خانواده و اسراف

سراف در حوزه اخلاق فردی و اجتماعی به این معناست كه شخص صفاتی را در خود پدید آورد كه وی را از حالت اعتدال و میانه‌روی بیرون برد. برخی از صفات مانند تكبر و بخل و مانند آن را می‌توان از مصادیق بارز اسراف در حوزه اخلاق معرفی كرد.

در كاربردهای قرآن، اسراف اختصاص به امری خاص مانند امور اقتصادی ندارد بلكه چنان كه گفته شد این واژه در آیات قرآنی به معنای هرگونه خروج از اعتدال و میانه‌روی در مسائل بینشی، منشی و كنشی به كار رفته است.

از این جهت گاه با مسئله قوام (حد وسط و اعتدال) هم، معنا می‌گردد و خروج و تجاوز از حد وسط و میانه، اسراف نامیده می‌شود.(1) و گاه با مسئله فساد ارتباط مستقیمی پیدا می‌كند(2)؛ زیرا هرگونه امری كه بر هم زننده تعادل در امور باشد به معنای اسراف خواهد بود و فساد نیز یكی از این حالات خروج و بر هم زننده است.

به نظر می‌رسد كه در كاربردهای قرآنی، واژه اسراف ارتباط تنگاتنگ با مفاهیمی چون كفر و ظلم و فسق و مانند آن دارد.

"اسراف" علاوه بر اينكه از گناهان كبيره محسوب مى‌شود، يكى از آفات بزرگ اجتماعى جامعه ما نيز به حساب می آيد. در كشور ما كه رشد سريع جمعيت و مشكلات حاد اقتصادى تلاقى كرده‌اند، صرفه جويى و جلوگيرى از اسراف در بسيارى از وسايل و ابزار زندگى، نقش مهمى در ايجاد توازن و عدالت اجتماعى دارد.

از اين رو بحث اسراف كه مبدا و ريشه قرآنى دارد مى‌تواند به خوبى ناظر به واقعيات و نيازهاى فرهنگى روز جامعه باشد.

موارد اسراف

1. ضايع كردن مال و بيهوده تلف كردن آن هر چه كم باشد مثل بيرون ريختن آب باقيمانده در ليوان پوشيدن لباس قيمتى مخصوص مهمانى در محيط كار.

2. صرف مال در آن‌چه به بدن ضرر مى‌رساند. مثل خوردن پس از سيرى در صورتى كه مضر باشد.

امام صادق(ع) مى‌فرمايد: «انما الاسراف فيما اتلف المال و اضرذ بالبدن؛ اسراف در چيزى است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود».(3) اما اگر درمان بيمارى و سلامتى آدمى به هزينه زياد نياز دارد بايد هزينه كرد و به يقين اسراف نخواهد بود.

3. صرف مال در مصارفى كه شرعا حرام است. مانند خريد شراب و ابزار و ادوات حرام.

تذكر اين مطلب لازم است كه در انفاق در راه خدا نيز بايد اندازه را نگه داشت و از حد تجاوز نكرد، زيرا تامين نفقه همسر و فرزندان و تهيه مسائل رفاهى اوليه آنها از واجبات است.

مردى از دنيا رفت و پيامبر(ص) بر او نماز خواند. سپس پرسيد: چند تا بچه دارد و چه چيزى براى آن‌ها گذاشته است؟

يا رسول الله! مقدارى ثروت داشت اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد. پیامبر فرمودند: اگر اين را قبلا به من گفته بوديد، بر اين آدم نماز نمى‌خواندم. بچه‌هاى گرسنه را در اجتماع رها كرده است؟!(4)

يكى از ويژگى‌هاى عالى فرهنگ اسلام اين است كه در مصرف و استفاده از بعضى امكاناتشان و موقعيت افراد را مدنظر قرار مى‌دهد و ملاك اسراف و عدم اسراف در بعضى از زمينه‌ها و موارد را با اوضاع اقتصادى هر زمان و موقعيت اقتصادى و اجتماعى هر فرد گره مى‌زند. به عنوان مثال خانه بزرگ داشتن و لباس فلان قيمت پوشيدن و ميزان طلا و جواهرات و اندازه نفقه همسر را مى‌توان به اين مساله نيز منوط كرد.(5) ولى بايد توجه داشت كه وسعت و سادگى چيزى است و تجمل پرستى و زرق و برق پرستى چيز ديگر. از ديدگاه اسلام اولى ممدوح و دومى مذموم است. مساله‌اى كه در اين‌جا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بهره بردارى از نعمت‌هاى الهى چنان‌چه از حد طبيعى هر فرد بگذرد، اسراف است ولى در حد اعتدال مانعى ندارد و چه بسا كمتر از آن حد براى بعضى افراد، مصداق (بخل) باشد.

امام على(ع) درباره نشانه مسرف مى‌فرمايد: «للمسرف ثلاث علامات: ياكل ماليس له و يلبس ماليس له و يشترى ماليس له؛ اسرافكار سه ويژگى دارد: مافوق شأن خود مى‌خورد، مى‌پوشد و خريد مى‌كند».(6)

در تعابير اسلامى حدى را كه براى مسكن معين كرده اند اين است كه به اندازه "كفايت" و "كفاف" آدمى باشد و اين مقدار نسبت به افراد، خانواده ها، زمان‌ها و مناطق فرق مى‌كند، ولى در عين حال بايد بگونه‌اى باشد كه از حد اعتدال آن زمان و منطقه تجاوز نكند.

على(ع) در بيان حد لباس انسان‌هاى باتقوا مى‌فرمايد:« ملبسهم الاقتصاد؛ لباس پوشيدنشان در حد اعتدال و ميانه‌روى است».

نه لباسهاى قيمتى مى‌پوشند و نه لباس‌هاى ژوليده و پست. بلكه در پرتو لباس معمولى، ظاهرى آراسته، پاكيزه و متين دارند.

عوامل اسراف

اسراف نيز مانند بسيارى از اعمال، برخاسته از ريشه‌ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آن‌ها، حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود. در اين قسمت به بيان و بررسى بعضى از اين عوامل خواهيم پرداخت:

1. خودنمايى

شخصى كه در دوران زندگى همواره در نيل به خواسته‌ها و آرزوهاى خويش ناكام مانده و با تنگدستى و محروميت دست به گريبان بوده است، اين سرخوردگي‌هاى انباشته شده به تدريج تبديل به عقده‌هاى روانى شده و در شخصيت او ايجاد اختلال مى‌نمايد. در اين صورت، فرد دچار اختلال براى سرپوش گذاردن بر ناكامي‌ها و عقده‌هاى متراكم خود، دست به عملى مى‌زند تا او را در اجتماع مطرح كرده و شخصيت دهد. به عنوان مثال براى باز يافتن شخصيت سركوب شده خويش به اسراف و ريخت و پاش‌هاى غير معقول متوسل مى‌شود و فكر مى‌كند كه با اين رويه در اجتماع به عنوان انسانى دست و دل باز و بى‌اعتنا به ثروت مطرح مى‌گردد.

2. تربيت خانوادگى

خانواده يكى از اركان تربيت و محل شكل گيرى شخصيت رفتارى انسان است. شيوه‌هاى رفتارى فرزندان، انعكاسى از نوع تربيت خانوادگى آن‌هاست، از اين رو بسيارى از دختران و پسران رفتارهاى فردى و اجتماعى، اقتصادى و اخلاقى را از والدين خود می‌آموزند و در موقع لزوم آن را به كار مى‌گيرند.

يك مادر خوب و فهميده كه در خانه الگوى صحيحى براى مصرف داشته باشد و از مصارف غير ضرورى و مسرفانه پرهيز كند قهرا دخترى خواهد داشت كه در زندگى فردى و اجتماعى آينده خود، دچار ضعف شخصيت و تقليد از ديگران نخواهد شد.

اما در نقطه مقابل مادرى كه بدون داشتن الگوى صحيح مصرف به زياده روى و ولخرجى خو گرفته است، اين روش او در ساختار روحى فرزندش اثر گذاشته و قهرا او در زندگى آينده‌اش آن را به كار خواهد گرفت.

3. فساد اخلاقى

ترك اسراف يك نوع پايبندى و تعهد به مقررات دينى است كه در اثر تربيت و تهذيب به دست می‌آيد.

در بعضى مردم زمينه اسراف را بايد در شخصيت اخلاقى و روحى آن‌ها جستجو كرد; زيرا شخصى كه خود را به تجاوز و قانون شكنى عادت داده و به گناه خو گرفته است، نمى‌تواند در امور مالى‌اش فردى معتدل باشد و همواره به دنبال تامين خواسته‌هاى افسار گسيخته خود مى‌باشد. او از اين طريق سرمايه‌اش را به هدر مى‌دهد.

4. تقليد

تقليد از ابزار مهم تربيت بشر است. انسان هميشه مى‌خواهد زندگى‌اش را با كسانى كه در نظر او داراى شرافت و موفقيت‌اند، هماهنگ سازد. اين احساس اگر همراه با هدايت عقل و انتخاب الگوهاى مناسب و صحيح باشد، بسيار ارزنده است. و چنان‌چه با جهل و هواهاى نفسانى همراه باشد، موجب گمراهى و سقوط ارزش‌هاى دينى و انسانى مى‌شود.

بسيارى از مردم در توجيه و درست جلوه دادن خلافكاري‌هاى خود از جمله اسراف عمل ديگران را پيش كشيده و مى‌گويند ديگران هم چنين مى‌كنند غافل از اين‌كه عمل ديگران نمى‌تواند مجوزى براى فساد و ولخرجى آن‌ها باشد.

لباس پوشيدن‌ها غذا پختن‌ها طلا و جواهرات دكورها و ديگر مصارفى كه بر اساس چشم و هم‌چشمى آميخته با اسراف هستند، كم نيستند و همين روحيه چشم و هم‌چشمى عاملى براى اختلافات خانوادگى و نگراني‌هاى روحى. روانى مى‌شود و خانواده‌اى را در كام بلاى اسراف و تن به ذلت دادن مى‌كشد و آرامش روحى زن و شوهر را سلب مى‌كند.

امام باقر(ع) مى‌فرمايد: «اياك ان تطمع بصرك الى من هو فوقك؛ تو را از اين‌كه چشم طمع خود را به زندگى فرد بالاتر از خويش بدوزى بر حذر مى‌دارم».(7)

5. الگوهاى اجتماعى

آنان كه گفتار و عملكردشان در جامعه به عنوان الگوى عملى مردم بشمار مى‌رود تاثير عمده‌اى در چگونگى بهره بردارى مردم از امكانات دارند. نقش بسيار مهم رسانه‌ها در الگودهى در همين راستا است. زندگى شخصى و نيز ادارى مديران جامعه از همين مقوله است. سياستگذاري‌ها و برنامه‌ريزي‌هاى خرد و كلان در جامعه را نيز نبايد فراموش كرد.

رابطه اسراف و فقر

همان گونه كه گناهان ديگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند، اسراف نيز آثار وضعى و تكليفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى‌شود بلكه ديگران را هم كه در مقابل اين پديده شوم روانى سكوت كرده و نهى از منكر نمى‌كنند، فرا مى‌گيرد.

فقر و تنگدستى از عواقب نامطلوب اسراف است كه گاه دامن‌گير شخص و گاهى دامن‌گير جامعه مى‌شود. امام كاظم(ع) مى‌فرمايد:

«من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمه و من بذذر و اسرف زالت عنه النعمه؛ هركس كه در زندگى اعتدال و قناعت را پيشه كند، نعمت بر او باقى مى‌ماند و هر كس كه تبذير و اسراف كند، نعمت از او گرفته مى‌شود و فقير مى‌گردد».

آنگاه كه نعمتها كاهش يابند و روحيه خودكفايى و قناعت و صرفه جويى از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد، بناچار براى رفع نيازمندی‌هاى خود به ديگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصيتش را از دست خواهد داد.

امام صادق(ع) مى‌فرمايد: «ان مع الاسراف قله البركه؛ همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است».(8) در يك بررسى كوتاه مى‌توان به اسرافكاري‌هاى بسيارى از مردم جامعه پى برد. ميلياردها تومان اسراف سالانه مواد غذايى، خارج شدن هزاران كيلو نان خشك و ضايع شدن خروارها ميوه و سبزى و بلااستفاده ماندن مقادير زيادى لباس قابل استفاده كه چشم هزاران فقير و محروم در انتظار يك دست آنهاست، نمايانگر ناسپاسى و كفران نعمت مردم ماست. نگاه كنيد:

گفته مى‌شود از هر ده ميليون قرص نان توليد شده روزانه در تهران چيزى حول و حوش 3 ميليون آن دور ريز مى‌شود كه اين ميزان نان در واقع نابود مى‌شود. اگر وزن متوسط انواع نان‌هاى سنگين و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنيم در اين صورت در تهران با فرض ده ميليون نان توليد شده در روز، در حدود چهارصدوپنجاه تن نان خواهيم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج مى‌گردد و به عنوان ضايعات، صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طيور مى‌رسد كه آن هم براى دام بدون اشكال بهداشتى نيست(9) با اين مبالغ هنگفت مى‌توان سالانه هزاران مدرسه ساخت، هزاران درمانگاه تجهيز نمود و بيماران بسيارى را درمان كرد.

نقل شده است كه امام صادق(ع) روزى نگاهش به ميوه‌اى كه بطور كامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بيرون پرتاب شده بود افتاد. آنگاه خشمگين شد و (با عتاب) فرمود: اين چيست؟ اگر شما سير شده ايد، بسيارى از مردم سير نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسى بدهيد كه نيازمند آن است.(10)

چرا غذا را بيش از نياز پخت مى‌كنيم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جويى نمى‌كنيم؟ چرا در استفاده از كاغذ، لوازم التحرير، دستمال كاغذى زياده روى مى‌كنيم؟ چرا از ميوه‌ها درست استفاده نمى‌كنيم؟ چرا در پخت نان و شيوه نگهدارى آن اصول لازم را به كار نمى‌بنديم؟ چرا عده‌اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ولو با درآمدهاى خود.  با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضايع مى‌كنند؟ چرا الگوهايى كه در برخى رسانه‌هاى جمعى و نيز عملكرد بعضى مديران مشهود است جامعه را به سوى يك زندگى تجملى و اسرافگرايانه مى‌كشد؟ و ده‌ها چراى ديگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد داريد.

امام صادق(ع) مى‌فرمايد: ميانه روى در زندگى چيزى است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتى اگر اين اسراف با بيرون انداختن هسته خرمايى باشد، چون آن هسته به كار می آيد.(11) يا با بيرون ريختن آب باقيمانده در ليوان باشد.(12)

اسراف و عدم استجابت دعا

مسرف چون با سو اختيار خود گرفتار اين بيمارى شده و به تنگدستى افتاده است، اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد، دعايش مستجاب نخواهد شد. امام صادق(ع) يكى از چهار نفرى را كه دعايشان مستجاب نمى‌شود، فردى مى‌داند كه ثروتش را ضايع كرده، آنگاه از خدا مى‌خواهد تا به او روزى دهد. خداوند درجواب مى‌فرمايد: آيا تو را به ميانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نكردم؟!(13)

رابطه اسراف و دورى از خدا

از آنجا كه هر بعد روحى انسان در بعد ديگر موثر است، بالطبع انحراف و كژى در يك بعد به انحراف در ساير ابعاد منجر مى‌شود.

اسراف و تجاوز از حد در امور مادى و معنوى.  همچون معصيت با چشم، گوش، زبان و… موجب كمرنگ شدن احكام الهى در مقابل آدمى و در نتيجه تكذيب حق مى‌شود اينجاست كه آدمى بتدريج از خداوند دور شده و از نعمت هدايت الهى محروم مى‌شود و اين، يك سنت قطعى و لايتغير الهى است كه هدايت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهيز از گناه و محرمات به دست می آيد.

در غير اين صورت فراموشى ياد خداوند توسعه مى‌يابد و بتدريج زندگى فردى و اجتماعى مردم دچار سر در گمى و بى هدفى مى‌شود اعتماد‌ها به يكديگر كم مى‌شود; روحيه ايثار و فداكارى و كارگشايى از جامعه رخت بر مى‌بندد عاطفه و ترحم كاهش مى‌يابد; مردم در كارهاى خلاف شرع بر يكديگر سبقت گرفته و از انجام اعمال و افعال خير و پسنديده دريغ مى‌ورزند. اسراف نيز عاملى براى دور شدن دلها زياد شدن فاصله طبقاتى بى تفاوت شدن و دهها عارضه ديگر روحى اجتماعى است كه جامعه را از درون مى‌پوساند.

اسراف در بيت المال

حفظ بيت المال و نظارت دقيق بر هزينه‌هاى عمومى و مقدم داشتن الويت‌ها از مهمترين وظايف حكومت اسلامى است.

از آنجا كه همه اقشار جامعه روستايى و شهرى در بيت المال شريك مى‌باشند چگونه مى‌توان از بودجه عمومى كشور در زيباسازى بيش از حد و تغييرسالانه دكوراسيون ادارات شركت‌ها و بانك‌ها و تجهيز دفتر كار مسوولان و خريدگل وگلدان هاىمتنوع قيمتى براى دفتر مديران كشور و برپايى ضيافت‌هاى غيرضرورى براى مسوولان و يا برپايى بعضى سمينار‌ها استفاده كرد؟! بطور قطع اينها مصداق "منكر" هستند و تا با آنها مبارزه نشود ايجاد عدالت اجتماعى مشكل به نظر مرسد.

عدالت اجتماعى زمانى عينيت پيدا مى‌كند كه همه ثروتهاى كشور بطور مساوى بين همه اقشار تقسيم و توزيع شود. وجود دارند مديرانى كه طبق دلخواه و خواسته خويش دكور اطاقشان را به هم ريخته و به سبك مورد پسند خود بازسازى مى‌كنند گلدان‌هاى گرانقيمت را خريدارى كرده و اطاق را زينت مى‌دهند و حال آنكه اين بودجه‌ها و هزينه مصارفى لازمتر و ضروری تر دارند. طبيعى است كه اين روش چنانكه اشاره شد علاوه بر رشد تجمل گرايى عمومى موجب بى اعتماد شدن توده‌هاى مردمى به دست اندركاران كشور مى‌شود. اين سيره عملى نادرست نظارتى جدى از سوى دولت اسلامى را نياز دارد تا بيت المال را از شر جاهلان و عاملان حفظ كند.

على(ع) در نامه‌اى به زيادبن ابيه كه جانشين حاكم بصره بود، مى‌نويسد: به خدا سوگند ياد مى‌كنم سوگندى از روى راستى و درستى كه اگر به من خبر رسد كه تو در بيت المال مسلمانان به چيزى اندك يا بزرگ خيانت كرده و بر خلاف دستور، صرف و هزينه نموده‌اى بر تو آنچنان سخت خواهم گرفت كه تو را فقير و ناتوان از تامين مخارج خانواده و خوار و پست گرداند.(14)


1. فرقان، آیه 67.

2. شعراء، آیه 151 و 152.

3. كافى، ج 4، ص 54. 

4. گفتارهاى معنوى شهيد مطهرى، ص 163. 

5. براى توضيح بيشتر پيرامون ميزان نفقه همسر، مى‌توانيد به تحريرالوسيله امام خمينى (ره)، ج 2، كتاب النكاح، فصل نفقات مساله 8 مراجعه كنيد.

6. سفينه البحار، ج 1، ص 615. 

7. اصول كافى، ج 2، ص 137. 

8. وسايل، ج 15، ص 261. 

9. روزنامه كيهان، 25 خرداد 1372. 

10. مستدرك الوسايل، كتاب الاطعمه و الاشربه، باب 61. 

11. وضيح اين مطلب لازم است كه در آن زمان، هسته خرما در بعضى زمينه‌ها كاربردى داشته باشد.

12. وسايل، ج 15، ص 257. 

13. اصول كافى، ج 2، ص 511. 

14. نهج البلاغه، نامه 20. 

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
  • آخرین ویرایش در چهارشنبه, 13 آبان 1394 ساعت 17:12
  • اندازه قلم

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما