروز دهد.

یکی دیگر از اختلافات زن و مرد در غریزه جنسی این است که تحمل زن در غریزه جنسی بیش از مرد است. شهوت در مرد به‌طور موقت و هیجانی است که ناگهان جرقه می‌زند و او را بی‌تاب می‌کند. اما احساس جنسی در زن بسیار وسیع است و عمیق می‌باشد زیرا اگر غیر از این می‌بود، تاب تحمل آلام دوران حاملگی و زایمان و رنج‌های ایم شیردادن را نمی‌داشت. همین مسئله می‌تواند سبب شود که مرد پس از شهوتی شدن نسبت به جنس مخالف ابراز علاقه کند و حتی به ازدواج بیانجامد اما پس از رفع نیاز جنسی خود، کم‌کم از شدت علاقه‌اش کم شود. در این هنگام اگر مهر نبود، دست زن به جایی بند نبود و مرد نیز آزادانه همسر خود را طلاق می‌داد و بی‌بند و باری و عدم تعهد در ازدواج جامعه را فرا می‌گرفت.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «کسی درباره مهر زن کند و آن را به زن نپردازد در پیشگاه خدا زناکار است، روز قیامت به او خطاب می‌شود: بنده من! کنیزم را بر حسب پیمانی که با تو بستم به تو تزویج کردم، به عهد من وفا نکردی، و بر او ستم کردی. آنگاه به مقدار حق زن از اعمال نیک او بگیرد و به همسرش بپردازد و چون کار نیکی برای او نماند به‌جرم پیمان‌شکنی به‌دوزخش می‌برند.»(بحارالانوار، جلد103، ص349)

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در یکشنبه, 20 مرداد 1398 ساعت 10:43
  • اندازه قلم

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما