پس انداز در تفکر اسلامی

ظام اقتصادی و اجتماعی که اسلام پایه گذارده است، براساس تفکری ژرف با بنیانی مستحکم بود؛ ‌زیرا تفکر اسلام حول محور جامعه مدنی و تعامل و تعادل در امور بود.

در جامعه اسلامی اسراف و افراط جایی نداشته و تفریط نیز بشدت تقبیح می‌شود، از این رو یک مسلمان که در جامعه متمدن اسلامی زندگی می‌کند با تفکر معنوی حاکم بر جامعه و فهم حقیقی از آموزه‌های اسلامی می‌کوشد با تعادل و تعامل زندگی کند، یعنی دنیا و آخرت را توامان در نظر داشته و به بهانه کسب یکی از آن دو، دیگری را خراب و آلوده نکند.

این نوع اندیشه باعث می‌شود که پویایی و شکوفایی در جامعه ایجاد شود که نمونه این موضوع را می‌توان در سیر زندگی پیامبر اکرم(ص) مشاهده کرد، چه ایشان در جوانی به امر تجارت مشغول بوده‌اند و این موضوع حضرت را از توجه به آخرت باز نمی‌داشت و از این رو به اصحاب خویش نیز این گونه آموخته بودند که با کد یمین و عرق جبین روزی به دست آورند و امرار معاش از راه حلال را معادل جهاد در راه خدا قلمداد می‌کردند.

از مقدمه فوق می‌توان اهمیت اقتصاد و امرار معاش از طریق حلال را فهمید؛ اما این امر دارای شرایع گوناگون است که هرکس در کسب و کار خویش (معاملات) باید بدان آگاه بوده و از چارچوب احکام شرع مبین خارج نشود که از آن دست محرمات است؛ ربا، تجمیع ثروت (زراندوزی)، غبن در معاملات، کم فروشی و.....

اما یکی از مواردی که در اقتصاد اسلامی مورد بحث قرار گرفته «پس انداز» است، این موضوع با رویکرد‌های گاه متفاوتی رو به رو شده و هر کس بنابر استنباط خویش نظری ارائه داده است. آموزه‌های اسلامی در این موضوع راهگشاست؛ اسلام که افراط و تفریط را تقبیح می‌کند و حد اعتدال را تعلیم می‌دهد قائل به این است که تجمیع ثروت امری نارواست و جامعه اسلامی را دچار فترت می‌کند، آیه 34 سوره توبه به این امر اشاره دارد: «و الذین ینکزون الذهب و الفضه و لایفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم؛ آنان که طلا و نقره را گنج کرده ذخیره می‌کنند و آن را در راه خدا به مصرف نمی‌رسانند به عذابی دردناک بشارت ده». و نیز همین آموزه‌‍‌ها تعلیم انفاق و ایثار و کمک به همنوع را می‌نماید و به تعاون در امور ارج وافی می‌نهد که تمامی این امور برای تعالی جامعه اسلامی و تحقق مدینه فاضله و جامعه آرمانی لازم و ضروری است.

اما این مال اندوزی و تجمیع ثروت را نباید با پس انداز و ذخیره کردن مال قلب و خلط کرد، زیرا این دو موضوع کاملا متفاوت بوده و شاید فقط شباهتی لفظی و ظاهری داشته باشند، زیرا آیه قرآن اشاره به جمع آوری ثروت دارد، در صورتی که جامعه مسلمین عموما نیازمند آن است یا جمع آوری ثروت بر کسانی که دنیاداری را بر آخرت برگزیده‌اند و پول و ثروت را بند خویش قرار داده‌اند و روی از خدا تافته اند؛ اما اگر شخصی علی الخصوص در عصر حاضر با تمامی فشارهای مالی که بر گرده مردم است با رنج فراوان و سختی‌های بسیار که بر خود هموار می‌کند و با گذشتن از برخی خواسته‌های حتی ضروری خویش و اعضای خانواده قسمتی از درآمد خود را (طی سال ها یا حتی چند ده سال) پس انداز می‌کند به امید این که روزی بتواند با تجمیع این ثروت اندک فکری را تحقق بخشد و امری را برای خود و خانواده مهیا سازد مثلا خانه و سرپناهی ابتیاع کند و از این دست امور که همه ما به نوعی با آن روبه رو هستیم، نمی‌توان نام این کار را مال اندوزی و تجمیع ثروت نهاد.

از این رو یکی دانستن این دو موضوع نه انصاف مسلمانی و نه گرامیداشت انسانیت و جامعه انسانی است که علمای ما بخوبی به این امور آگاهی دارند و از این روست که برای این قبیل موضوعات برخی از علمای عظام (پس انداز برای مدت مشخص و انجام هدف خاص) خمس تخصیص نفرموده اند.

باز یادآور می‌شویم که «پس انداز» با تفکر اسلامی مبنی بر آبادانی دنیا و عقبا و توجه توامان به هر دو موضوع تفاوت و تعارض نداشته، بلکه یکی از ارکان پابرجایی کانون خانواده نیز محسوب می‌شود، زیرا پس انداز باعث می‌شود با توجه به رخدادهای ناگهانی که در زندگی بشر علی الخصوص در دنیای مدرن رخ می‌دهد به قول معروف برای روز مبادا سرپرست خانواده قادر به حل و فصل معضل شود و شدت و حدت صدمه یا امر دیگر را اندکی کاهش دهد، یا اگر برادر ایمانی او دچار مشکل شود از همین پس انداز خویش رفع معضل کند و خدمتی نیز به همنوع خویش ارائه دهد و نیز باید به این نکته توجه داشت که آموزه‌های دین مبین اسلام فقر را بشدت نکوهیده و مسلمان را از آن برحذر داشته است. حضرت علی(ع) در این باره خطاب به فرزند خویش محمد حنفیه بیان کرده‌اند: «ای فرزند من از تهیدستی بر تو هراسناکم، از فقر به خدا پناه ببر که همانا فقر دین انسان را ناقص و عقل را سرگردان می‌کند و عامل دشمنی است». در فرمایشات حضرت است که سرمایه برای کار و کسب روزی را یک مسلمان باید در اختیار داشته باشد و با اصل آن به کار مشغول شده و از درآمد آن بهره برد، چنان که در فرازی از وصیت نامه خویش می‌فرمایند: «... و باکسی که این اموال در دست اوست شرط می‌کنم که اصل مال را حفظ کرده، فقط از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند»؛ از این رو پس انداز با این رویکرد که می‌توان گفت عموم جامعه به آن مبتلا هستند نه تنها امری مذموم نیست، بلکه بسیار صحیح و کارآمد می‌نماید و اقل آن این است که انسان در مواقع سختی دست نیاز به همنوع خویش دراز نمی‌کند که خود این موضوع نیز در تعالیم اسلامی بشدت نکوهش شده است.

از منظری دیگر امروزه در سیستم بانکداری «پس انداز» به عنوان قرض الحسنه‌ای محسوب می‌شود که از شکل سرمایه راکد به سرمایه در گردش تبدیل شده و در توسعه و آبادنی جامعه و تولیدات داخلی و فعالیت‌های فردی و جمعی بسیار نافع است، یعنی پس انداز یک شخص می‌تواند در جامعه کارآمد بوده و تبعات خیر برجای گذارد و در امور عام المنفعه مشارکت کند. به هر روی از این منظر پس انداز امری نافع و کاری شایسته است که یکی از ضروریات جامعه کنونی می‌نماید، البته هدف و غایت این امر نیز موضوعی است که باید در نظر داشت تا صرف پس انداز با مال اندوزی هم معنی نشده و این کار صحیح با امری قبیح همگون نشده و دچار آفت شرعی و معنوی نشود.(1)

توکل و پس انداز 

توکل به معنای دست روی دست گذاشتن نیست، بلکه به معنای تلاش و کوشش در راه رسیدن به مقصود و هدف، همراه با اتکاء و تکیه بر اراده الهی است. یعنی اول باید فعالیت را شروع کرد و در حین انجام نیز بر خداوند متعال اعتماد داشت که اگر نتیجه آن فعالیت واقعا به مصلحت من باشد خداوند به من کمک خواهد کرد و نقائص کار من را جبران خواهد نمود.

بنابراین با پس انداز کردن، کسی نمی‌خواهد بگوید دیگر با خدا نیازی ندارد، بلکه مقصودش این است که این کار را بر اساس آنچه خداوند دستور داده که با دور اندیشی برای زندگی بهتر تلاش کنید، با توکل انجام می‌دهم تا به نتیجه مطلوب و آن چیزی که مورد رضای خداوند است برسم. نتیجه این که بین توکل و تلاش و فعالیت مشروع، منافاتی وجود ندارد.

البته لازم به ذکر است که ما نمی‌خواهیم بگوییم پس انداز به معنای راکد گذاشتن پول، کار خوب و عاقلانه‌ای است یا نه؟ ما تنها نظرمان این است که پس انداز به خودی خود مشکل شرعی ندارد، و با توکل ناسازگار نیست. اما این که به عنوان دور اندیشی در زندگی پس انداز کنیم یا کار دیگری با مشورت با اهلش باید تصمیم گرفته شود.

اما در مورد سیره اهل بیت(ع) ما به موردی که دلیل بر پس انداز ـ به معنای به کناری گذاشتن مقداری مال، بدون سرمایه گذاری اقتصادی ـ باشد، برنخوردیم. ظاهرا اهل بیت(ع) سرمایه‌ای را راکد نمی‌گذاشته‌اند، و مثلا با سرمایه‌ای که داشتند باغ یا مزرعه‌ای تهیه می‌کردند و سپس از درآمد آن امرار معاش می‌کرده اند.

در روایتی نقل شده که امام علی(ع) در وصیت خود به امام حسن(ع) درمورد اموال خود چنین توصیه کردند: «و یشترط علی الذی یجعله الیه أن یترک المال علی أصوله، وینفق من ثمره حیث أمر به وهدی له، وألا یبیع من أولاد نخیل ...؛با کسی که اموال در دست اوست شرط می‌کنم که اصل مال را حفظ کرده، و تنها از میوه و درآمدش بخورند، و انفاق نمایند و هرگز نهال‌های درخت خرما را نفروشند.(2)(3)

نتیجه گیری نهایی 

در مورد سیره اهل بیت و مثلا تحلیل اقتصادی آن کار به این سادگی نیست که بتوان به طور قاطع نظری ابراز کرد. کار مفصلی از سوی گروهی کارشناس متخصص در هر زمینه لازم است. توکل یک نیروی معنوی است که بر امور مادی اشراف دارد و در جهت دهی آن‌ها دخالت می‌کند. انسان متوکل خود را در پناه خدای قادر مطلق قرار می‌دهد و پیروزی خود را تضمین می‌کند، ولی فرد غیر متوکل خود را از این فرصت الهی محروم می‌سازد.(4)


1. پایگاه اطلاع رسانی حوزه.

2. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه 24.

3. تبیان.

4. مقاله‌ی پس انداز مهم ولی فراموش شدنی، سایت اقتصاد خانواده.

گردآودنده: سید محمد رضوی

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در پنج شنبه, 14 آبان 1394 ساعت 02:05
  • اندازه قلم

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما