تأثیر اخلاق بر رشد اقتصاد

پیرامون اخلاق اقتصادی

مجموعه سنّت‌ها، نظرات و شیوه‌های تفكر را كه رفتار اجتماعی افراد مبتنی بر آن‌هاست، «ارزش‌های اجتماعی»(1) می‌نامند.

«اخلاق اقتصادی»(2) بخشی از آموزه‌‏های اسلامی است که از یکسو، مؤلفه‏‌های رشد و توسعه اقتصادی و رفاه عمومی را ارائه می‏‌کند. از سوی دیگر، شیوه‏‌ها و عناصر مقابله با مفاسد و سالم‌‏سازی فعالیت‌های اقتصادی را برمی‏نمایاند و بستر لازم را برای رشد معنوی و سعادت ابدی انسان نیز فراهم می‏‌سازد. رشد اقتصادی در کنار سالم‏‌سازی فعالیت‌ها و مقابله با مفاسد از یکسو و گسترش عدالت اجتماعی و برخورداری عموم مردم از رفاه نسبی از سوی دیگر، از مهم‏‌ترین دغدغه‏‌های عصر حاضر در غالب جوامع، از جمله جامعه ماست. این در حالی است که مهم‏‌ترین شیوه‏‌ها و عناصر دستیابی به آن‌ها در آموزه‏‌های اسلامی ارائه شده است. آن‏سان که توجّه به آن‌ها در برنامه‌ریزی‌های اقتصادی و نهادینه کردن آن‌ها در فرهنگ عمومی، به یقین می‏تواند تمدن سترگ اسلامی را احیا کند و رفاه و آسایش عمومی را به ارمغان آورد.

اخلاق اقتصادی از دیدگاه اسلام

عناصر اخلاقی اقتصادی در آموزه‏‌های دینی بسیار گسترده است. تحقّق عینی این عناصر، از یک‌سو، زمینه‏‌ساز گسترش و بهینه‏‌سازی فعالیت‌های تولیدی و در نتیجه رشد اقتصادی است و از سوی دیگر، ضمن جهت‏دهی به فعالیت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها، سالم‏‌سازی آن‌ها را موجب می‏شود. برخی از مهم‏‌ترین این عناصر به همراه کارکرد اقتصادی ـ اخلاقی آن‌ها چنین است:

1. هدفمندی و انگیزه سالم

در نگرش اسلام، هدف نهایی انسان، تکامل در پرتو نیل به قرب الهی است؛ از این‌رو، هدف نهایی نظام اقتصادی اسلام، فراهم کردن زمینه‏های لازم برای دستیابی افراد به کمال مطلوب است. برای تحقّق این هدف، یک‌سری «اهداف میانی» مطرح می‏گردد که از یک‌سو، به عنوان انگیزه‏‌های فعالیت‌های تولیدی فرد مسلمان تلقّی می‏شود و از سوی دیگر، مقدمه نیل به هدف نهایی است.

«انجام دادن وظایف عبادی»، «تأمین نیازهای زندگی و رسیدن به رفاه نسبی»، «خودکفایی و اقتدار جامعه»، و «مشارکت در خدمات اجتماعی» از مهم‏‌ترین اهداف فرد مسلمان در کار و تولید است.

تفاوت در هدف‌ها و انگیزه‏ها، یکی از وجوه تمایز کار و تولید در مکتب اقتصادی اسلام با مکتب سرمایه‌‏داری است؛ چرا که در مکتب سرمایه‏‌داری، هدف از تولید، صرفاً افزایش دادن سود و درآمد است؛ از این‌رو، مجالی را برای اندیشیدن در ارزش‌ها و رعایت محدودیت‌های اخلاقی در کار و تولید باقی نمی‌‏گذارد.

2. وجدان کاری

«وجدان کاری» به معنای «گرایش به انحام دادن صحیح کار و وظایف شغلی، بدون نظارت مستقیم» است که از نشانه‌‏های آن، انجام کار بیشتر و بهتر، کنترل درونی و مسئولیت‏‌پذیری است. عواملی چند بر ایجاد و تقویت وجدان کاری مؤثر است که در متون دینی، مورد توجّه و تأکید قرار گرفته است؛ «اصلاح نگرش»،(3) «رضایتمندی از کار»،(4) «آموزش و الگوسازی»، «تقویت احساس مسئولیت» و «توجّه دادن جامعه به پی ‏آمدهای ضعف وجدان کاری» از این عوامل است.

3. تخصص و تعهّد

«تخصّص و تعهّد»، دو ویژگی اساسی نیروی کار و مدیریت است که در آموزه‏‌های دینی، به شدّت مورد تأکید است، به گون‌ه‏ای که ممکن نیست هیچ‏‌یک بدون دیگری، ملاک ارزیابی و مطلوبیت باشد: «إنّ خیر من استأجرت القویّ الأمین؛ قال اجعلنی علی خزائن الأرض إنّی حفیظ علیم؛ گفت مرا بر  خزاین این سرزمی بگمار که من نگهبانی دانا هستم».(5)

در بینش اقتصادی اسلام، «متعهّد غیر متخصّص» در ردیف «متخصّص خائن» قرار می‌‏گیرد. امام صادق(ع) در این باره می‌‏فرمایند: «ما أبالی ائتمنتُ؛ خائنا أو مضیّعا؛ تفاوتی در آن نمی‌بینم که کار را به دست خائن بسپارم یا شخص جاهل و بی‌تدبیر و ناوارد»(6) از این‌رو آگاهی از دانش‌های هر زمان و افزایش تخصّص، در کنار پاکی و تعهّد، از وظایف دینی نیروی کار است، به گونه‌‏ای که تعهّد او اقتضا می‏‌کند، از پذیرش کاری که تخصّص و توان آن را ندارد، خودداری ورزد.

5. انضباط کاری

نظم و انضباط و مدیریت زمان، از مهم‌‏ترین عوامل بهره‏‌برداری بهینه از سرمایه‏‌هاست؛ از این‌رو، علاوه بر تأکید بر رعایت نظم، شاخصه‏‌های انضباط در فعالیت‌های اقتصادی نیز مورد تأکید است.

برخی از این شاخصه‏‌ها عبارت است از: «تقسیم وقت»، «تقسیم کار بر اساس توانمندی‌ها و تخصّص افراد»، «رعایت میانه‌‏روی در کار با پرهیز از سستی یا حرص و آزمندی» و «رعایت میانه‏‌روی به هدف پاسداشت سلامت جسمی و روحی و رسیدگی به سایر وظایف».

افزون بر این موارد، ارزش‌های اخلاقی ـ اقتصادی دیگری نیز در عرصه کار و تولید، در آموزه‌‏های دینی مورد تأکید است که تفصیل آن‌ها مقال دیگری را می‏‌طلبد.

نقش ارزش‌های معنوی در رشد اقتصادی

بی‏تردید، هدف ارزش‌های اعتقادی و اخلاقی در گام نخست، بازسازی و تکامل روحی انسان و تهذیب نفس اوست. با این حال، ارزش‌های مبتنی بر جهان‏‌بینی دینی (در صورت تحقّق عینی و عدم تحریف آن) تأثیر تعیین‏ کننده‏ای در پیشرفت اقتصادی افراد و جوامع دارد. این نکته یاد کردنی است که اعتقاد به تأثیر معنویات بر اقتصاد، هرگز به معنای نفی یا تضعیف نقش اسباب مادّی نیست، بلکه مقصود این است که در کنار عناصر مادّی همچون سرمایه، تکنولوژی و نیروی کار ماهر؛ و عوامل معنوی مانند اعتقادات دینی صحیح و اخلاق و اعمال نیک نیز در رشد اقتصادی مؤثر است.

تأثیر باورها و رفتارهای ارزشی و ضد ارزشی بر رشد و رکود اقتصادی، به سه گونه قابل تحلیل است:

الف) تأثیرهای غیبی

در جهان‌‏بینی اسلامی، همه پدیده‏‌ها به «علّة العلل» و «موجد حقیقی»؛ یعنی خداوند متعال باز می‏‌گردد. اوست که به واسطه «اسباب»، تمام پدیده‏‌ها را ایجاد می‏‌کند. این اسباب، در اسباب مادّی و طبیعی منحصر نیست، بلکه عواملی معنوی نیز در ایجاد پدیده‌‏ها تأثیر دارد که از قلمرو مشاهده، اندیشه و دانش بشری خارج است و تنها با کمک آموزه‏‌های وحیانی کشف و اثبات می‌‏گردد؛ برای نمونه، از دیدگاه قرآن و حدیث، «استغفار» یکی از عوامل رشد و فزونی عوامل تولید و رفاه اقتصادی است: «استغفروا ربّکم إنّه کان غفّارا یرسل السماء علیکم مدرارا و یمددکم بأموال و بنین و یجعل لکم جنّات و یجعل لکم أنهارا» هر چند بخشی از تأثیرات اقتصادی استغفار که ناشی از ترک آلودگی‌های اخلاقی و رفتاری و تحقّق استغفار عملی است، برای ما قابل فهم است، لکن ظاهر متون دینی از آن حکایت دارد که تأثیر غیبی و پنهانی آن، بسیار عمیق‏‌تر است؛ چرا که از یک‌سو، از آن به عنوان «عامل بارش باران فراوان»، «جاری شدن رودها» و «فزونی فرزندان» (نیروی انسانی) یاد شده که معمولاً از اختیار بشر خارج است؛ از سوی دیگر، بر اساس متون روایی، حتی استغفار لفظی نیز به گون‌ه‏ای تأثیرگذار است.

نقش ارزش‌های معنوی دیگر همچون «انگیزه سالم»، «نماز»، «دعا» و «قرائت قرآن» در رشد اقتصادی نیز برای این منظور قابل تحلیل است.

ب) تأثیرهای مستقیم

ارتباط بسیاری از ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها با رشد و رکود اقتصادی، کاملاً ملموس و طبیعی است؛ برای نمونه، قرآن کریم، «تقوای جمعی ملّت‌ها» را عامل رشد و رفاه اقتصادی و «تقوای فردی» را عامل فزونی روزی و خلاصی از مشکلات می‏‌داند: «و لو أنّ أهل القری آمنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض؛ و من یتّق اللّه‏ یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب».

تقوا در حقیقت، همان تعهّد درونی برای انجام دادن وظایف و ترک کردن محارم الهی است. تحقّق تقوای اقتصادی به ترک آلودگی‌ها (هواپرستی و تن‏پروری، خیانت، احتکار و دروغ) و تقویت ارزش‌ها (احساس مسئولیت، وجدان کاری، صبر و استقامت، نظم و...) منوط است که از عناصر مهم دستیابی به رشد و رفاه اقتصادی هستند. ضمن آن‌که تأثیرهای غیبی و پنهانی تقوا بر افزایش روزی و رشد اقتصادی نیز با توجّه به ظاهر آیه‏‌های 2 و 3 سوره طلاق ثابت می‏‌شود.

ج) تأثیرهای غیر مستقیم

پاره‏ای از ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها، هر چند ظاهرا با فعالیت‌های اقتصادی ارتباط مستقیمی ندارد، در واقع، زمینه رشد یا رکود اقتصادی را فراهم می‌‏سازد؛ برای مثال، تقویت «فرهنگ انفاق» به توزیع عادلانه ثروت در جامعه کمک می‌‏کند. بنا بر بررسی‌های تجربی در بسیاری از کشورهای توسعه ‏یافته، تعدیل و توزیع ثروت بر رشد اقتصادی تأثیر مثبتی دارد. 

به طور کلّی، ارتباط با خدا و گرایش به معنویات و فضیلت‌های اخلاقی، ضمن تأمین آرامش روحی افراد وتقویت هم‌گرایی اجتماعی وتثبیت امنیت سرمایه‏‌گذاری بستر مناسبی را برای رشد و شکوفایی اقتصادی فراهم می‌‏سازد. بدین علّت است که افزون بر عناصر پیش‏‌گفته، از «ایمان»، «شکر»، «امانت و صداقت» و «انفاق» به «عوامل رشد اقتصادی» و از «کفران نعمت»، «ظلم» و «ربا» به «عوامل رکود اقتصادی» یاد شده است.

ذکر این نکته نیز لازم است که در نگاهی سطحی، به‏‌ویژه از منظر اقتصاد معاصر، عناصری همچون زهد و قناعت، از عوامل رکود اقتصادی به شمار می‏‌رود؛ چرا که میل به افزایش سود مادّی از ضروریات و پیش‏نیازهای انگیزشی رشد اقتصادی است، درحالی که زهد و قناعت، آدمی را به اِعراض از سود و ثروت و رضایت به حدّاقل امکانات دعوت می‏‌کند! توجّه به مفاهیم صحیح و کارکرد این عناصر نشان می‌‏دهد که عناصر یاد شده، نه‏‌تنها عامل رکود اقتصادی نیست، بلکه بر اساس متون دینی، در شمار عوامل رشد اقتصادی قلمداد می‏‌گردد. از مجموع آموزه‌‏های دینی برمی‏‌آید که زهد به طور کلّی، دارای دو بُعد است:

1. «بُعد روحی»: یعنی دل نبستن و شیفته نشدن به مظاهر مادّی، نه محرومیت از امکانات مادّی. 

2. «بُعد عملی»: یعنی برداشت کم برای بازدهی زیاد.

3. «زهد عملی» مربوط به صرفه‏‌جویی در مصرف است و هرگز عرصه تولید را شامل نمی‏‌شود، در نتیجه، معلوم می‏شود که تفسیر زهد به «ترک فعالیت‌های اقتصادی»، برداشتی انحرافی و ویرانگر از این عنصر سازنده است.

توصیه به «قناعت» در آموزه‏‌های دینی نیز به هدف ایجاد کردن یک ویژگی مثبت در شخصیت انسان است که موجب رضایت‏مندی و لذّت‏یابی انسان از حدّاقل‌های زندگی می‏شود و به صورت ترک آزمندی و زیاده‌ ‏خواهی نمود می‏‌یابد.

به خوبی روشن است که آرامش روانیِ ناشیی از این گونه فضیلت‌ها در کنار اثرات عملی‌شان در عرصه مصرف، خود زمینه‌‏ساز رشد اقتصادی است.


1. Social Values.

2. Economic ethics.

3. نفی پاره‏ای از پندارهای نادرست و خرافی درباره سرنوشت انسان و جوامع.

4. از طریق تبیین ارزش معنوی و اجتماعی و آثار کار.

5. یوسف، 55.

6. تحف‌العقول، ص 427.

گردآودنده: سید محمد رضوی

این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 18 آبان 1394 ساعت 01:05
  • اندازه قلم

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما